سرکوب می‌کند چون نامشروع است، محمد شفیعی

حاکمیتی که سالیان دراز، غالبا مشروعیتش را به کف خیابان‌ها و حضور در مناسک ساختگی‌اش و راهپیمایی‌های نمایشی در ایام ۲۲ بهمن، روز قدس و برخی مناسبت‌های موسمی ارجاع می‌داد، این روزها برای برگزاری گرامیداشت “روزهای خودی” در بلاتکلیفی است و یک نفس مشغول مبارزه با مردم است تا چند نفس بیشتر زنده بماند.
با وقوع حادثه کوی دانشگاه در سال ۱۳۷۸، ۱۸ تیر هر سال برای حاکمیت مکافاتی می‌شد و ترس از یادبود سالانه آن، دانشگاه را به تعطیلی زودهنگام می‌کشاند ولیکن، در ایام باقی‌مانده سال، خیالش اندکی راحت بود. اما از سال ۸۸ که کلیت جامعه فعال و درگیر جنبش سبز شد و به تعبیری، ماهیت جنبشی به خود گرفت و پس از آن، حوادث و رویدادهای اعتراضی مردمی دیگری رخ داد، فضای تنفس زمانی و مکانی برای حاکمیت بیش از پیش تنگ‌تر شد.
اگر تا قبل از سال۸۸، یک روز خاص از سال (۱۸تیر) و یک مکان خاص (کوی دانشگاه)، صحنه اعتراض می‌شد و حکومت بر همان نقطه متمرکز می‌شد، پس از سال ۸۸ که مردم از انتخابات به مطالبات خود نرسیدند، خیابان محل هم آوایی‌شان شد. به سبب روند طولانی حوادث و گستردگی پایگاه اجتماعی و جغرافیایی جنبش‌های سالهای ۸۸ تا ۹۸ تا امسال، “روز” جایش را به “ماه ” داده است و هر ساله علاوه بر وقوع اعتراضات جدید، شاهد شکل‌گیری زنجیره‌ای از یادبودها در ماههای زیادی از سال به مناسبت حوادث متعددی همچون خوزستان، اصفهان ، تهران و… هستیم و خواهیم بود که باعث می‌شود حاکمیت در یک سال، نه روزها که ماه‌ها، در هراس به‌سر برد.
سالگرد کشته‌شدگان در این وقایع، برای مردم کاملا رنگ‌وبوی سیاسی و اعتراضی و برای حاکمیت امنیتی می‌گیرد. حتی مبالغه آمیز نخواهد بود اگر بگوئیم که مراسم قربانیان کرونا نیز به سبب مقصر دانستن حاکمیت، توام با سرزنش آن باشد.
حاکمیت در هراس دائمی است؛ در هراس اعتراض به کمبودآب، سوخت، تورم و … همچنین در هراس پناهنده شدن ورزشکاران، مهاجرت نخبگان و تبعات منفی آن در عرصه جهانی و داخلی.
مهاجرت و پناهندگی برای هر حکومتی در عرصه بین‌الملل جنبه حیثیتی دارد؛ تا جایی که، کره شمالی مجبور می‌شود خانواده ورزشکاران را تا زمان بازگشت از مسابقات بین‌المللی، به گروگان بگیرد. اگر حساسیت و حیثیت بین‌المللی نباشد، به نظر می‌رسد این نوع حکومت‌های ضد توسعه که نظام شایسته‌سالار مبتنی بر به‌کارگیری نخبگان را تحمل نمی‌کنند، نگرانی دیگری از بابت مهاجرت و پناهندگی نخبگان ندارند.
حاکمیت در “زمان” و “مکان” اسیر و همه چیز علیه اوست. باید “ماه‌ها” در هراس از ماههای دیگر باشد و همه مکانها و مناسبت‌ها نیز صحنه اعتراض علیه آن شده و دیگر نمی‌تواند مطمئن باشد که حتی نمایش‌های ساختگی‌اش نیز به فراخوان معترضین علیه خود حکومت تبدیل نشود و برایش دستاوردی نداشته باشد.

امروز همه زمانها و مکان‌ها علیه حاکمیت شده است و بیچاره، چاره کار را در سرکوب می‌بیند چون نه از انتخابات مشروعیت کسب می‌کند و نه از کف خیابان.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»