آقای محمد خاتمی، بازی از نو! و بازگشت به پله‌ی اول، فرج سركوهى

آقای خاتمی در پیامِ امروزِ خود می‌پرسد:
«جمهوری (یا هر نظام دموکراتیک) می‌تواند لیبرال یا سوسیال و حتی ناسیونال باشد، پس چرا نتواند اسلامی باشد؟» (منبع: سایتِ جماران. امروز)

۶ نکته کوتاه در این باب:

۱ ـ رهائی مدیریتِ جامعه از هر مرجعِ فرابشری و فراتر از عقلِ نقاد خودبنیادِ آدمی چون وحی و دین (با هر خوانش و تفسیری)، همراه با برابری بی‌تبعیضِ همه‌ی شهروندان در برابرِ قانون، مدیریت بر بسترِ رای اکثریت در انتخاباتِ آزاد، حقِ حضور و مشارکتِ اقلیت‌های سیاسی و.. ، حضورِ آزاد و اثرگذارِ جامعه‌ی مدنی مستقل از حکومت، نهادها و بیان و رسانه‌های آزاد، عقب نشاندنِ وحی (با هر خوانشی) از عرصه‌ی مدیریتِ جامعه به زندگی خصوصی و دینی و.. از شاخصه‌های «نظام دموکراتیک» است.

۲ ـ دینی کردنِ حکومت، (دین با هر خوانشی) هیچ نیست مگر انداختنِ حلقه‌ی بردگی وحی فرابشری بر عقلِ نقادِ خودبنیاد و رای آزادِ مردمان و تحمیلِ ازخودبیگانگی مقدس به مدیریتِ جامعه.

۳ ـ عقب‌نشاندنِ دین به حوزه‌ی زندگی خصوصی مدیریتِ جامعه را از مراجعِ فرابشری رها می‌کند هرچند حکومت‌ِ‌های غیردینی مستبد در تاریخ و اکنون نیز کم نبوده و نیستند اما این حکومت‌ها نقابِ توجیه‌گر دین و وحی و ازخودبیگانگی مقدس را بر چهره ندارند.

۴ ـ افزودن پسوندِ «اسلامی» به جمهوری رای آزادِ مردم و عقل نقادِ خودبنیادِ آدمی را به تابعی از دین (با هر خوانشی) و به تطبیقِ با وحی که مرجعی فرابشری پنداشته می‌شود، محدود می‌کند.

۵ ـ جدائی دین از حکومت به معنای رهائی عقلِ محدود و مشروط و خطاکارِ آدمی از وحی و مراجع فرابشری است.

۶ ـ «جمهوری اسلامی» آقای خاتمی پس از ۸ سال ریاستِ جمهوری او و ۴۰ سال تجربه‌ی تلخ مردم از حکومتِ خوانش‌های اصلاح‌طلب و بنیادگرا و در موقعیتِ کنونی که بسیاری از مردم خواستارِ رهائی از استبداِد دینی و در پی آزادی هستند، هیچ نیست جز تلاش برای بازگردان جامعه‌ی ایرانی به پله‌ی اول.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»