مفهوم «آگاهی تاریخی- اجتماعی» چه نسبتی با حافظه تاریخی و فهم آن، چه تاثیری بر کنش فردی یا جمعی ما انسان ها در زمان و مکان کنونی دارد؟ هم زمانی کنش «کنشگران» چقدر می تواند بر افتادن حکومت یا تسریع بر روند تحولات وسیع و تاریخی اثرگذار باشند؟
آگاهی بر وقایع مهم اجتماعی مثل «قوانین یا نقض قوانین حقوق بشر» چگونه می توانند بر هم کنشی در تحولات اجتماعی- تاریخی اثرگذار باشند و در میان کنشگران سازگاری فراهم سازد؟
ما این گزار مفهومی را می دانیم که؛ آگاهی تاریخی در انسجام بخشی «هویت جمعی و انسجام اجتماعی» اثرگذار بوده و در دوره هایی از تاریخ انسانها می تواند منشاء تجربه و تاریخ مشترک گردد. اما برای همه گروهها و طبقات اجتماعی در یک جامعه «آگاهی تاریخی- اجتماعی» نمی تواند بصورت یکسان و در همزمانی هم فراهم گردد. به عبارت دیگر مشارکت در تحولات میدانی معمولا حاصل کنش عناصر یا بخشی از گروه بندیهای اجتماعی است که در یک وضعیت قرار دارند که به درک از آگاهی اجتماعی- تاریخی با پاسخ های مشترک دست یافته اند!
شاید آگاهی تاریخی، نتیجه فهم مشترک از «تحولات درزمان حال» باشد؟ آنچه که به گفته نیچه «زمان حال بالاترین نقطه قدرت» است. و اگر نیچه درست می گوید پس «اکنون ساحت زندگی، شناخت و عمل» می تواند به مثابه تنها معیار ما از زمان حال در «برساخت آگاهی تاریخی» انسان ها باشد.
این مقدمه اشاره ای بود به نیروهای اجتماعی که قصد دارند تا نوع کنش خود را بر سلسله وقایع موازی که در تحولات کنونی جامعه ایران در جریان است، استوار سازند و «جای- گاه» کنونی خود را تغییر دهند. حال به شرایط عینی اشاره می کنیم؛
گروهی به نام “عدالت علی” که اعلام کرده بود موفق شده دوربینهای مداربسته زندان اوین را هک کند، تصاویری از برخورد خشن و غیرقانونی مسئولان زندان با زندانیان منتشر کرده است. در بخشی از ویدیویی که از طریق هک کردن سیستم نظارتی زندان اوین به دست آمده، فردی در فضایی که به نظر حیاط زندان میآید، بیهوش می شود. بعد از آن که این زندانی، روی زمین میافتد، چند نفر که ماموران زندان هستند، دور او جمع میشوند. دو دست فرد از حالرفته را میگیرند و او را روی زمین میکشند و به زور و کشان کشان او را از پلههای ساختمان بالا میبرند. در تصویر دیگر، همچنین یک زندانی از سوی چند مامور نیروی انتظامی به شدت مورد ضرب و شتم قرار میگیرد. در این فیلمی که گروه “عدالت علی منتشر کرده” تصاویر تعدادی از دوربینهای مداربسته به تدریج قطع میشود و پیامی به این مضمون روی مانیتورهای اتاق ظاهر میشود:
“اوین لکه ننگی بر عمامه سیاه و ریش سفید رئیسی – اعتراضات سراسری تا آزادی زندانیان سیاسی”
احتمال می رود که این پیام به ابراهیم رئیسی، رئیس جمهوری جدید ایران است که نقش او در اعدامهای گروهی اواخر دهه ۶۰ خورشیدی و نقض فاحش حقوق بشر، بیش از پیش مورد توجه رسانهها و گروههای فعال حقوق بشر قرار گرفته است.
اخیرا نیز دادگاهی در سوئد در حال محاکمه فردی به نامه حمید نوری (نام ساختگی حمید عباسی)، است. که خبر کشتار هزاران نفر (حداقل چهارهزارنفر) از زندانیان دگراندیش و مخالف جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ را تائید می کند!
