خلافت اسلامی در ایران بیش از ۴۲ سال است که سالهای سیاه (ارتجاع سیاه) زندگی مردم ایران را رقم میزند. انتصاب «انقلابیهای مکتبی» به عنوان رئیس جمهور و هیأت دولت توسط رهبریت نظام به سرکردگی علی خامنهای و به قدرت رساندن طالبان در افغانستان آغاز یک دوره آشوبمند سیاهی است که شاید تکرار جنگهای سی ساله کاتولیکها و پروتستانها (۱۶۱۸-۱۶۴۸ م.) در اروپا باشد، جنگهایی که این قاره را عملاً به لبهی سقوط و نابودی کشاند و جمعیت آن را به یک هفتم کاهش داد.
همانگونه که پیشتر هم نوشته بودم «طالبان» یک جبهه وسیع متشکل از گروهها و سازمانهای مستقل، نیمه مستقل و وابسته (نیابتی) است. سازمانها و گروههای اسلامی افراطی که در افغانستان فعال هستند:
۱- طالبانِ آخوندزاده (طالبان رسمی)، ۲- طالبان ملا رسول، ۳- شبکه حقانی، ۴- داعش، ۵- تحریک طالبان پاکستان، ۶- القاعده، ۷- آمور (حزب اسلامی ازبکستان)، ۸- حزب اسلامی افغانستان، ۹- حزب اسلامی خالص، ۱۰- لشکر طیبه، ۱۱- لشکر اسلامی، ۱۲- گروه (هندی) عبدالعظیم، ۱۳- جنبش ترکستان شرقی، ۱۴- جیش محمد، ۱۵- امارات اسلامی وزیرستان، ۱۶- سپاه صحابه پاکستان، ۱۷- تحریک نفاز شریعت محمدی، ۱۸- اتحاد جهاد اسلامی، ۱۹- لشکر جهنگوی، ۲۰- حرکت المجاهدین، ۲۱ گروه محاذ فدایی، ۲۳- بریگاه (القاعده) گوریلایی، ۲۴- امارات قفقاز
حال تصورش را بکنید که نزدیک به ۸۰ میلیارد دلار اسلحه (مدرنترین نفربرهای ضد مین، تانک، انواع مسلسلهای خودکار، انواع بالگردهای مدرن، انواع دوربینها برای شب و …) در افغانستان به دست طالبان و گروههای نامبرده بالا افتاده است. هم اکنون بازار سیاه فروش این اسلحهها آغاز شده است. این گروهها و سازمانها در یک چیز مشترکند: ضدیت با هر چیز غیرخودی (فاشیسم ناب) به ویژه هزارهها، تاجیکها و هر اقلیت دینی یا قومی دیگر (غیرپشتون): فاشیسم شیعه در ایران و فاشیسم سنی در افغانستان.
بهتر است نتیجهگیری به عهده خواننده گذاشته شود!