قرار بود حقوق معلمان معادل ۸۰ درصد حقوق اعضای هیئت علمی دانشگاهها شود. یعنی همانطور که در دانشگاه رتبه مربی/ استادیار/ دانشیار و استاد داریم؛ در آموزش و پرورش هم براساس سوابق و مدارک؛ معلمان در پنج رتبه از آموزشیار معلم تا استاد معلم رتبهبندی شده و در هر رتبه معادل ۸۰ درصد حقوق و مزایای اعضای هیئت علمی همرتبه را دریافت کنند.
اما در لایحه بودجه پیشنهادی دولت و تغییراتی پیشنهادی مجلس در طرح رتبهبندی؛ بحث حقوق معلمان به پایینترین رتبه اعضای هیئت علمی یعنی «مربیان» نزدیک میشود و اساسا بحث مقایسه با حقوق اعضای هیئت علمی در طرح رتبهبندی منتفی میشود. خلاصه اما و اگرهایی مطرح شده که در نهایت از طرح همترازی فقط شیر بی دم و یال و اشکمی باقی میگذارد.
پرسش این است که چرا بعد از ده سال پیگیری معلمان برای اجرایی شدن طرح همترازی حقوقشان با اعضای هیئت علمی دانشگاهها هنوز این طرح اجرایی نشده است؟
پرسش کلیتر این است که چرا قانون مدیریت خدمات کشوری که در سال ۱۳۸۶ تصویب شد آنقدر معطل ماند تا تغییرات مدنظر برخی لابیها در آن در اعمال شود؟ چرا در این قانون برخی کارکنان مانند اعضای هیئت علمی و قضات مستثنی شدند؟
پاسخ ساده است: زیرا اکثر نمایندگان مجلس و اکثر اعضای هیئت دولت و مدیران ارشد دستگاههای دولتی عضو هیئت علمی دانشگاهها هستند.
زیرا رئیس و نایب رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس عضو هیئت علمی دانشگاه هستند نه معلم.
از ۲۳ نماینده عضو این کمیسیون؛ ۸ نفر سیاستمدار و ۱۵ نفر باقی مانده عضو هیئت علمی دانشگاه هستند. البته «همگی آنها ادعای معلمی دارند؛ اما هیچکدام معلم آموزش و پرورش نیستند.»