امید بود که برخورد خشونتآمیز حاکمیت با مردم خوزستان در تابستان ۱۴۰۰، این بار در اصفهان تکرار نشود. امید باطلی بود.
حرف آخر را اول بزنم؛ بحران آب با باتون و اسلحه حل نمیشود. یک نمونه بیاورید که در دنیا حکومتی توانسته باشد با قوه قهریه و با خاموش کردن صدای اعتراض مردم، مشکل آب و نان مردم را حل کند. این گزاره، بدیهی و آشکار است اما انگار سیاستمداران در ایران امروز، چشمشان را روی بدیهات بستهاند. برای همین هم ماجرای تلخ خوزستان که در تیرماه سال جاری اتفاق افتاد، این روزها در اصفهان در حال تکرار است. خوزستانیها یک خواسته داشتند؛ آب آشامیدنی سالم. اصفهانیها هم به دنبال احیای زایندهرود و دسترسی به حقآبه کشاورزان هستند. مسئله و مطالبه، «آب» است اما هر بار حاکمیت به سرکوب خشونتآمیز معترضان متوسل میشود. غافل از اینکه اگر این بار هم حلقه تجمعکنندگان اصفهانی را با خشونت، بشکنند و آنها را با بدنهایی پر از ساچمه و صورتهایی زخمی راهی خانههایشان کنند؛ «بحران آب» همچنان سر جایش باقی است و شک نکنید اعتراضات مشابه یک یا دو ماه دیگر از شهر یا استانی دیگر سربرمیآورد.
حاکمیت فرصتهای خود را برای اصلاح، یکی یکی از دست میدهد. در تابستان ۱۴۰۰، همزمان با اعتراض گسترده خوزستانیها به نبود آب شرب سالم، متخصصان آب درباره نبود آب برای کاشت پاییزه هشدار دادند. آن موقع هنوز اطلاعات مربوط به آب موجود در سدها مثل حالا محرمانه نشده بود و کارشناسان آب با دسترسی به این اطلاعات و البته بررسی وضعیت بارشی ایران، از بروز اعتراضات احتمالی در آینده خبر دادند. برای همین سئوال مهم این است؛ وقتی دولت و حکومت اعتراضات خوزستان را با قدرت چماق و اسلحه به گفته خودشان «جمع» کردند؛ آیا تصمیم گرفتند که توصیهها و هشدارها را جدی بگیرند و برای وضعیت نابسامان آب در ایران کاری کنند؟. پاسخ منفی است. البته اخیرا ابراهیم رئیسی با تعدادی از فعالان محیط زیست جلسه داشت و حتما درباره وضعیت بحرانی آب هشدارهایی هم شنید اما دولت سیزدهم هم از ابتدای شروع کار به دنبال اجرای پروژههای سدسازی و انتقال آب است.
حالا هم انگار دستور اجرای پروژه انتقال آب بهشتآباد داده شده است. پروژهای که قرار است آب را از استان چهار محال و بختیاری به اصفهان ببرد. در روزهای گذشته همزمان با تجمع اصفهانیها، شاهد تجمع کشاورزان و روستاییان چهارمحال و بختیاری بودیم. آنها در این تجمعات، نه تنها با اجرای پروژه جدید انتقال آب (بهشتآباد) مخالفت کردند بلکه تاکید داشتند که به دنبال توقف پروژههای قبلی انتقال آب هم هستند. چرا که طرحهای متعدد سدسازی و انتقال آب این استان پرآب را هم به شرایط بحرانی کشانده و اساسا دیگر آبی هم برای انتقال ندارد.
بحران آب ایران را فراگرفته است. شاید چند دهه پیش بحران آب در ایران محدود به استانهای کویری و کمبارش مثل اصفهان، یزد و کرمان بود اما حالا به دلیل مدیریت ناکارآمد و تسلط مافیای آب در ایران، استانهای نسبتا پربارش مثل چهارمحال و بختیاری که سرچشمه کارون و زایندهرود در آن قرار دارد و خوزستانی که شش رود بزرگ در آن جاری است، با مشکل آب مواجه هستند و هنوز بسیاری از روستاها در همین استانهای پرآب به آب سالم لولهکشی دسترسی ندارند و همچنان آب با تانکر به آنها میرسد. البته اگر برسد.