بیش از چهار دهه از حکومت جور جمهوری اسلامی می گذرد، و مردم ایران در طی این سالها شاهد بحرانهای پیوسته بوده اند. و بنظر اساسی ترین بحرانی که طی این سالها وجود داشته در مورد حقوق انسانها، خصوصا ناباوران به حکومت جمهوری اسلامی است. که وقایع آن در طی این سالها تلاش شده تا به دلیل منافع قدرتها و تعاملی که با حکومت وقت دارند (حتی با کم توجهی توسط سازمانهای بین المللی حقوق بشر) پوشیده بماند.
به هرحال با گردش آزاد اطلاعات و امکان رصد آسان اعمال دولتمردان خصوصا رژیم های تمامیت خواهی چون جمهوری اسلامی، میسر شد تا مردم ایران و دیگر کشورهای جهان، قبل از فروپاشی این حکومت، به زوایای پنهان و پیدای سرکوبهای سیستمی مخالفین حاکمیت در داخل و خارج از کشور پی ببرند و به افشای آن مبادرت ورزند. آنچه که مهم می آید کشیده شدن رخدادهای موازی ضد حقوق اولیه انسانها در صحنه سیاسی جامعه ایران است! و بنظر هک دوربینهای مداربسته زندان اوین و درز نشانه هایی از شکنجه زندانیان به فضای مجازی، در کنار روند دادگاه حمید نوری یکی از کارگزاران زندان گوهردشت کرج، و نیز گماشتن ابراهیم رئیسی (از اعضای هیئت مرگ در سال ۶۷)، بر ریاست جمهوری ۱۴۰۰، حاکی از سیگنالهای مثبت بر مرحله زوال و فروپاشی حکومت جور است.
هم اینک تمامی کنش گران ایرانی می توانند از تلاش بشر که بعد از جنگ جهانی دوم و در اعتراض به جنایات دولت هیتلر آلمانی در مورد «هولاکاست»، با تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر در پاریس توسط مجمع عمومی دولتها در سازمان ملل متحد در سال ۱۳۴۸ میلادی به اوج خود رسید، و بر حقوق پایه و طبیعی انسانها فارغ از عواملی چون «نژاد، ملیت، جنسیت، مذهب، گرایش جنسی، رنگ، زبان و غیرو»، (که تمامی آن توسط قوانین جمهوری اسلامی نقض می گردند!)، تاکید دارد، به عنوان سلاح برنده برای کوبیدن حاکمیت جور و ظلم جمهوری اسلامی، بهره گرفته و در جهت احیای حقوق میلیونها ایرانی که در طی چهل سال نقض گشته، استفاده نمایند.
و براستی اگر چنانچه نیروهای مخالف جمهوری اسلامی نتوانند از چنین بستر عینی و ملموسی که فراهم شده است بهره گیرند، و اگر از این وقایع نتوانند برای افتادن چهره کریه حاکمیت مذهبی ایران اقدام کنند، ممکن است تا بار زمان از دست رود و چرخه خشونت دوباره تکرار و به حیات جمهوری اسلامی وسعت دهد.
بنابراین بایسته است تا نیروهای کنش گر از امکانات تبلیغی و ترویجی موجود خود در راستای افشای مداوم جمهوری اسلامی استفاده کنند تا شاید مرحله فروپاشی در جمهوری اسلامی با همرایی جامعه جهانی و نیروهای گذارمحور پیوند برقرار سازد و در افتادن حاکمیت مذهبی تسهیل روا دارد. هم اینک می توان اذعان نمود که حتی تکرار حرکتهای اعتراضی و تلاش عملی که در رابطه با محکومیت جمهوری اسلامی در جریان است، می تواند به معنی «برترین کنش» در گذار از مرحله کنونی معنی شود. و در افشای جمهوری اسلامی نتایج قابل توجه به همراه بیاورد.
چنین باد