جن گیران، رمالان در حکمرانی، رضا احمدی

افاغنه جزء مردم ایران بودند که در ایران شرقی می زیستند. در اثر ظلم و ستم کارگزاران صفوی به ستوه آمده بودند و برای خلاصی از ظلم قیام کردند افغانی ها در سال ۱۱۳۵ ق پایتخت اصفهان را به محاصره درآوردند. در این زمان شاه سلطان حسین هر روز با جماعتی دیدار داشت تا برایش دلگرمی باشد.

در دیدار سلطان

روزی اصحاب علوم غریبه، با شاه دیدار داشتند. منجمین عرض نمودند که ستاره ء اصفاهان مشتری است؛ و احتراق یافته و در وبال افتاده و از وبال بیرون خواهد آمد. و مقارنه ء نحسین شده بود، بعد از مقارنه سعدین می شود و ناگاه دشمنانت مانند بنات النعش متفرق و پراکنده می شوند. و خدای تعالی این اساس را برپا نمود که قوت طالع تو را بر عالمیان ظاهر گرداند. شاه از شنیدن این سخنان و بشارت ها شاد و مسرور می گشت.

روز دیگر رئیس تسخیر کننده گان جن (جنگیران) آمدند و به خدمت آن افتخار ملوک عرض می کردند که ما متعهد می باشیم که هفت چله پی در پی در منزل در خلوتی عبدالرحمان پادشاه جن را با پنج هزار کس از جنیان بر دشمنان تو غالب و مسلط کنیم که در یک شب احدی از دشمنان تو را زنده نگذارند.

در سال‌های پایانی دوره صفویه، در اثر سیاستهای سوء، و پیوند ثروت و قدرت، شرایط روبه وخامت می رفت. شاه سلطان حسین صفوی، خود نمونه بارزی از افراد ساده‌لوح، خرافاتی و پرورش‌ یافته حرمسرا و خواجگان بود. او علاقه ء عجیبی به جادو ،رمل و رمالان و منجمان داشت، بی اجازه ء آنها آب هم نمی خورد این رفتارها را در لفافه ای از تقدس دینی پنهان کرده بود.

بدنبال اکسیر

شاه کتابخانه‌ و آزمایشگاهی برای علوم غریبه داشت. این کتاب‌ها معمولا وِ رد‌هایی را تجویز می‌کرد که شاه اوهام گرا و خیال‌پرداز، صفوی، در طول روز، زیر لب چیزهایی می‌خواند و احساس امنیت و قدرت می‌کرد. مبالغ زیادی از بیت المال به جیب رمالان و جادوگران، منجمان و جن گیرها می ریخت. شاه بدنبال اکسیری بود که همه ء کارها را به وسیله ء آن حل کند.او کارگاه عظیمی بر پا کرد و عده ء زیادی در آن مشغول اکسیر سازی بودند. شاه مدعی بود که می‌تواند خوشبختی و بدبختی آدمیزاد را رقم بزند! سلطان حسین به این مسائل دل خوش داشته و نسخه های رمالان و جن گیران و منجمان را در اداره ء امور جاری کشور به اجرا در می آورد می کرد. نتیجه ء این سیاستها ، بحران پشت بحران و مردم گرسنه و ناامید از حل مسائل اولیه و به حال خود ، رها شده بودند. مردم چشم به نیرویی داشتند که بیاید و شاه را از میان برد. شاه هم با استفاده از اکسیرها ی جوانی و در میان پنج هزار زن حرمسرا غرق در ..بود.
سلطان حسین مدرس و آزمایشگاه عریض و طویلی برای اکسیر‌های عجیب و غریب داشت. این اکسیرها و نسخه های رمالان و جن گیران نتوانست مانع سقوط اصفهان شود.

روآوری به علوم غریبه

پس از حمله مغول در ايران، شکست هاي پي در پي از بيگانه، موجب رسوخ برخي باورهای خرافی در ميان مردم گرديد، که اسباب انحطاط فکري ايرانيان را فراهم آورد و زمینه را برای کم فروغ و ضدیت علیه علوم تجربی گردید. در این شرایط جامعه ایران رو به باورهايي همچون سر نوشت محتوم، تسخير اجنه و تسخیر نيروهاي غيبي براي رفع حوائج مادي، متوسل شدند آنها به ستارگان براي آگاهي از سرنوشت خود و سپس پناه بردن به اوراد و طلسمات و ادعيه های ساختگي براي دفع بلایا و حوادث،رو آوردند.

نتیجه گیری

هر چه اوضاع اقتصادی و اجتماعی جوامع رو به وخامت نهد، سختی و بحرانها چون باد وزیدن گیرد، مشکلات از درب و دیوار بر مردم ببارد، مردم بدنبال نسخه هایی هستند که زود مسایل خود را حل نمایند. این مشکلات زائیده سیاستهای خلق الساعه و تخصص گریز کارگزاران بی تخصص است، که برای ملک و ملتی مصیبت های فراوان، باز تولید می کنند. مردم و کارگزاران در پی راه هایی سریع کم زحمت، غیر علمی می روند. در دهه های اخیر بعضی از کارگزاران ما نیز به رمالان و جنگیران و جادو گران و… ایرانی و غیر ایرانی رو آوردند تا بتوانند با تجویزات نسخه های آنها امور را مدیریت کنند. کشوری که سرنوشت خود را به اوهام رمالان و جنگیران بسپارد عاقبتی شوم چون شاه سلطان حسین در انتظار آن ملت خواهد بود.
(منبع، رستم التواریخ، محمد هاشم آصف)

 

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»