در تاریخ ملت ها گاه زمانی فرا میرسد که پلشتی و پاکی در نهایت خود رخ مینماید، لحظاتی با شکوه که هم بلندای حقارت را میتوان دید و در آغوش کشید و هم فراز آزادگی و شرافت.لحظاتی که اگر زنده مانده همدوش حقارت است مقاومت و چه بسا شهادت نیز منادی می کند.
امیر خیز: در تاریخ ما محله امیر خیز تبریز یکی از این لحظات را در سینه خود ثبت کرده است.وقتی مجاهدین شکست خورده اند و شهر تسلیم شده وبر سر در خانه ها پرچم های تسلیم سفید بر افراشته اند تا از گزند نیروهای حکومت و قبایل تاراجگر در امان باشند ،ستار خان سردار ملی در خانه با اندکی از یارانش تصمیمی میگیرند که شکوه آن یک تاریخ را به لرزه در می آورد،آنها در بزنگاهی که تا مرگ فاصله ای نیست و شکست با همه هیمنه خود بر سرشان آوار شده است به پا میخیزند ، و مرگ با عزت را بر زندگی ننگین ترجیح می دهند. تا اندک شماری که مانده اند به کوچه می آیند و درفش های ذلت را به تیر می زنند، محله امیر خیز بر می خیزد باقر خان سلاح های تحویل داده را دوباره پس میگیرد، محله امیر خیز چون قلب تپنده آزادی به حرکت میافتد و محله به محله مجاهدین میخروشند و می رزمند، شهر آزادی می شود و تبریز چون مشعلی فروزان مشروطیت را نجات میبخشد و امیر خیز نمادی می شود برای شرافت و آزادگی و” توانستن” در زمانه ای که همه امید ها کور شده است.
خرمشهر: در حمله عراق که بنا بود به ساعتی خرمشهر فتح شود مدافعین با کمترین امکانات و تسلیحات کوچه به کوچه و خانه به خانه جنگیدند و شهر را برای بیش از یک ماه نگهداشتند، لشگری تا دندان مسلح و منسجم در برابر نیروهایی که تازه انقلابی را از سر گذرانده اند و از آشوب آن بیرون نیامده اند، اراده می کند تا با تحقیری بزرگ دو روزه تهران را فتح کند. سلحشورانی از جان گذشته خاک خود را پاس می دارند و از پا نمینشینند تا دشمن را عقب برانند، نفس به نفس میجنگند و نفس به نفس میمیرند تا خاک وطن جولانگاه شغالان نماند و سر انجام ” خرمشهر شهر خون آزاد شد”.
پنجشیر: در تاریخ افغانستان پنجشیر بروزی نمادین دارد، گویی تاریخ این ملت نمیخواهد روی آسایش ببیند، تاریخ با شیوه ای تلخ در حال تکرار است، یک بار” شیر دره پنجشیر” در برابر اردوی “سرخ” روس و “سیاه” طالب ایستادگی کرد و در اوج ناامیدی دره را حفظ کرد و چراغ را روشن نگهداشت و ناباورانه نشان داد که چگونه اراده و ایمان میتواند ناممکن را ممکن کند و امروز فرزندش باز به پنجشیر باز گشته است،لشگر سیاهی طالب همه کشور را در نوردیده است و دوباره این پنجشیر است که ایستاده است و آرزوهایی بزرگ را در خود جان مایه میبخشد، در نبرد خیر و شر تباهی همه افغانستان را گرفته است و امید در پنجشیر فشرده شده است.
حکومت ایران باز هم در سوی نادرست تاریخ ایستاده است، اما آزادی خواهان و عدالت جویان بایست صدای خود را بلند بکنند تا در دراز نای تاریخ ما شرمنده این مردمان نباشیم که در وانفسا در سوی شیطان قرار گفتیم و به خاموشی نور همت گماشتیم.حکومت راه خودش را برود کنشگران مدنی به روشنایی نگاه کنند.
اگر حکومت های طالبانی در آرزوی زانو زدن پنجشیر مانده اند که روزی قهقهه سر دهند که در برابر طالبانیسم مقاومت ممکن نیست ،بر آزادی خواهان است که با دست و دل به نور خیره بمانند و به آن نیرو ببخشند تا روزی که سیاهی از این خطه رخت بر بندد،گویی پنجشیر ناخودآگاه امید ما را هم در خود می پرورد.
۱۴۰۰/۶/۱۳