اوضاع آب در ایران بحرانیتر از آنی است که تصور میشود. نزاع و جنگ آب در بین استانها و شهرهای ایران سالهاست که شروع شده. دیروز که لوله انتقال آب اصفهان به یزد شکسته شد، خیلیها تعجب کردند و عاملان این کار را شماتت کردند اما حتما اطلاع ندارند که این اتفاق، تازگی ندارد و در چند سال گذشته تقریبا هر سال تکرار شده و حتی در گزارشی که در تیرماه ۱۴۰۰ به دنبال اعتراضات خوزستان تهیه کرده بودم، درباره احتمال شکستن مجدد لوله انتقال آب اصفهان به یزد گفتم و نوشتم.
باید از قضاوت یکطرفه بپرهیزیم. سومدیریت آب در ایران در چند دهه گذشته، باعث نفرتپراکنی در میان اقوام مختلف و شهروندان استانهای مختلف شده است. این روزها عدهای اصفهانیها را زیادهخواه میدانند و بر اساس اطلاعات ناچیز در قضاوت به بیراهه میروند. فراموش کردهاند اصفهانیها هم قربانی سیاستهای نادرستی چون خودکفایی در تولید محصولات استراتژیک هستند. شعاری که از دهه ۷۰ و از دوره ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی در ایران باب شد. سیاستی برای استقلال ایران و عدم وابستگی به کشورهای خارجی. سیاستی که در طراحی آن به اقلیم خشک و نیمهخشک ایران و میزان بارش و تبخیر در ایران هیچ توجهی نشد. سیاستی غلط که در سالهای بعد با وجود اخطار و هشدار کارشناسان آب، نه تنها اصلاح نشد، بلکه تنها برای دفاع کورکورانه از ایدئولوژی غربستیزی بر آن پافشاری هم شد و حالا نتیجه را میبینید خشکی زایندهرود و اعتراضات اصفهان.
به غلط اصفهانیها را زیادهخواه ندانید چون آنها هم قربانی سیاستهای غلط حاکمیت در زمینه توسعه صنعتی هستند. راهاندازی صنایع آببر مثل پتروشیمی، ذوب آهن و فولاد در دل استانی کویری مثل اصفهان تصمیم غلط نمایندگان اصفهان در ادوار مختلف و دولتها در چند دهه گذشته است. چند سالی هم هست که صدای همه درآمده که اصفهان مکان مناسبی برای جانمایی این صنایع نیست و باید این کارخانجات به جنوب ایران منتقل و در مجاورت دریا ساخته شود. ارادهای برای این کار نبود و حالا نتیجه را میبینید خشکی زایندهرود و اعتراض اصفهان.
کشاورزان اصفهان آب میخواهند. مطالبه بهحقی است. چهارمحالیها میگویند آبی برای انتقال نداریم. حرف درستی است. مقصر این نابسامانیها به طور مستقیم به دولتها و حاکمیت برمیگردد. چون الگوی مصرف آب نه تنها در اصفهان بلکه در کل کشور الگویی غیراصولی و غیرعلمی بوده و هست. واقعیت تلخ است اما آبی برای کشاورزی نیست.
چاره چست؟ باید با مردم شفاف باشند. حقیقت را درباره وضع منابع آب سطحی و زیرمینی به مردم بگویند. باید سیاستهای غلط را متوقف کنند. از راه اشتباه گذشته برگردند. مدیریت آب را از مافیای آب بگیرند. چماق و اسلحه را غلاف کنند و صدای مردم را بشنوند. در این صورت شاید راهی برای جبران برخی خطاها باشد.
با چماق و اسلحه مشکل آب ایران حل نمیشود. غم نبود آب و نان درد بزرگی است که شاید بسیاری از مسئولان علیرغم شعارهای سادهزیستی، از درک آن عاجز باشند برای همین شاید نتوانند ناله از سر درد کشاورزان اصفهان را به درستی بفهمند. اما اگر انسجام و آیندهی کشور برایشان اهمیت دارد، «باید» صدای اعتراض مردم را بشنوند. برای همیشه نمیتوان با چماق و اسلحه بر مردم حکومت کرد.