وقتی یک حکومت که ادعای خادمی ملت را در بوق و کرنا میکند و مردم معترض را به طرفةالعینی به گلوله میبندد، وقتی قدرتهای بزرگ جهان چشم بر جان و امنیت و حقوق بدیهی ملتی میبندند تا پشت درهای بسته با حاکمانش معامله کنند،وقتی سلاح گروهی از انسانها فریاد در گلو و مشتهای گرهکردهشان دربرابر سلاحهای جنگی است،هیچ چیز به اندازهی همبستگی به ایشان قوت قلب نمیدهد.
سکوت در برابر سرکوب سازمانیافته مردم حقطلب بس است. انسانیت و همدلی را باید با صراحت به زبان آورد. مردم اصفهان، خوزستان، سیستان و بلوچستان، کردستان و آذربایجان، مردم شریف در گلستان و خراسان، در لرستان و هرمزگان، در سمنان و مازندران، تمام مردم ایران، چه در داخل مرزها و چه آنان که امروز در تبعید به سر میبرند، صاحبان اصلی این مملکت هستند. خاری به چشم هر کدامشان، تیری به قلب هر انسان با وجدانی است.
خبر جراحت چشمان روشن مردم اصفهان با گلولههای نیروهای سرکوب من را نیز بر آن میدارد تا بخشی از کارزار حمایت از ایشان باشم.
حمایت از تمام کسانی که حقوق بدیهی خود را طلب کردهاند، وظیفهی اخلاقی هر کسی است که دغدغهی انسانیت دارد.