بررسی تاریخی پارادایم‌های توسعه، مترجم و مولف: عباد تیموری (پژوهشگر پویش فکری توسعه)

اقتصاد توسعه و به‌طور‌کلی تفکر توسعه نسبت به زمانی که در آغاز جنگ جهانی دوم به‌عنوان زیرشاخه‌ای از علم اقتصاد تصور می‌شد، به‌شکل قابل توجهی تغییر کرده است. از همان دوران یک بحث کلیدی همچنان باقی مانده است: آیا سیاست‌هایی را که منجر به توسعه موفق و پایدار در کشورهای صنعتی اولیه شده‌اند می‌توان به‌عنوان معیارهایی طلایی در نظر گرفت که کشورهای در حال توسعه مجدداً از آنها استفاده کنند، یا مسیر کشورهای در حال توسعه آن اندازه متفاوت است که بتوان آنها را رویکردهای جایگزین دانست؟

با بررسی چگونگی توسعه اقتصادی از سال ۱۹۴۵ و متعاقب آن ایجاد نهادهای اقتصادی جهانیِ تأثیرگذار می‌توان به چنین پرسشی پاسخ داد. در این متن به رویکردهای مختلف توسعه پرداخته می‌شود، دوره‌های مختلف به‌شکل انتقادی مرور شده و فرآیند یادگیری بلند‌مدت و پیچیده شرح داده می‌شود. در این مسیر، جریان اصلی تفکر توسعه در جهان صنعتی و همچنین رویکردهای «جایگزین» که ناشی از تجربه منطقه ای در کشورهای در حال توسعه هستند بررسی خواهند شد.

ایده‌های مربوط به توسعه اقتصادی از دورهٔ پس از جنگ جهانی دوم و تشکیل سازمان همکاری اقتصادی اروپا (OEEC) در سال ۱۹۴۸ (و بعداً سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD)) تکامل یافته است. به‌عقیدهٔ اینینس (۱۹۵۱) زمانی که ناسازگاری بین ایدئولوژی‌ها و تجربه انباشته‌شده بیش از حد شود، معمولاً پارادایم‌های اقتصادی-سیاسی -‌یعنی متعارف‌ترین و گسترده‌ترین ارزش‌ها و نظام‌های فکری پذیرفته‌شده در یک جامعه در یک دورهٔ زمانی خاص- تغییر می‌یابند.

در اینجا رویکردهای توسعه‌ای را که در این دوره ۷۰ ساله شکل گرفته‌اند بررسی کرده و پیامدهای آنها را به‌شکل انتقادی مرور می‌کنیم. در این زمینه دیدگاه‌های نظریه‌پردازان در کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه اهمیت یکسانی دارند و در‌عین‌حال بستر تاریخی را نیز همواره در نظر خواهیم داشت.

متن کامل مقاله را در این لینک بخوانید

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»