ادای احترام به یک “آموزگار”، محمدجواد اکبرین

سیروس آموزگار، روزنامه‌نگارِ پیش‌کسوت و آخرین وزیر جهانگردی دوران پهلوی در ۸۷ سالگی در پاریس درگذشت. من این بخت را داشتم که چند بار به دیدارش بروم.

در سالهای زندگی تبعیدی‌ام در اروپا و در دیدار با پیش‌کسوتان فرهنگ و سیاست ایران، دو نکته را آموخته‌ام؛ یک اینکه تاریخ کشورم را باید دوباره بخوانم. زیرا ذهن کودکی ما در دبستان پر شده از روایت یکطرفه‌ی تاریخ. دکتر آموزگار یکی از راویان منصف تاریخ بود که نه از نقد شاه پرهیز داشت و نه در ستایش از درخشش‌های آن دوران کم می‌گذاشت.

نکته‌ی دیگری که آموخته‌ام این است که ایران ما بزرگتر از شاه و شیخ است. در میان پیشینیان ما انسان‌های بزرگ و ایران‌دوستی بودند و هستند که اگر بتوانیم میان سرمایه‌های فکری و فرهنگی دیروز و امروز ایران جمع کنیم این خاک بلادیده نجات می‌یابد.

نجات ایران از «جمعِ» ایران‌دوستانِ دیروز و امروز می‌گذرد و اگر جریانی بخت پیروزی داشته باشد جریانی است که از عقیده‌ها و عقده‌ها عبور کند و خوشبختی ایران و ایرانیان را تنها هدف خود قرار دهد.

سیروس آموزگار در سال ۱۳۱۳ در همان شهری به دنیا آمده بود که ۴۱ سال بعد زادگاه من بود: بابل. البته بابلی نبود و زمانی که پدرش در این شهر در مأموریت دولت بود به دنیا آمد. در خوی (آذربایجان غربی) بزرگ شد. در لندن درس خواند، در ایران خدمت کرد و تا زنده بود از فرهنگ و هنر و ادبیات و سیاستِ ایران گفت و نوشت.

به روح خسته و رنجورش درود می‌فرستم و امیدوارم آزادی و آبادی ایران را در -به قول خودش- «ملکوت خداوندی» جشن بگیرد.

@akbarein

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»