مه‌لقا گریه نکرد، مبارزه کرد! زینب رحیمی

من و مادرم در حال عبور از کوچه‌ای بودیم. عده‌ای به سمت ما سنگ پرتاب کردند. سنگی به صورت من خورد و من گریه کردم. مادرم به من گفت: مه‌لقا گریه نگن این یک مبارزه است. گریه نکن.

مادر محیط زیست ایران روز گذشته (۱۷ آبان ماه ۱۴۰۰) در سن ۱۰۴ سالگی از دنیا رفت. او را مادر محیط زیست ایران نام نهاده‌اند به این دلیل که از مروجان آموزش‌های محیط زیستی و از پیشگامان مبارزه علیه تخریب و آلودگی‌های منابع طبیعی و محیط زیست در ایران است.

مه‌لقا ملاح در تابستان سال ۱۲۹۶ به دنیا آمد. او نوه بی‌بی‌خانم استرآبادی از روزنامه‌نگاران عصر مشروطه، فرزند افضل وزیری از روزنامه‌نگاران و فعالان حقوق زنان و خواهرزاده علینقی وزیری از موسیقدانان سنتی ایران است.

ملاح بعد از اتمام دو دوره تحصیلی در دانشگاه تهران در رشته جامعه‌شناسی به فرانسه رفت و بعد از فارغ‌التحصیلی در رشته علوم اجتماعی در مقطع دکترا از دانشگاه سوربن فرانسه و گذراندن دوره‌های کتابداری در همین کشور، به ایران بازگشت و در کتابخانه‌های دانشگاه تهران مشغول به‌کار شد. او در سال‌های آغازین دهه ۵۰ رئیس کتابخانه موئسسه تحقیقات روانشناسی بود که به گفته خودش مطالعه کتابی با محوریت محیط زیست و آلودگی‌ها در همان مقطع زمانی، او را به حوزه محیط زیست علاقه‌مند و البته دغدغه‌مند کرد.

او بعد از بازنشستگی، در سال ۱۳۷۳ سازمان غیر دولتی «جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست» را با همکاری همسرش «حسین ابوالحسنی» و چند استاد محیط زیست دیگر بنیاد نهاد و بدین‌ترتیب کنشگری خود را در زمینه محیط زیست جدیت و هدفمندی بیشتری بخشید و در زمینه آموزش و تسهیل‌گری برای زنان خانه‌دار و کودکان فعالیت کرد.

مه‌لقا ملاح که معتقد بود؛ «باید تا آخرین لحظه عمر خدمت کنیم.»، آموزش را راه و روش خود برای خدمت به ایران انتخاب کرد. آن هم آموزش مفاهیم کاربردی محیط زیست. محیط زیستی که به گفته او منشا و مبدا هر انسان و موجودی است. شاید او همچون مادرش افضل وزیری که برای سوادآموزی و حضور دختران در مدارس تلاش و مبارزه بسیاری کرده بود و آموزش زنان را راه مهمی برای نجات ایران دانست برای همین هم تقریبا سه دهه پایانی عمر خود را صرف آموزش محیط زیستی کرد. به پاس همین تلاش‌ها بود که در سال ۱۳۹۰ به عنوان بهترین شخصیت میراث طبیعی ایران برگزیده شد.

فعالیت‌های این کنشگر محیط زیست بر آگاهی‌بخشی گروه و اقشار مختلف جامعه به‌ویژه زنان و کودکان متمرکز بود. برای همین هم سال‌ها سعی کرد روش‌های تفکیک زباله را از طریق آموزش شفاهی و رو در رو به زنان بیاموزد و شاگردانی را هم برای این آموزش‌ها تربیت کرد.همچنین به گفته خودش در یک دوره چهار ساله توانست نسبت به آموزش محیط زیستی ۵۶۰ معلم اقدام کند هر چند سیاست‌های آموزش و پرورش در دوره‌های بعد مانع ادامه فعالیت او در این زمینه شد.

مادر محیط زیست ایران از قطع درختان و بیابانی شدن ایران رنج می‌کشید و برای همین هم با کمک اعضای جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست که حالا در ۱۷ استان ایران ریشه دوانده‌اند، در مناسبت‌های مختلف برای برگزاری و ترویج درختکاری اقدام می‌کرد.

