آگاهی طبقاتی به ما نشان می دهد که اعضای یک طبقه چگونه به وضع طبقاتی خود آگاهی می یابند که دستاوردهای اجتماعی آن می تواند به عمل جمعی آنان بستگی داشته باشد! در جامعه ایران که دچار گسست طبقاتی، ضعف ساختاری در درون طبقات و به همان علت دچار فقدان جامعه مدنی است که لاجرم از گروه بندیهای منفک و مجزا (خصوصا در رابطه با گروه بندیهای با ویژگی اقتصادی) تشکیل یافته است، بی شک از «آگاهی طبقاتی» به مفهومی که مراد ما است، خالی می باشد.
پس از دو ماه که از ریاست جمهوری ابراهیم رئیسی می گذرد، بحرانهای اجتماعی (اقتصادی- سیاسی و فرهنگی) فزونی گرفته است. چرخه سلطه پنجه بر چهره جامعه می کشد. تنها راه حل مشکلات اقتصادی، به برجام و رابطه با دولتهای غربی گره خورده است که نافرجام می نماید. و تو گویی هیچ اراده برای حل ابرچالش های موجود خصوصا در حوزه اقتصادی وجود ندارد. در این شرایط بیشترین تنگی بر مزدبگیران و کارگران افتاده است. هنوز به درستی روشن نیست که در پی ناکارآمدی حاکمیت در چه زمان و با چه خودویژگی های اجتماعی قرار است بحران طبقاتی (که از علل مبارزه در میان طبقات محسوب می شود) سربرآورد و زمین ناهموار حاکمیت را شخم زند! تنها نشانه های چنین فضایی را می شود بر پرتره زندگی روزمره همان کارگران و مزدبگیران ببینیم که گرمای آن چون آتش زیر خاکستر در ابعاد وسیعی رخ می نماید. آنچه در زیر می خوانیم بخش کوچکی از زندگی و شرایط رنج آور میلیونها انسانی است که ناچارا به خاطر پاکدامنی خود تن به استثمار مضاعف داده اند و بجای همزیستی با یکدیگر و آماده سازی شرایط برای ستاندن حق خود (طبقه بر خود)، جبر زمانه را در رویارویی با دولتمردان و رهبران حکومت مذهبی استبدادی پذیرفته اند (طبقه درخود)، تا شاید ناپدید رهبری آشکار گردد و سر جور بر سنگ زند! غافل از اینکه به آینه نظر نمی کند تا «سی مرغ را به سیمرغ» شاهد باشد.
بیش از نیمی از جمعیت استان را کارگران و بازنشستگان تشکیل می دهند… در استان مازندران یک خانواده ۴ نفره ماهانه باید ۱۰ میلیون تومان در جیب سرپرست خانوارش باشد تا یک زندگی آبرومندانه داشته باشند اما متوسط دریافتی یک بازنشسته ۵/۴ میلیون تومان است. کارگران شاغل هم با انبوهی از مشکلات دست و پنجه نرم می کنند. از کمی حقوق تا نبود امنیت شغلی… آنها با سیگار فروشی در کنار خیابان، شستن ماشین مردم، نگهبانی در پارک و هر کار دیگری که آنرا شغل کاذب می شناسیم، زندگی خود را تامین می کنند…. قدرت خرید کارگر جماعت و بازنشستگان به شدت پایین آمده و حاصل این شرایط رکود اقتصادی و بازار است. کارگر قدرت خرید کالایی را که خودش تولید کرده ندارد. این فرد با هزار و یک خیال و مشکلات به سراغ کار دوم و سوم می رود و فردا صبح باید در پای دستگاه تولید حاضر شود. از او چه می ماند؟ مشکلات معیشتی، بیکاری فرزندان و … هم در ذهنش جمع هستند و بعدا می شنویم دست کارگر در حین کار زیر دستگاه مانده و قطع شده است! او با چه انگیزه ای برای شکوفایی تولید و استقلال کشورش تلاش کند؟… (نصرالله دریابیگی رئیس کانون بازنشستگان تامین اجتماعی مازندران)
چرا استثمار طبقاتی تبدیل به کشاکش طبقاتی نمی شود؟
مارکس معتقد بود که (که بصورت جبرگرایانه در تحول تولید و میزان استثمار)، ««کارگر کم کم از طبقه «درخود» یعنی اجتماع ساده ای از کارگران که در موضع طبقاتی با یکدیگر شریکند ولی آگاهی دسته جمعی ندارند، خارج می شوند و به صورت طبقه «برای خود» در می آید! «طبقه در خود» را گروهی از افراد دانسته که به دلیل نسبت مشترکی که با ابزار تولید دارند به هم پیوسته اند. اما «طبقه برای خود» گروهی از افرادند که نه فقط نسبت مشترکی با ابزار تولید دارند، بلکه متوجه شده اند که دارای منافع مشترک هستند. و با همدیگر فعالیت می کنند تا به اهداف و منافع مشترکشان دست یابند.»
اصطلاح آگاهی طبقاتی رابطه تنگاتنگی با مبارزه طبقاتی دارد و این توضیح به اراده مسلم کارگران برای شناخت دشمن مشترکشان و هدف مشترکشان دلالت دارد. بر طبق نظریه «کارل پوپر» «این امر نشان می دهد که چگونه در وضع عینی طبقات، ذهن اعضای طبقه سرشار از آگاهی می گردد.»
