عبور از تاریکی، مرتضی ملک

هفته گذشته هفته کابوس بود. هفته طالبان .هفته تکان خوردن جهان از مشاهده فروپاشی دولت پوشالی افغانستان ،از شکست بزرگ‌ترین ارتش جهان ، از پیروزی برق آسای لشکر سیاه طالبان. نمی دانم چه کسانی جز طالبان و متحدین آنها ، پاکستان و امارات و عربستان از این رویداد اسفناک خوشحالند اما بدون تردید همه مردم صلح دوست ، آزادی خواه و متمدن جهان از این واقعه و پیامدهای آن اندوهگین و دلواپس اند. و مردم ایران بعد از خود آزادی خواهان افغان بیش از دیگران غمناکند. زیرا بخش بزرگ مردم ایران بیش از هر ملت دیگری در این سرنوشت تلخ و سیاه احساس و تجربه مشترک دارند. این روزگار تیره ای که افغانستان می رود بار دیگر تجربه کند ایرانیان پیشتر آزموده اند ، صابون اسلام سیاسی اولین بار بر جسم و جان ایرانی آزمایش شد. با آغاز اعدامها و تصفیه‌های میلیونی، با انقلاب فرهنگی و فرو کردن زنان در گونی ، با امر تجسس خانه ها و اندرونی ، با فتوای ممنوعیت خنده و بازی و رقص و موسیقی . با سیاه پوش کردن کشور و تبدیل آن یه هیئت عزا داری .

اما ایران برغم جادو شدن در گفتار انقلابی ، برغم بی‌تجربگی در مواجهه با حکومت مذهبی، برغم گیر افتادن در جنگ خارجی ، خیلی زود خود را باز یافت و راه مقاومتی صعب و در عین حال سنجیده را در پیش گرفت. نبرد در همان بستری آغاز شد و پیشرفت که بساط ان را خود حکومت چیده بود ، بستر فرهنگ و سبک زندگی . پروژه اسلامی کردن حیات کشور و زندگی مردم ،باید جواب خود را با اسلام زدایی و تحجر گریزی و دنیا گرایی می گرفت . ، و ‌گرفت . مبارزه از آشکار کردن تار موی زنان و آستین کوتاه مردان و تن انسانها آغاز شد و پیوسته جلو رفت و میدانها و فضاهای اجتماعی را به تسخیر خود در آورد . با موسیقی زیر زمینی ، ویدیوهای مخفی ، گستراندن سبک مدرن زندگی . دهه دوم بعد از انقلاب دهه بیرون کشیدن جامعه از چنگال پروژه اسلامی کردن بود. براستی اکنون از ان پروژه اسلامی کردن ، در سطح جامعه چه چیزی برای نظام باقی مانده است. ؟ پایوران جمهوری اسلامی خود معترف اند که نبرد در این عرصه را باخته اند و صحنه اصلی جنگ بیش از دو دهه است بر سر بیرون کشیدن قدرت سیاسی از دست انست.

افغانستان اکنون در آستانه نخستین مرحله مبارزه مردم ایران قرار دارد. جوانان و زنان پیشرو افغان بی تردید از تجربه خواهران و برادران ایرانی خود با اطلاعند . و بی شک راه صحیح خود را در همین راستا خواهند جست . تجربه دخالت نظامی نشان داد ان راه بر خلاف ظاهر آسان و غلط اندازش در رسیدن به تمدن و آزادی بیش از آنکه این مسیر را هموار کند مسیر ارتجاع و جنگ سالاران را آسان کرده است. لااقل در چند مورد کشورهای اسلامی چنین بوده است. اگر غرب بجای توپ و تانک و تحمیل هزینه های هنگفت برای تشکیل دولت بر روی شن ، دست رسی جوانان و زنان و آزادیخواهان افغان را به گوشی و اینترنت و ماهواره را آسان می کرد ، حالا پیش زمینه های فرهنگی دموکراسی و ارزش های حقوق بشری در جامعه افغانستان امروز پایه های وسیعتر و محکم تری می‌داشت.

یورگن تری تین در جمع بندی دو علت عمده شکست غرب در افغانستان نوشته بود ، استراتژی دولت سازی مقهور استراتژی جنگ ضد تروریستی شد. اما حتا اگر چنین هم نمی شد باز بعید بود که غرب‌ در هدف دولت سازی خود موفق می شد. زیرا بدون پایه های محکم فرهنگی و مدنی در جامعه ، بنای استوار ساختمان دولت _ ملت ممکن نخواهد بود. افغانستان به نقطه صفر باز گشته است ، با همه درد و رنج طاقت سوز آن . اما این مردم رنج کشیده همانقدر نیز سرسخت و پیگیر رهایی خود هستند . دیگر وقت غصه خوردن و افسوس کشیدن نیست. در غرب و در میانه همه گروها بحث و فحص در سطوح مختلف داغ شده است ، همه مشغول جمع بندی این تجربه و تدوین استراتژی های جدید شده اند. مبارزان سیاسی و مدنی افغان نیز بیکار نخواهند نشست ، راه صعب و سنجیده آنها تازه آغاز شده است. آرزوی ما موفقیت آنهاست.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»