مبارز هر کجا باشد، میدان نبرد آنجاست

سراسر فضای مجازی پر است از اسامی مبارزین واقعی. کسانی که به ناحق در زندان‌اند یا منتظر دادگاه‌، تحت تعقیب‌اند یا با وثیقه و مرخصی آزادی مشروطشان را زیر سایه‌ی سرکوب سپری می‌کنند. همه‌ می‌دانند که امروز اگر حق طبقه‌ کارگر را طلب کنند به جای شنیده شدن و حل مشکلاتشان، از نظر نهاد سرمایه و سرکوب سزاوار سخت‌ترین برخوردهایند. به جای حل مشکلات کارگران، شلاقشان می‌زنند و حتی وقتی عفو می‌شوند اجازه بازگشت به کارشان سلب می‌گردد. اما چیزی که صاحبان سرمایه نمی‌خواهند باور کنند این است که ایده و اندیشه‌ی آزادی‌خواهی میله و دیوار نمی‌شناسد. آزادیِ یک تن تا حدی با دیوار سلب می‌شود اما به درازای تاریخ، آزادی‌خواهی طویل‌ترین دیوارها را درنوردیده و ستبر‌ترین میله‌ها را پشت سر گذاشته است.

اسماعیل گرامی، از روز بازداشت بدون داشتن حقوق قانونی متهم اعم از حق داشتن وکیل و آزادی مشروط یک سره تا دادگاه و صدور حکمش در زندان حبس شد.

او را پشت دیوار نگاه داشتند که چه بشود؟ مثلا تنش بلرزد و دست از حق طلبی بردارد؟! با این بگیر و ببند، غیر از اثبات حقانیت او هیچ چیزی عاید نهاد سرکوب نمی‌شود.

اسماعیل گرامی از ۱۴ فروردین ماه، بیش از ۱۰۰ روز محبوس بوده است، بیش از ۱۰۰۰ نفر به حامیانش اضافه شده و بیش از پیش مصمم و استوار آرمانش را می‌پروراند. حامیانش هم محکم‌تر از همیشه صدایش را فریاد خواهند بود.

اسماعیل گرامی حتی اگر ۶ سال گرفتار بماند، ۷۴ ضربه شلاق بخورد و ۲ میلیون جریمه‌ی نقدی بپردازد، روزی که از بند آزاد شود همان هست که بود؛ فقط پخته‌تر و شجاع‌تر و محبوب‌تر. حامیانش در میدان‌اند و این مسیر ادامه دارد. میله و دیوار که هیچ، طناب و گلوله هم مانع خروش طبقه‌ کارگر و متحدینشان نخواهد بود.

روزها شمرده می‌شوند، تا حضور دوباره اسماعیل گرامی، شانه به شانه در میدان نبرد.