بی گمان بر همگان روشن است، که هر انسانی به خاطر برداشتهای ذهنی، بهره ی هوشی، آموزه های گوناگون، تربیت خانوادگی، تربیت محیط، شرایط طبیعی محیط زیست، اندازه و منبع درآمد، شرایط زندگی و بسیاری از متغیرهای دیگر که بر روان و ذهن افراد تاثیر می گذارد، دیدگاههای گوناگونی از یک موضوع یا پدیده، مشکل،یا مسئله خواهد داشت.
از این رو طبیعی خواهد بود، اگر کمتر پیش آید که دو دیدگاه درباره ی یک موضوع صد درصد یکسان نباشند. اگر بخواهیم یک مسئله، یک پدیده یا یک موضوع انسانی را به یک شیء عینی تشبیه کنیم، هرکدام از افرادی که تماشاگر آن شیء هستند، در حالت عادی فقط می توانند از یک زاویه به آن شیء بنگرند. این بدان معناست که هر فرد نمی تواند از همه ی زوایا به آن شیء نگریسته و همه ی ابعاد آنرا ببیند، و در باره ی کلیت آن شیء، نظر موثر و درستی بدهد.
توانایی دیدن یک پدیده از همه ی زوایا بستگی به عواملی مانند : گستردگی آن موضوع یا پدیده، و میزان تحقیق و پژوهش فرد بیننده و نظر دهنده دارد. از طرفی هر انسان فقط می تواند درباره ی آنچه که دیده است ، نظر و حکم قطعی صادر کند. نه در باره ی آنچه را که ندیده یا حس نکرده. این را هم نباید از نظر دور داشت که حتی انسان گاه در باره ی آنچه را که دیده و شنیده دچار خطای حسی خواهد شد.
پس منطقی تر آن است، که انسان ،دیدگاه خود را در باره ی آنچه که دیده است ، نیز قطعی نداند و همواره در گوشه ی ذهن خود این احتمال را بدهد که شاید حواس اش دچار لغزش شده است. زیرا ابزارهایی که انسان برای درک پدیده ها و مشکلات در اختیار دارد ،از جنس ماده بوده و گاه دچار لغزش خواهند شد، پس طبیعی است که نظر او هم دچار لغزش خواهد شد.
این مقدمه زمینه ی ورود ما به بحث ” چالش های درون شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ” و طبیعی بودن گوناگونی نظرات و سلیقه هارا فراهم می کند.
اما جدای از اختلاف سلیقه ها و زوایای گوناگون دیدگاهها و ابزارهای دیدن ، یک چیز بایستی در همه ی افراد جامعه به عنوان شیرازه ی انسان اجتماعی و انسان توسعه یافته باشد، و آن پذیرفتن این جمله است که : “هیچ دیدگاهی صددرصد غیر منطقی و نادرست نبوده و هیچ دیدگاهی صددرصد منطقی و درست نیست ، پس باید به همه ی دیدگاهها احترام گذاشت ،و هرگز پیش از تحقیق و نتیجه گیری، هیچ دیدگاهی را حذف نکرد یا دور نریخت. ”
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران جمعی هست که در آن نمایندگان بیش از ۲۰ تشکل صنفی در شهرستانها و استانهای سراسر کشور برای یک هدف مشترک گرد هم آمده اند ، هر تشکل شهرستانی یا استانی ،خود دارای یک اساسنامه ، آیین نامه و هیات مدیره است که روابط بین اعضای خود را بر پایه ی آن اساسنامه و آیین نامه تنظیم کرده؛ و دارای ارکانی مانند: مجمع عمومی ، هیات مدیره ، بازرسان ،خزانه دار و…. هستند.
پیرو تشکیلات صنفی هر شهرستان یا استان، شورای هماهنگی نیز برای تنظیم روابط بین تشکلها، دارای اساسنامه ، آیین نامه، قوانین و ارکانی است که به تصویب نمایندگان تشکلهای شهرستانها و استانها رسیده و هر تشکل عضو به مصوبات، اساسنامه و آیین نامه ی شورا پایبند بوده و به شیوه ی دموکراتیک در تصمیمات شورابه اندازه ی یک رای نقش دارد.
🔹 اما با همه ی این اوصاف شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در درون خود اختلاف سلیقه هایی نیز دارد. افراد با توجه به زاویه ی دید خود در باره ی هر موضوعی نقش ویژه ی خود را در تصمیمات شورا دارند.هرکدام از رای دهند گان و تصمیم گیرندگان، تلاش می کنند؛نظر دیگران را به کمک برهان منطقی ، استدلال عقلانی و تجربیات برای هر تصمیمی جلب نمایند، و آنان را با خود همراه کنند.
تا اینجای کار نه تنها مشکلی در تلاش برای جلب آرای دیگران نیست،بلکه راهی کاملا انسانی و درست است. اما مشکل اینجاست که شیوه ی جلب آراء ، گاه از تفکر منطقی و عقلانیت انسانی و خرد جمعی پا را بیرون نهاده و وارد حیطه ی اخلاقی و عاطفی دیگر هم اندیشان خود می شوند. یا رای و نظر نهایی به نوع نگاه شخصی، منیتها و منافع شخصی و گروهی، بغضها، حسادتها، کینه ها و سایر اخلاقیات ناپسند انسان وابسته می شود.
اینجاست که ” دموکراسی” – این بزرگترین روش حل مسائل اجتماعی بشر- خواهد مُرد یا به بن بست خواهد رسید.