نرگس محمدی را آزاد کنید، پوران ناظمی

بانویی که چنان پایه های حکومت را به لرزه افکنده، که حتی از حضور او در مراسم یادبود جوان جانباخته آبان میهراسند.

برای بازداشت او بیش از پنجاه مامور لباس شخصی فقط او را محاصره میکنند و بیش از دویست نفر بقیه حاضرین را … نرگس چنان این زورگویان را تحقیر میکند وقتی میگویند حق نداری جلوتر بروی

چنان برسرشان فریاد میکشد که اینجا کشور من است چه کسی میتواند بمن بگوید کجا بروم ؟*+

وقتی با یاداوری قانونی که نه خوانده اند و نه میشناسند جهالت اشان را بیادشان میاورد

وقتی بسویش حمله میکنند دستانی که بدنبال گرفتن گیسوان مجعدش هستند در زیر حرکت موزون موهای سیاهش گم میشوند ….

قلب و روح اینها همرنگ موهای اوست .سیاه سیاه مثل شب …۴

نرگس را باید مثل شاهنامه

چند سی سال نوشت و هزازان بار خواند…

تا لحظه به لحظه مبارزات ،، دادخواهی و عدالتخواهی اش

تا دم به دم، مادرانه هایش ، عاشقانه هایش ، تجسم خیالی فرزندانش را بخوانند

و او چون نهال ریشه داری است که در همه جا رشد میکند و گل میدهد .

اگر تنها چند نرگس داشتیم

آبان نداشتیم

جانباخته وجانفدا نداشتیم

چون ظلم و ستم نداشتیم

شمیم عطر گلهای نرگس در پاییز و زمستان میاید

نرگس بزودی میاید …..

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»