روایت مریم کریم‌بیگی از بازداشت نرگس محمدی

روز سه‌شنبه، ۲۵ آبان، مراسم سالگرد ابراهیم کتابدار بود، مراسم علیرضا شیدایی هم. هر دو از کشته‌شده‌های آبان و هر دو مراسم در آرامستان بی‌بی سکینه کرج. من و مامان شهناز و نرگس هم رفتیم و ساعت سه اونجا بودیم. به محض اینکه وارد شدیم، مامورهای امنیتی نرگس رو شناختن. جلومون رو گرفتن و سعی کردن که مانع از حضور ما در محل مراسم بشن. نرگس فریاد می‌زد و می‌گفت:« اینجا خاک منه! سرزمین منه! چطور می‌تونید مانع ورود من به قبرستون بشید؟»

مامورها نرگس رو دوره کرده بودند؛ حدودا ۲۰-۳۰ نفر، همه مرد! یکی‌شون نرگس رو محکم گرفته‌ بود و یکی هم فیلمبرداری می‌کرد. کار به کشمکش و درگیری کشید. مادر ابراهیم با شنیدن فریادهای ما از سر مزار پسرش بلند شد و دوید سمت مامورها، جلوی نرگس زانو زد و گفت:« این دختر منه! این نرگس محمدیه! این مهمون منه! از تهران اومده و من اجازه نمیدم جلوشو بگیرید. باید بیاد سر خاک پسر من…» و گریه می‌کرد.

خانواده ابراهیم هم ما رو دوره کردن و مامورها دیگه نتونستن بهمون حمله کنن. مامور کوتاه و سبزه‌ای که ته‌ریشی هم داشت، همونی که نرگس رو قبل‌تر محکم گرفته بود اما بی‌خیال نمی‌شد. می‌گفت:« برو خانم محمدی! می‌گم بازداشتت کنن.» در همون حین که داشتیم می‌رفتیم سر مزار، حواسم بهش بود و دیدم که بی‌سیم زد و گفت:« تیم بازداشت بفرستین!»

ما بالاخره رفتیم سر مزار و مراسم ابراهیم کتابدار برگزار شد. به مراسم علیرضا شیدایی هم رفتیم و موقع برگشتن بود که اون اتفاق افتاد؛ موقع خروج تصمیم گرفتیم که در سه ماشین مختلف بشینیم. می خواستیم احتمال بازداشت کم بشه و برای همین نرگس رو پیش مادر ابراهیم نشونده بودیم. وقت خروج، مامورها خیلی بیشتر شده بودن. ماشین هاشون هم. جلوی دروازه زنجیر کشیده بودن و اجازه خروج نمی‌دادن. مامورها می‌خواستن نرگس رو پیاده کنن اما مادر ابراهیم دست نرگس رو گرفته بود و اجازه نمی‌داد.

توی شلوغی همه از ماشین پیاده شده بودن؛ برادراهای ابراهیم، دامادشون… مامورها که اونا رو دیدن، بهشون دستبند زدن، هُل‌شون دادن تو ماشین و سرشون رو خم کردن. صحنه دلخراشی بود. مادر ابراهیم با دیدن صحنه بازداشت بچه‌هاش خیلی هراسون شد و دست نرگس رو رها کرد. از ماشین پیاده شد و دوید سمت بچه هاش تا نذاره بازداشتشون کنن و ببرنشون.

مامورها که نرگس رو تنها دیدند، از ماشین پیاده‌ش کردن. نرگس مقاومت می‌کرد اما در نهایت سوار ماشین پلاک شخصی‌ش کردن. همون ماموری که بی‌سیم بازداشت رو زده بود، همونی که توی درگیری محکم نرگس رو گرفته بود، کنارش نشست و رفتند. ساعت حدود ۵ بود…

 

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»