فلاکت برای کدام عظمت؟ علی زمانیان

عزت، عظمت و افتخار، البته که نزد همگان، فضیلت و مطلوبِ اجتماعی محسوب می‌شود. آرمان‌هایی که در سطح فرد و جامعه، خواستنی و دلپذیر است. اما چه باید کرد با وضعیتی که از فضیلت‌ها دیوار بلندی می‌سازند و زندگیِ شایسته و درخور آدمیان را در آن محصور می‌کنند.

۱. نفس‌های زندگی به شماره افتاده‌است و در تنگنای پر عسرت، و فراز و نشیب پر غصه، بالا و پایین می‌شود. حاکمان اما در این میانه، وعده‌ی افتخار، عظمت و عزت می‌دهند. و من از خود می‌پرسم: عزت، عظمت و افتخاری که از آن سخن می‌گویند، چیست؟ آن کدام شکوه و عزت است که باید برای به‌دست آوردنش، فلاکت کشید؟ کدام جاه و جلال است که برای داشتنش، باید چرخ‌های زندگی بشکند و در گل و لای مصائب و رنج‌ها فرو رود؟ و آن کدام عظمت است که مقدمه‌اش، تحقیرشدگی، فقر و فلاکت است؟ آن بهشت آینده چیست که اکنون را در لهیب آتشِ جهنم‌وار خود می‌سوزاند؟

مولوی در اثر فاخر خود، مثنوی، با اشاره به وضعیت مضحکی که احساسش می‌کنیم، چنین سراییده‌است:
از پی طاق و طرم، خواری کشند
بر امید عز، در خواری خوشند
بر امید عزِ ده روزه‏‌ی خدوک
گردن خود کرده‏‌اند از غم چو دوک

۲. آیا کشیدن بارِ فلاکت، فقر و رنجِ اکنون، برای رسیدن به عزت و شکوه، در آینده، موجه است؟ این پرسش، از آن‌رو مطرح می‌شود که ما با وضعیتی پارادوکسیکال روبرو شده‌ایم. برای تامل در این باب، ابتدا باید به این نکته توجه کرد که یکی از شقوق عقل، “عقلانیت عملی” است. در این نوع از عقلانیت، تناسب میان وسیله و هدف، مورد سنجش قرار می‌گیرد؛ و خلاصه‌اش این است که: آیا برای رسیدن به هدف، وسیله‌ی متناسبی را انتخاب کرده‌ایم؟

عقلانیت عملی، می‌خواهد دست کم به دو پرسش، پاسخ دهد:
الف) آیا وسیله‌ای که انتخاب کرده‌ایم، ما را به هدف می‌رساند؟
ب) آیا وسیله‌ی انتخاب شده، در میان همه‌ی ابزارها و وسایل جایگزین، رجحان دارد؟ و آیا بهترین وسیله را انتخاب کرده‌ایم؟

برای مقایسه‌ی وسیله‌ای که برگزیده‌ایم با سایر وسیله‌های جایگزین، دست‌کم سه معیار وجود دارد:
اولین معیار: “اصل معقول کاهش هزینه”
دومین معیار: “اصل سرعت”
سومین معیار: “اصل اطمینان”

بر اساس سه اصل پیش‌گفته، عقلانیت عملی یعنی: وسیله و راهی را که انتخاب می‌کنیم، در نسبت با راه‌ها و وسیله‌های بدیل، از هزینه‌ی کمتری برخوردار باشد.(هزینه‌ی مادی و غیر مادی. بنابراین، رنج، هزینه‌ی غیرمادی تلقی‌ می‌شود.) راه و وسیله‌ای که انتخاب کرده‌ایم، ما را زودتر از بقیه‌ی وسایل، به هدف برساند؛ و هم‌چنین از درجه‌ی اطمینان بیشتری برخوردار باشد.

اما در کنار “عقل عملی” که به بررسی تناسب میان وسیله و هدف می‌پردازد، معیار دیگری هم وجود دارد که اگر نباشد، “عقل”، به هیولای ویران‌گر تبدیل می‌گردد؛ و آن، معیارِ اخلاق است. بنابر این، وسیله، خودش باید اخلاقاََ موجه باشد. از هر وسیله و ابزاری، اخلاقاََ نمی‌توان بهره جست. علاوه براین که “هدف” (که خودش باید از منظر اخلاق، پذیرفتنی و موجه باشد)، وسیله را نیز توجیه نمی‌کند. به‌تعبیر دیگر، ارزش‌های اخلاقی، عقل عملی را مهار می‌کند تا از تخریب آن جلوگیری نماید.

۳. بر اساس آن‌چه گفته شد، تحمیل فقر و فلاکت به جامعه از سوی حاکمان، به هدف عظمت و عزت، دو اشکال بنیادین دارد:
اولا، فقر و فلاکت (به منزله‌ی مقدمه)، ربط منطقی با عزت و عظمت (به منزله‌ی نتیجه)، ندارد. از ریشه‌ی فاسد، گلبرگ‌های معطر تولید نمی‌شود. به عبارت دیگر، میان مقدمه و نتیجه، باید ربط و نسبت منطقی برقرار باشد.

ثانیا، اربابان قدرت، دچار اشتباه بزرگی شده‌اند، آنان در تشخیص میان مشقت و سختی با تحقیرشدگی و فلاکت به خطا رفته‌اند. کشیدن بار رنج و مشقت برای رسیدن به گنج، منطقاََ پذیرفتنی است. اما خواری و خفت و در فلاکت دست و پا زدن و تحقیر شدن، اخلاقاََ ناموجه است.

اما هنوز پرسش آغازین، در ابهام و تاریکی است. عزت و عظمت نزد حاکمان چه معنایی دارد که با فقر، فلاکت و توقف زندگی و غوطه‌خوردن آدمیان در رنج، منافات ندارد؟ از این‌رو باید نگرش حاکمان نسبت به عزت و عظمت را مورد تدقیق قرار داد. از نظر آنان عزت چیست و عظمت کدام است؟ پاسخ هر چه باشد، وضعیت مصیبت‌بار شهروندان ایرانی را نمی‌تواند موجه کند.

کاخِ “ارزش‌ها و آرمان‌هایی” که بر ویرانه‌ی استخوان‌های شکسته‌ی زندگی بنا شود، “عظمتی” که بر تلی از خواری و خفت بایستد، “عزتی” که بر تحقیرشدگی و رنج بالا رود، مفاهیمی توخالی و توهمی بیش نیست.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»