او معتقد بود حالا که درباره محیط زیست و وضع نابسامان مدیریت منابع طبیعی ایران می‌داند باید صدایش را بلند کند. باید فریاد بی‌آبی را به گوش دیگران برساند. شاید با همین هدف هم مدتی نشریه «فریاد زمین» را با تمرکز روی موضوعات محیط زیستی راه انداخت.

ملاح فعالیت در حوزه محیط زیست را نه یک امر سرگرم‌کننده و مفرح بلکه یک مبارزه می‌د‌انست. او این را از مادرش آموخته بود. او در مستندی که درباره زندگی او توسط رخشان بنی‌اعتماد در سال ۱۳۹۲ ساخته شده خاطره‌ای از مادرش تعریف می‌کند که بسیار شنیدنی و قابل تامل است. این خاطره مربوط به دوران کودکی مه‌لقا ملاح و زمانه‌ای است که زنان برای فعالیت اجتماعی و حتی پوشش با محدودیت بیشتر از دوره حاضر مواجه بودند. مادرش زنان را به پوشیدن روپوش توصیه می‌کرد تا در انجام فعالیت‌ها آزادی عمل بیشتری داشته باشند. او تعریف می‌کند: «روزی من و مادرم در حال عبور از کوچه‌ای بودیم. عده‌ای به سمت ما سنگ پرتاب کردند. سنگی به صورت من خورد و من گریه کردم. مادرم به من گفت: گریه نگن این یک مبارزه است. گریه نکن.»

مه‌‌لقا مادر محیط زیست ایران گریه نکرد. ناامید و مایوس نشد. او مبارزه کرد . دست از تلاش برای اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی برنداشت. شاید امروز و این روزها که ناامیدی در دل بسیاری از فعالان مدنی رخنه کرده و امید برای اصلاح و تغییر را از دست داده‌اند و سایه شوم و تاریک یاس بر ذهن و قلب آنها سایه انداخته، مرور زندگی و تلاش بی‌وقفه او برای تغییر و بهبود آن هم در سن ۷۰ سالگی الهام‌بخش باشد. او یک الگو و معیار برای مفهوم «کنشگری» است. سنگ محکی دقیق برای قضاوت درباره تشخیص فعالان مدنی صادق و عملگرا. شاخصی مهم برای تمییز فعالان مدنی دغدغه‌مند، دلسوز و وطن‌پرست با کسانی که کنشگری را راهی برای نزدیک شدن به محورهای قدرت و ثروت تبدیل کرده‌اند.

مهم‌تر از اینها آن است که مه‌لقا ملاح اصلاح را از خودش و داخل خانه‌اش شروع کرد. او نزدیک به هفتاد سال همه زباله‌های تر تولید‌شده در خانه‌اش را در گودالی کوچک در گوشه حیاط خانه چال کرده و به کود تبدیل می‌کرد. این مثال برای تفهمیم این ادعاست که هر یک از مدعیان کنشگری مدنی باید تغییر، بهبود و اصلاح را از خود شروع کنند به‌ویژه فعالان مدنی در حوزه محیط زیست. برای همین شاید نوع زیست مه‌لقا ملاح از هر کلام و آموزش تئوریکی الهام‌بخش‌تر باشد مخصوصا برای کنشگران تازه‌کار و جوان.

فراموش نکنیم؛ تمرکز ملاح روی آموزش‌های مردمی مانعی نبود که نسبت به سیاست‌ها و تصمیمات رده‌بالای مدیریتی اعتراض نکند. مخالفت با اجرای پروژه‌هایی مثل جاده‌کشی در جنگل ابر (محل تولدش) و پارک ملی گلستان و طرح گردشگری آشوراده از جمله این نمونه هاست.

مه‌لقا ملاح را می‌توان یک انسان وطن‌پرست دانست. او که همیشه نگران ایران بود و به گفته خودش دعای همیشگیش این بود؛ « ای خدای من ایران را نجات بده».

https://t.me/iranfardamag

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»