داستان کتاب فروشی میدان انقلاب (بخش چهارم) ابوالفضل محققی

برای نشان دادن وضعیت و شرایطی که تحت آن شرایط انتشاراتی و کتاب فروشی شناخت کار می کرد و وظیفه توزیع آن همه کتاب، جزوه، اعلامیه ، تراکت و پوستر را انجام می داد ناچارم گریزی کوتاه به جو بالای سر کتابفروشی یعنی خیابان انقلاب بزنم!

هر چند که هرگز نخواهم توانست آن روز هارا،با آن همه تب و تاب، با آن بیقراری که سنگ بر روی سنگ بند نمی شد را ترسیم کنم.

همه وارد صحنه شده بودند. از نوجوانان دبیرستانی، تا پیر مرد دستفروش. چه امید و هیجانی در جامعه موج می زد، همه خود را سهیم در این دگرگونی می دیدند .فرقی نمی کرد چه مخالف خمینی و چه موافق خمینی.

تمام قید وبند ها فرو ریخته بود .هیچ کس به هیچ کس نبود. برای مدتی همه رها و آزاد بدون قدرتی باز دارنده می توانستند اظهار وجود کنند. فاصله های طبقاتی و اجتماعی بهم ریخته بود. مدیر دیروزی هم ردیف دربان اداره خود گردیده بود. نوعی برابر حقوقی که به فرو دستان، به کسانی که هرگز دیده نمی شدند  اجازه می داد قدی راست کنند ،شهامتی بیابند! جرأتی بخود بدهند و کلامی بر زبان آورند.

کسی بر کلام آن ها ایراد نمی گرفت ،کسی تحقیرشان نمی کرد. همه چیز دیگرگون شده بود،نوعی همدلی اجتماعی برای شکل دادن به فضایی انسانی و برابر حقوقی اجتماعی شکل گرفته بود.

اقبال وسیع جوانان بخصوص محصلان و دانشجویان که با شور حال خاص جوانی بطرف کارگران و اقشار پایین اجتماعی کشیده شده بودند باور نکردنی بود.  همه با گرایش های مختلف بسته به این که چه کسی از روشنفکران قبل انقلاب در سر راهشان طاهر شده بود! روشنفکر و سیاسی شده بودند.از آنارشیست دو آتشه تا ملی گرای متعصب ،از کمونیست سخت پای بند بر پایی جامعه کمونیستی که نمی دانست چیست !تا بچه مجاهد خواهان جامعه بی طبقه توحیدی که او هم نمی دانست چیست! از هواداران چریک ها که خود را از عاملان اصلی انقلاب می دانستند، توده ای ها که از موضع بالای حزب کهنه کار سیاسی وارد می شدند و گاه به میخ می زدند و اکثرا به نعل.  تا مذهبی های صف کشیده  با تلورانسی از شریعتی تا خمینی که یک شبه انقلاب از دل خود به بیرون پرتاب کرده بود در این بازار مکاره ای که انقلاب بر پا کرده بود حضور داشتند.

 رو در روی هم می ایستادند! بحث و مجادله می کردند.سر خواسته ها و جامعه ای که نمی دانستند چگونه شکل خواهد گرفت سروکله هم می کوبیدند .هم دیگر را با اصطلاح هایی که تازه یاد گرفته بودند و تا امروز هم معنی عملی آن ها مشخص نشده متهم می کردند.

بحث های بی پایانی که به مجادله سر مفروضات می گذشت و زمان را از کفشان می گرفت و در اختیار حکومتی که داشت توسط خمینی و اطرافیانش  شکل می گرفت قرار می داد. بحث هایی که به عادت و شهوت کلام تبدیل شد و تا امروز ادامه یافته،

 گرمترین بازار کتاب، بازار پوستر، نوار،پرچم ، و پلاکارد بود.از مصدق تا میرزا کوچک خان،از طالقانی تا جلال آل احمد،از صمد بهرنگی تا چگوارا از گلسرخی تا رهبران مجاهدین و چریک ها.

سازمان ها و گروه های که نیروهای خود را ریز این پوستر ها ،سرود ها و شعار ها حرکت می دادند ،هنوز جوشش اجتماعی، فعل انفعالات حاصل از فرو پاشی،از هم گسیختگی تمامی ارگان های سیاسی،اقتصادی،اجتماعی و تب بالای جامعه بگونه ای بود که زمان می خواست تا خمینی میخ خود را کاملا بر حلقه دیرک های خیمه تازه بر پا شده انقلاب بکوبد و ستون خیمه بر افرازد و بیضه اسلام بر آن استوار کند.

این زمان حد فاصل  آزادترین دوره انقلاب بود.حکومت جدید هنوز قدرت سرکوب گسترده نداشت. گروه های سیاسی نشه از فرصت بدست آمده آسیمه سر بدون هیچ برنامه و چشم انداز دقیقی بدنبال حوادث کشیده می شدند با جیک جیک مستانه ای که خبر از زمستان پیش رو نداشتند.

لات های ابن الوقت، تلکه گیران ،پا اندازان،گردن کلفت های محلات که اکثرا هییت ها ،تکیه ها ،باشگاهها و زور خانه های خود را داشتند و همیشه در خدمت و پشت پیشنماز مسجدی،آخوند روضه خوانی صف می کشیدند در محرم دسته جات سینه زنی و قمه زنی راه می انداختند، علم می کشیدند و غذای نذری می خوردند. بنا به عادت طفیلی گری ،فرصت طلبی و مفت خوری خود بوی قدرت، یکه تازی و کباب را توسط حکومتی که خود بخشی از بدنه آن بودند را حس کرده بودند با سرعت عمله و اکره خود را از کف خیابان ها،قهوه خانه ها از شهر نو گرفته تا گود عرب ها جمع کردند با همکاری بچه بازاری ها، حجتیه ای ها و دار و دسته موتلفه  بعنوان نخستین دسته های سرکوب حمایت شده توسط حکومت گران جدید در جلو صحنه ظاهر شده و در کمیته های انقلاب جایگزین گردیدند.

این دسته جات که بعد ها توسط خمینی به نام نامی سربازان گمنام امام الزمان مفتخر گردیدند اولین نیروهای آتش به اختیاری بودند که با پشتیبانی حکومت شروع به سرکوب و ایجاد رعب در جامعه نمودند.

کتاب فروشی ها و انتشاراتی ها از جمله مکان هایی بودند که بطور مرتب توسط این گرو های فشار مورد تهاجم قرار میگرفتند. ادامه دارد   

 

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»