سخنرانی سید علی محمودی
همایش بینالمللی مشروطهخواهی و تحول مفاهیم بنیادی در ایران معاصر، مرکز پژوهشهای علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه
محورهای سخنرانی:
گفتمان بنیادگراییِ شریعتبنیان: شیخ فضلالله نوری
فضلالله نوری به شهادت آثارش، فردی بود تکمنبعی که سواد او در روایات و فقه سنتی خلاصه میشد. او از انسانشناسی، سیاست، حقوق و قانون دوران جدید، به ویژه از سدۀ شانزدهم تا بیستم میلادی، بیاطلاع بود. نیز از تاریخ علوم دورۀ اسلامی آگاهی نداشت. افکار و عملکرد سیاسی او در بنیادگرایی مذهبی، جزمیت، قرائت بسیط و متصلب از دین و شریعت، و جانبداری از استبداد دینی به مثابۀ مُقَّوم استبداد سیاسی، صورتبندی میشود. محمد حسین نائینی، فکر و کنش وی را در رسالۀ تنبیه الامه وتنزیه المله در چارچوب«شعبۀ استبداد دینی» نقد کرده است.
گفتمان نوگراییِ توجیهگرِ شریعتبنیان: میرزا ملکم خان و میرزا یوسف مستشارالدوله
ملکم برپایۀ کارنامۀ فکریاش، فردی بود آگاه از دگرگونیهای اجتماعی و سیاسی جهان نو و دارای درکی بهنسبت دقیق از اصول و مفاهیم حکومت قانون. آثار او فاقد نظم منطقی و ساختاری است، آنگونه که در انواع رسالههای سیاسی مانند نظریۀ سیاسی، سیاستنامهها و شریعتنامهها معمول است. او فردی عملگرا و اهل گفتوگو با منورالفکران، شاه و دولتمرادن و فقیهان متنفذ بود تا از رهگذر مذاکره و مصالحه، اندیشههای خود را به آنان بقبولاند. مستشارالدوله با رسالۀ یک کلمه، اصول و بنیانهای حکومت قانون و دموکراتیک را، از آزادی، برابری و حاکمیت مردم گرفته تا حقوق بشر و تفکیک قوا، به ادبیات مشروطه افزود. او بر خلاف ملکم اهل سازش و مصالحه در اصول حکمرانیِ قانونی، با هیچ شخص و جریانی نبود. ملکم و مستشارالدوله کوشیدند اندیشههای دوران جدید را با روایات و احادیث تطبیق دهند تا شاید مقبول طبع خاطر فقیهان متنفذ در میان عامۀ مردم قرارگیرد.
گفتمان نوگراییِ محض: میرزا فتحعلی آخوندزاده
آخوندزاده اندیشههای خود را، برگرفته از منابع دست اولِ نظریههای سیاسی و فلسفۀ سیاسی، حدود ۳۵ سال پیش از صدور فرمان مشروطیت در ایران منتشر کرد. او مفاهیم دوران جدید و سنت و فقه اسلامی را به دقت از یکدیگر تفکیک و مرزهای آنها را ترسیم کرد؛ مانند سیاست و شریعت، استقلال نهاد دین از حکومت، تقدم مدرنیسم بر مدرنیزاسیون(نوسازی). آخوندزاده در نیل به حقیقت، نقد(کِرِتیکا) را مورد تأکید قرار داد. او برخلاف ملکم و مستشارالدوله، وارد دایرۀ تقلیلگرایی و التقاط در عرصۀ اصول و مفاهیم جدید نشد. او بر اساس تفکیک قلمرو عرف و شرع، به این باور رسیده بود که نظام سیاسی برآمده از خرد انسان، بر پایههای آزادی، برابری، حقوق بشر و دموکراسی، به توجیههای شرعی و فقهی حاجت ندارد.
تدوین نظریۀ دولت در ایران امروز، نه با گفتمان بنیادگرایِ شریعتمحورِ فضلالله نوری راه به جایی میبَرَد، و نه با گفتمان نوگراییِ توجیهگرِ شریعتبنیانِ ملکم خان و یوسف مستشارالدوله. آنچه از ادبیات دوران مشروطه برای ایران امروز و فردا راهگشا و سودمند است، التفات جدی به میراث فکری آخوندزاده است؛ زیرا او الگویی سنجیده در راه تأسیس حکومت قانون و دموکراسی عرضه کرد. این تأکید به معنی توقف در آخوندزاده نیست، بلکه نقطۀ عزیمت است تا نظریۀ دولت دموکراتیک با بهرهگیری از آخرین دستاوردهای فکری و عملیِ روزگار ما، برای ایران امروز و فردا سامان یابد.