نیاز ایران به نگاه مصدقی ها، فرهاد قنبری

دنیس رایت سفیر بازگشته انگلیس پس از کودتای بیست و هشت مرداد به تیمور بختیار (فرماندار نظامی وقت تهران) چنین می‌گوید: “در نخستین فرصت مشتی به دهان «فاطمی» بکوب تا بداند هیبت امپراطوری انگلیس بازی کردنی نیست”

حسین فاطمی به مانند همه سیاستمداران عصر خود اشتباهات ریز و درشت فراوانی داشته است. دکتر فاطمی با درافتادن با نهاد سلطنت دانسته یا ندانسته در مسیری قدم بر می داشت که پایان آن کنار گذاشته شدن شبه دموکراسی به یادگار مانده از مشروطه بود.
با این حال و با همه نقدهایی که به رویکرد دکتر فاطمی و بسیاری از ملی گرایان وارد است باید این حقیقت را مورد توجه قرار داد که جبهه ملی ایران از معدود جریانات سیاسی تاریخ معاصر ایران است که هم درد را درست شناخته بود و هم راه درمان را به خوبی می شناخت.‌

دکتر فاطمی و اعضاء جبهه ملی که همگی از شاگردان فکری روشنفکران عصر مشروطه بودند به خوبی می دانستند که مسئله اصلی نه شعارهای دهان پرکن هزینه زا و نه درافتادن با جهان و نه شعارهای دور از واقعیت و امثالهم بلکه توسعه و پیشرفت و سعادت ملتی است که در جغرافیایی به نام «ایران» زندگی می کنند. آنها هر ایده و راهکار و کنش داخلی و بین المللی خود را با متر و معیار خدمت به این سرزمین مورد ارزیابی و سنجنش قرار می دادند. (و همین مسئله هم بود که تمام دولتهای خارجی از شرق و غرب از سقوط دولت مصدق خوشحال شده و هیچکدام به تقاضاهای او پاسخ مثبت ندادند)

مسئله ای که دکتر فاطمی هم علت کشته شدن خود را در آن می داند و می گوید: “من برای آن كشته می ‌شوم كه نخستين اقدامم در وزارت خارجه، بستن سفارت و قطع رابطه با انگلستان بود. هيچ مايوس نيستم، از هر قطره خون من هزاران نهال می ‌رويد و با تاييد خداوند قهار انتقام اين ملت ستم ديده را از استعمار ناپاك می گيرد”

اتفاقی که در سالهای اخیر ( بیشتر تحت تاثیر جو رسانه ای و تبلیغات) رخ داده است مرگ «ملی گرایی» یا نگاه ملی در ایران است.
امروزه نه در میان جوانان و نه سیاستمداران و نه منتقدین و فعالین سیاسی، آن شکل از ملی گرایی که در گفتار و رفتار دکتر مصدق و نزدیکان و حامیان ایشان وجود داشت مطلقا وجود ندارد. امروزه بسیاری از فعالین سیاسی هر تفکر ملی گرا را به باد انتقاد و سخره می گیرند و هنوز شناخت و درک درستی از «سرزمین» که بدبختی و خوشبختی همه ساکنان خود را رقم می زند، ندارند. (کافیست به نتیجه چنین نگاهی در افغانستان و یمن و سوریه و لیبی امروز بنگریم)

در سالهای اخیر به واسطه تبلیغات رسانه ای که عموما توسط همسایه گان کشور (ترکیه، آذربایجان، عربستان و اسرائیل) صورت می گیرد، نوعی فرقه گرایی و قومیت طلبی فاقد اندیشه و به شدت خشونت طلب در اکثر نقاط ایران (به ویژه استان های مرزی) قابل مشاهده است، فرقه گرایی که سعی در جعل تاریخ دروغین برای اقوام ایرانی دارد و تلاش می کند تجربه تاریخی هزاران ساله ایران در قالب یک ملت را زیر سوال ببرد. آنها در تلاش برای ایجاد شرایطی مانند عراق و افغانستان و لیبی و سوریه در ایران هستند تا بتوانند با ایجاد جنگ قومی و فرقه ای اهداف خود را دنبال کنند.

در حالی که در اکثر نقاط جهان (به ویژه اروپا) روز به روز شاهد کمرنگ شدن مرزها و نزدیکی ملت ها هستیم، اما سیاستی که در خاورمیانه دنبال می شود ایجاد فاصله و نفرت میان قومیت ها و ملت هاست..

در این شرایط آنچه ایران امروز تشنه آن است روشنفکران و سیاستمدارانی با تفکر و نگاهی شبیه نگاه دکتر حسین فاطمی است..

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»