آگاهی طبقاتی به ما نشان می دهد که اعضای یک طبقه چگونه به وضع طبقاتی خود آگاهی می یابند که دستاوردهای اجتماعی آن می تواند به عمل جمعی آنان بستگی داشته باشد! در جامعه ایران که دچار گسست طبقاتی، ضعف ساختاری در درون طبقات و به همان علت دچار فقدان جامعه مدنی است که لاجرم از گروه بندیهای منفک و مجزا (خصوصا در رابطه با گروه بندیهای با ویژگی اقتصادی) تشکیل یافته است، بی شک از «آگاهی طبقاتی» به مفهومی که مراد ما است، خالی می باشد. زیرا آگاهی طبقاتی پیوسته با چند ویژگی تعریف می شود از جمله؛ خصوصیات مشترک طبقاتی، ادراک مشترک نسبت به وضع اجتماعی، نیازهای مشترک فرهنگی، و هدفهای والای طبقاتی در عمل مشترک اجتماعی با ثمرات و تشابهات موازی! احساس خودآگاهی (یا احساس آگاهی طبقاتی) خودویژگی روشنی در رابطه با هویت مشترک بین اعضا در میان طبقه، در میان طبقات با هم و در سپهر عمومی و جامعه مدنی نمایش دارد. در نتیجه کنش طبقات مزدبگیر و کارگران (آنچنان که مارکس و نحله نومارکسیستی از آن به دست داده اند)، فاصله معناداری با آگاهی طبقاتی در ایران دارد. به عبارت روشنتر می توانیم اینگونه نتیجه بگیریم که آگاهی طبقاتی استوار بر چهار ویژگی است؛
هویت طبقاتی- یعنی تعیین و تعریف یک فرد به عنوان کسی که به طبقه کارگر تعلق دارد.
ضدیت طبقاتی- یعنی به ادراک درآوردن این اصل که سرمایه داران، خصم طبقه به شمار می روند.
تمامیت طبقاتی- یعنی وقوف بر اینکه دو عنصر بالا وضعیت اجتماعی افراد و کل جامعه را مشخص می سازند.
جامعه جانشین- یعنی تصور یک بدیل مطلوب که وقتی کشمکش طبقاتی پایان یافت، آن دیگری ضرورتا تحقق می پذیرد.(۱)
سوالاتی که لازم است در جامعه امروز ایران به آن پاسخ دهیم؛
آیا کارگری که در دو یا سه شغل درگیر است می تواند به «احساس طبقاتی» دست یابد؟
آیا عامل استثمار کارگران و مزدبگیران طبقه سرمایه دار (به مفهوم تعریف شده آن)، است یا حکومت و نهادهای حکومتی؟
آیا تضادهای اجتماعی تنها برساخت طبقاتی (به مفهوم اقتصادی آن) دارد یا تضاد جنسیتی، نسلی، قومی، دینی… هم فعال هستند؟
آیا طبقات مزدبگیر و کارگران در ایران تصویر روشنی از بدیل حاکمیت استثماری کنونی را دارند؟
در شرایط کنونی مبارزه طبقاتی همچنان بصورت منفک و خارج از ساختار فلسفی- اجتماعی و عینی که توضیح کوتاه آن رفته،در جریان است و به گمان ما لازمه اتحاد فراگیر در دو حوزه می تواند پلشتی استثماری را به اعتلای مبارزه تبدیل سازد؛
با توجه به توضیحات برشمرده و تحلیل از مرحله حرکت اجتماعی، در رابطه با مجموع تضادهایی که جامعه ایران در حوزه های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی- اجتماعی مواجه است، نیاز هم افزایی در آگاهی طبقاتی و آگاهی ملی بصورت برابر است! و شاید این ادعا درست باشد که قبل هر تحول طبقاتی در جامعه ایران لزوما نیاز به آگاهی ملی است. زیرا تضاد طبقات، اقشار، نهادها و مجامع ایران در وحله اول با حکومت است که تمامی عناصر بهره کشی، سلطه دین و خودکامگی را در خود یکجا دارد. و چنانچه این حکومت پابرجا باشد نه تنها هیچ طبقه جای خود را پیدا نمی کند که اساسا هیچ نوع آگاهی اجتماعی (ازجمله طبقاتی آن) تحقق نخواهد پیوست. پس مبارزه ملی گامی لازم و ضروری برای دستیابی به آگاهی اجتماعی (ازجمله طبقاتی) است.
چنین باد
۱. تعاریف مفاهیم از منابع زیر دریافت گردید؛
آبر کرامبی، نیکلاس و دیگران؛ فرهنگ جامعه شناسی، ترجمه حسن پویان، تهران چاپخش چاپ اول ۱۳۶۷
احمدی بابک؛ واژه نامه فلسفی مارکس، تهران نشر مرکز چاپ اول ۱۳۸۲
استونز راب؛ متفکران بزرگ جامعه شناسی ترجمه مهرداد میردامادی تهران نشر مرکز ۱۳۸۵