بر اساس گزارش رسمی وزارت رفاه، «بیش از یک سوم ایرانیان در فقر مطلق زندگی میکنند»، معنی این گزارش این است که حدود ٣٠ میلیون نفر ایرانی به زور نانی برای خوردن دارند و از عهده حداقل نیازهای زندگی خود هم برنمیآیند!
اما این آمارهای وحشتناک درباره فقر و زجر جمعیت زیادی از کشور که به دنبال تحریمهای اقتصادی و قهر با دنیا، فسادهای سازمان یافته، اختلاسهای کلان و رانتهای وحشتناک و… به وجود آمده، به چه درد میخورد؟
مردم که روزانه دارند کوچک شدن سفره معیشتی خودشان را میبینند و مرتب از نیازهای خود برای گذران حداقلی زندگی، میکاهند و این آمارها را با جان و پوست خود حس میکنند. میماند مسئولان کشوری که باید با دیدن این آمارها و گزارشها از منابع مورد وثوق نظام، به فکر تجدید نظر در سیاستهای قبلی که منجر به ایجاد چنین حجم بزرگی از فقر در کشور شده است، باشند که نه تنها چنین چیزی دیده و شنیده نمیشود که روز به روز نیز با اصرار به ادامه آن سیاستها، بر تعداد شاخصهای فلاکت نیز افزوده میشود.
دوگانگی عجیبی است که از یک طرف زندگی واقعی و آمارهای رسمی ماه به ماه وضعیت اقتصادی کشور را خرابتر نشان میدهند و از طرف دیگر دولتمردان تازه به قدرت رسیده، وعده رسیدن ایران به ده قدرت برتر اقتصادی دنیا در ده سال آینده را میدهند، در حالی که در مجموع نرخ رشد اقتصادی کشور در ده سال گذشته صفر بوده است. به جای وعده دادن صدای بلند فقر در کشور را بشنوید.