من جمله جدید و ابتکاری نمی گویم. همانی را تکرار می کنم که به کرات تکرار شده و می شود که حق دادنی نیست و گرفتنی است.
منتها، تکرار این عبارت برای تاکید و یادآوری است که اگر ما بازنشستگان به دنبال حق و حقوق قانونی خود می باشیم، نمی آیند زنگ خانه ما را بزنند و بگویند حقتان را برایتان آورد ایم و بیایید آن را ببرید.
ما بایستی پیوسته به دنبال حق قانونی خود باشیم و از طرق قانونی هم حقمان را پیگیری نماییم.
تجربه خوب در حق ما آموزگاری کرده و خوب یادمان داده است؛ اگر قدرش را بدانیم.
اینک برنامه ششم فقط چهار ماه مهلت دارد. اگر توانستیم در این مهلت حق قانونی و مسلممان، یعنی متناسب سازی را بگیریم، کاری کرده ایم کارستان. وگرنه، هی بنشینیم و بگوییم و بنویسیم که جوانی داده ایم، عمرمان رفته و غیره و ذالک، دردی دوا نمی شود.
بازنشستگان بایستی همه نفری و یک صدا همسان سازی را در خواست کنند.
فکر می کنند که اگر یک و نیم میلیون و با احتساب بازنشستگان لشکری، ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر، همگی بگویند ما طالب همسان یا متناسب سازی می باشیم، عدد کوچکی است؟
دو میلیون و ۲۰۰ هزار نفر جمعیت عظیمی است که اگر همه با هم متحد و یک صدا باشند، کار های ناشدنی شدنی می شود. همسان سازی که امری شدنی است.
بابت ۶ ماهه مهر تا پایان اسفند ۹۹، تمامی بازنشستگان پیش از سال ۹۶ مبلغ یک میلیون و ۵۰۰ و اندی طلب دارند. ولی در شرایطی که همسان سازی در دستور کار مجلس قرار نگرفته، این چندر غاز در اولویت نیست و همسان سازی در اولویت می باشد.
کمپین حمایت از بازنشستگان