در پیام تسلیت آیت الله خامنه ای برای حسن فیروزآبادی، از سوابق متوفی در “دوران دانشجویی” و “جهاد سازندگی” و “شورای عالی دفاع” و “ستاد کل نیروهای مسلح” و “مجمع تشخیص مصلحت نظام” … تعریف شده ولی ذکری از سوابق نظامی او وجود ندارد. طبیعی هم هست: چون “سرلشکر فیروزآبادی رئیس سابق ستاد کل نیروهای مسلح ایران”، اساسا سابقه نظامی نداشت.
در جایی از جلسه معروف سپاهیان معترض فرماندهی جنگ در سال ۶۳، حسن بهمنی چهره شاخص معترضان، بهتلخی از فرماندهان “ستاد”نشینی اننقاد می کند که “نمی دانند اصلا تیر از سر تفنگ در می آید یا ته تفنگ؟” او می گوید: “ما که نگفتیم اینها کار نکنند اگر توی حزب و گروهی نباشند، باید هم کار بکنند- اما چرا در مسئولیت ستاد؟… چرا یک بار یکی شان یک دانه اسلحه دستش نمیگیرد بیاید توی جبهه؟ چرا هر کدام اینها [که] میرسند و کارایی هم ندارند، بلد هم نیستند، نمی دانند مسائل را، می آیند مسئولیت اصلی را می گیرند؟ … وقتی یک برادری را از جهاد [سازندگی] برداشتی آوردی گذاشتی سر کل ستاد سپاه… قرارگاهها میشود کاغذی، سازماندهی میشود کاغذی.”
انتقاد حسن بهمنی و همفکرانش، تازه به فرماندهانی بود که برخلاف امثال فیروزآبادی، حداقل سطحی از سابقه نظامی را داشتند. بهمنی زنده نماند تا ببیند چطور بلافاصله پس از جنگ، فرمانده کل قوا، حسن فیروزآبادی را سرلشکر و ۲۷ سال “رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران” میکند. “سرلشکر” عجیبی که اگرچه درس دامپزشکی خوانده بود و مطلقا پیشینه یا درک نظامی نداشت، در عوض خود را “غلام” رهبر میدانست. ظاهرا همین ویژگی هم، برای بیش از ربع قرن مسئولیت در بالاترین سمت نظامی کشور –بعد از فرماندهی کل قوا- کافی بود.