عصر طلایی بازنگری گزاره ها، جواد رحیم پور

ایران امروز تکان جدی خورده است و باورهای بسیاری را مورد تردید قرارداده است.
باورهای دینی، باورهای تاریخی، باورهای اندیشه سیاسی و فرهنگی و….
نیروهای سیاسی البته دچار تحول شده اند اما ایستایی آنها حول باورهایشان بیش از جامعه است.

یکی از دلایل گسست نیروها با جنبش اجتماعی همین عدم همپوشانی گفتمان سیاسی نیروها با گفتمان عرقی-سیاسی درون جامعه است.
هنوز دعوای رهبری هژمونی گفتمانی زیر پوست نیروهای سیاسی زنده است و هرکس می خواهد جنبش اجتماعی را به نام خود بخواند.
اما دریغ که عصر بازنگری گزاره های فکری و سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی پیوست آنها فرارسیده است.

نیروهای ملی بویژه بیش از دیگران در معرض این آزمون بازنگری هستند. با درس تاریخ و تحلیل رویداد باشکوه گذشته دیگر نمی توان جامعه را اقناع کرد. هویت مدرن اکنون در برابر تمام هویت های انگیزه بخش تاریخی و مذهبی قد علم کرده است.

برساختن تمدنی در تراز مدرنیته البته از نهضت مشروطه آغاز شد. اکنون هر بنیاد نظری و گفتمان سیاسی اگر ریشه دراین نهضت نداشته باشد به ملالی تاریخی و سیاسی دیگر منجر خواهد شد و راه ایدئولوژی های تازه و صد البته ستیزگر را باز خواهد کرد.
پرسش های مهمی در برابر نیروهای ملی است.

در این یادداشت البته مجال پرداختن به همه این گزاره ها نیست. اما پرسش از استقلال و راههای کسب آن، پرسش از رابطه تمرکز گرایی با یکپارچگی سرزمینی، پرسش از رابطه متوازن نیروهای مولده شامل کارفرمایان و نیروی کار بدون درغلتیدن به دامن دولت گرایی یا هرنوع کمال گرایی سوسیالیستی،

پرسش از رابطه موزون توسعه،دموکراسی و یکپارچگی ملی و نه صرفا سرزمینی ،پرسش از عقیده آزاده و قیود مدنی آن ،پرسش از تجلی رابطه افقی در سازواره نهادی در حوزه مدنی شامل احزاب و نهادهای مردمسالار و… تا ساختار حکمرانی ملی، پرسش از نظام دموکراتیک بازتوزیع منابع ملی ، پرسش از ثبات یا تحول مناسبات جهانی غیر استعماری و… نمونه ای از چالش ها و بنیادهای ضرورتا تغییر پذیر عصر کنونی است.

اگر این شیف پارادایم صورت نگیرد، نیروهای سیاسی ملی نه تنها در هویت سازی مدرن نقشی ایفا نمی کنند بلکه در برابر اتهامات تاریخ و ایستایی کم واکنشی در برابر تحولات خطیر گذشته ،تن به رکود و حذف خواهند داد. واقعیت آن است که گذار به اقتصاد بخش عمومی پایدار و توسعه رفاه اجتماعی اکنون در دفاع صرف از ملی شدن یک صنعت خلاصه نمی شود. ضمن آنکه ملی کردن نیز تنها راه سرریز کردن سهم منابع حاصل از دارایی های بین نسلی به نسل اکنون نیست.

خلق ارزش افزوده اکنون مهم ترین مسیر بازتوزیع درآمد و افزایش سطح رفاه عمومی در کنار مکانیسم های حمایتی،جبرانی و یا در سطح بنیادی تر، سرمایه گذاری توسعه انسانی است.

بنابراین ملی کردن راه تامین استقلال نیست. بلکه بهینه کردن سرمایه گذاری و تکنولوژی چه از مسیر اقتصاد بازار و چه از مسیر اقتصاد دولتی در مناطق کمتر جاذب به مفهوم ملی بودن و ملی کردن نظام بازتوزیع نزدیکتر است.

در واقع عبور و گذار از ملی کردن مالکیت و افق گشایی ملی در نظام بازتوزیع رفاه ، چرخش گزاره ای مهمی است که چسب جامعه را بیشتر به هم پیوند می زند.

عدم تمرکز، واگرایی نیست. بسیاری هنوز براین باور هستند که عدم تمرکز باعث آزاد سازی نیروی گریز از مرکز می شود. جدا از آنکه عدم تمرکز سویه دموکراتیک بیشتری دارد، دقیقا در پیوند بیشتری با توسعه قرار دارد. توسعه علاوه بر سرمایه گذاری فیزیکی، سرمایه گذاری انسانی را ارتقا و استحکام می بخشد.

