روز گذشته رئیس فراکسیون قرآن و عترت مجلس حکومت گفت: “متأسفانه در بخشی از برنامهریزیها و فعالیتهای حوزه آموزشی و پرورشی در رابطه با قرآن ضعیف عمل کردهایم. اینکه در دوران ۱۲ سال تحصیل یک دانشآموز تنها ۷۲۰ ساعت برنامه و تلاوت قرآن در نظر گرفته شود اما با این وجود بیش از ۶۰ درصد دانشآموزان روخوانی و روانخوانی قرآن را ندانند، ضعف نظام آموزشی، آموزش و پرورش و برنامهریزان قرآنی ما را نشان میدهد.”
روندی که این مقام حکومتی از آن سخن میگوید، روندی است که نه حاصل کم کاری نظام آموزشی ایدئولوژیک حکومت، نه کم بودن میزان سرکوب رو به معلمان و دانش آموزان سکولار، بلکه اساساً فضای متفاوتی است که به خصوص در نسل جدید ورودیهای به مدارس و دانشگاهها، وجود دارد.
نسلی که مذهب را به عنوان یک شیوه زندگی جمعی که بر جامعه انسانی تحمیل شده بود، کنار گذاشته. نسلی که علاوه بر جدایی و فراری دادن مذهب از زندگیاش، به مدرنترین اشکال مختلف با پدیدههای اجتماعی پیرامون خودش برخورد میکند. از نحوه روابط شخصی و جنسی گرفته، تا خط و مشی فکری و دغدغههای اجتماعی.
به بیانی مشخصتر و روشنتر، در جواب مسئله مطرح شده؛ باید یادآور شد که دروس قرآن، دینی و امثالهم در مدارس و در ادامه دروس عمومی مذهبی در دانشگاهها، زائده تحصیلات ابتدایی و عالی هستند، نه حتی جزء کوچکی از آن. به عبارت دیگر، این دروس در مرحله اول و بهعنوان واحد درسی، به خودی خود کمترین جایگاه و ارزش را در دید دانشجویان و دانش آموزان دارند.
و در مرحله دوم نیز، محتوای این دروس به شدت مورد انتقاد این بخش از جامعه است. به گونهای که یا این دروس و محتوایشان حتی در کلاسهای درس و با وجود سیستم سرکوب، مورد نقد جدی و واقعی قرار میگیرد و یا اینکه با اعتراض دائمی روبرو است و هیچگاه نمیتواند امر مذهب و جامعه اسلامی و … را به امر عمومی بین دانشجویان و دانش آموزان تبدیل کند.
ما خواهان جدایی کامل هرگونه دستگاه ایدئولوژیکی و مذهبی از مدارس هستیم. هیچ کودکی نباید با عذاب وجدان حاصل از باورهای مذهبی تعلیم و تربیت یابد. نباید کوچکترین اجباری در گذراندن دروس مذهبی وجود داشته باشد و تدریس آنها باید در دانشگاه و مدرسه به کلی ملغی اعلام شود.
همچنین در دانشگاهها نیز باید ایجاد جمع و تشکل با هرگونه طرز فکر و جهانبینیای، مطلقاً آزاد و بدون قید و شرط باشد.
https://t.me/NA_BE_KAR_KOODAKAN