مردم ایران هرروز گرسنه تر و فقیر تر می شوند ،استبداد سیاه دینی هرروز مردمان بیشتری را به سوی فساد و تباهی و اعتیاد و ناامیدی سوق می دهد.
در چنین شرایطی نوشتن کار دشواریست! هرچند نوشته افراد گمنام و در حاشیه بسیار کم خاصیت است و به ان توجهی نمی شود ، قبول و رد هر نظری نیاز به سنجیدن و مدتی سبک و سنگین کردن اثرات آن دارد.
صافی گلپایگانی مرجع ۱۰۳ ساله شیعه پس از همراهی ۴۳ ساله و شرکت مستقیم در حاکمیت ،به صدا درآمده و از گرفتاری مردم می گوید و راه حل را در دوستی با همه کشورها و تغییر سیاست خارجی کشور می داند.
مهدی کروبی نیز که خود سهم عمده ای در برّائی تیغ استبداد و فساد دارد ،به تأیید وی بر خواسته و نامه ای سرگشاده در این مورد نوشته است.
اولین سوألی که پیش می آید اینست که مگر آمریکا ،اسرائیل و مدرنیته ستیزی تازه شروع شده؟ آقایان مگر بیاد ندارند که همه اینها در دوران و بدستور آیت الله خمینی شروع شد و ادامه یافت؟ چرا به ایشان اعتراضی نکرده اند؟ چرا ۴۳ سال سکوت ؟ آقایان را چه افتاده است که ناگهان از خواب بیدار شده اند؟ آیا شنیدن صدای شکستن استخوان های حکومت آخوندی خوابشان را آشفته کرده است؟
آیا سرطان فساد و اختلاف طبقاتی و دروغ و ریا و همه زشتی ها و بدکارگی ها را که اولیگارش مافیائی فقهای شیعه در میهن ما گسترش داده است ،با ایجاد رابطه با امریکا التیام می یابد؟
اگر شیخ مهدی کروبی و آیت الله صافی گلپایگانی به ایران و مردم ان می اندیشند ،به گمان من قبل از هر چیز باید تکلیف خویش با اسلام سیاسی روشن سازند و از حاکمیت بخواند امور کشور را به مردم و مجلس ملی بازگردانند و به مساجد بر گردند و بیاد داشته با شند ،جامه آلوده را نمی توان با آب آلوده شُشت.