پیوند های اقتصادی و انسانی رشته اتحاد را افزایش می دهد تا از هم بگسلد.
تفاوت بین حکمرانی محلی و ملی نیز کاملا روشن و قابل تفکیک است.
تمرکز گرایی ،یکپارچگی سرزمینی را تامین کرده است اما یکپارچگی ملی را خیر.

کیک اقتصاد ایران به راحتی این گسست را نشان می دهد و مفهوم شمال- جنوب در قطب بندی نا برابری توسعه جهانی در اقتصاد منطقه ای ایران نیز کاملا قابل تطبیق است.

ترمیم این فاصله با تشدید تمرکز گرایی با ژست واگذاری برخی اختیاران قابل جبران نیست.

استقلال عدم تعهد نیست. عدم تعهد به معنی خارج بودن از نظام قطب بندی جهانی پایان یافته است. نظام دوقطبی نیز تا حدودی شکسته است و البته از خصلت مهاجم آن نیز تا حدودی کاسته شده است.

آنچه این تهاجم و سلطه پذیری را رفع می کند کناره گیری از جهان نیست. ژئوپلیتیک مهم ترین ابزار بازیابی استقلال است. تحقق استقلال اتفاقا درون قطب بندی های مدرن اقتصادی شکل می گیرد. پیوند با تکنولوژی ضعیف، سرمایه گذاری ناپایدار،غیر شفاف و کم بازده نافی استقلال ملی است.
یکپارچگی ملی مقدم بر یکپارچگی سرزمینی است.
یکپارچگی سرزمینی مبتنی بر تمرکز گرایی، نظامی گری و عدم توسعه موزون است.
یکپارچگی ملی متضمن توسعه موزون، پیوند های اقتصادی و به کارگیری مشارکت محلی در مسیر دموکراسی ملی است.
کیک منافع در گستره ملی بازتوزیع می شود.

اقتصادهای کوچک میرا هستند و اقتصاد ملی ضامن شکوفایی اقتصادی محلی.
یکپارچگی ملی حاصل توسعه انسانی و توسعه اقتصاد محلی بر پایه یکپارچگی سرزمینی است.
یک ادغام واقعی ونه از ترس یا حاصل تثبیت ترس!
مناسبات جهان استعماری نیست.
جهان دوران استعمار را پشت سرگذرانده است.

دوران مکش منابع سایر مناطق به سود اقتصادهای برتر پایان یافته است ورمق استعمار در مسیر افول قرار دارد.
پایایی مناسبات استعماری بیش از آنکه حاصل قدرت نظام استعماری باشد ،حاصل ضعف دموکراسی و رونق ایدئولوژی های ستیزه گر محلی یا منطقه ای است.

اقتصاد جهان بیش از مکش منابع به بازار نیاز دارد. تکنولوژی مصرف نهاده ها را بهینه تر کرده است .اکنون بازار مهم است و استعمار بازار از استعمار منابع اهمیت بیشتری دارد. تبادل راه حل عبور از این نظام یکسویه است و البته قابل حصول.
کارفرما بهره جو و کارگر نیز نهاده مادی نیست.

رابطه ستیز گر بین کارفرما و کارگر تحت رابطه رانتی بوجود می آید.
دفاع از حقوق کارگران در شرایط رانتی نباید اصالت رابطه منطقی کارفرما- کارگر را از بین ببرد و به رهزنی ایدئولوژیک تبدیل شود.
کارگران بخشی از نظام مدیریت عملیاتی و نه ستادی بنگاه تولیدی یا خدماتی هستند و سهم این عامل متناسب با جایگاه باید پرداخت شود.

اما در کنار این عامل باید بازار رقابتی کار هم فراهم شود تا چانه زنی واقعی سهم عامل کار شکل گیرد.
سهم عامل کار منطبق بر دستمزد واقعی است ولی بخش های رفاهی از مسیرهای قانونی حمایت می شود.
دفاع از حقوق کارگران، دفاع از پایداری تولید است اما دفاع از کارفرمایان دفاع از مجموع نیروهای مولده.
دفاع از حقوق کارگران ،دفاع از بخشی از نظام تولید است و در مسیر بازیابی جایگزینی نیروهای مائده با نظام رانتی قابل پیگیری است.

عصر بازنگری گزاره های تاریخی و واکاوی مجدد آنها فرارسیده است. بدون این واکاوی ،عنصر پیشران در سپهر سیاسی ایران ظاهر نخواهد شد.

جنبش اجتماعی و اعتراضی کنونی تنها علیه حاکمیت نیست. چالش تاخیری این اعتراض نسبت به اپوزیسیون نیروهای ملی کاملا مشهود است.

از این مواجه تاخیری به سود بازنگری گزاره ها و تعمیق پیوند نیروها با جامعه باید بهره جست.

جواد رحیم پور

تاریخ: ۲۰مرداد۱۴۰۰

 

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»