امنیتی که نیست! حبیب رمضانخانی

یکی از کلید واژه ها و جملات کلیشه ای مسئولین برای توجیه ناکارآمدی و پاسخگویی به انتقادات مردم از بابت مشکلات فزاینده، این جمله است: «…عوضش امنیت داریم»

واژه «امنیت» مصادیق و اشکال مختلفی دارد که در اولین معنا، تامین جانی افراد و حفظ تمامیت ارضی کشور با اتکا به نیروی نظامی و تسلیحات به ذهن متبادر و مورد استناد مسئولین قرار می گیرد. منتها اگر به مصادیق دیگر امنیت ورود کنیم، خواهیم دید که اوضاع متفاوت بوده و برخلاف امنیت مورد توجه مسئولین، در بقیه حوزه ها، وضعیت آن به سامان نیست.

برای ادامه حیات، به صرف زنده ماندن، ما به سه ماده اساسی نیاز داریم: غذا، آب و هوا. که امروز هر سه این موارد، با چالش ها و نگرانی های بسیاری مواجهه است.

این روزها که به دلیل تامین سوخت بخش خانگی، گاز نیروگاه های تولید برق با سوخت مازوت جایگزین شده است، دودهای سمی ناشی از مازوت سوزی و تردد خودروهای دودزا و بی کیفیت، هوای شهرها را به شدت آلوده کرده است. این آلودگی ها که باعث آسیب جدی به ریه ها و ابتلا به بیماری های خطرناک، چون سرطان می شوند، موجی از نگرانی و ترس در مردم ایجاد کرده است. نگرانی که به دلیل عدم ارائه راهکار مناسب و تجربه چندساله، امیدی به اصلاح نبوده و فقط بایستی چشم به آسمان و منتظر باد و باران باشند. در نتیجه ساکنان شهرهای بزرگ عملا در ماه های سرد سال، امنیتی از بابت تنفس و اکسیژن پاک ندارند.

تامین غذا که این روزها با برگشت محصولات کشاورزی صادر شده، در مرکز توجه قرار گرفته، دیگر ماده مهم و حیاتی است که نگرانی و ترس بزرگتری از بابت امنیت آن متوجه جامعه کرده است. گویا در یک ماه اخیر محصولات کشاورزی صادراتی ایران، سیب زمینی به ازبکستان، فلفل دلمه به روسیه و کیوی به هند و امارات، به دلیل داشتن نیترات بالا و استفاده از سموم خطرناک، به ایران برگشت داده شده است. از سال ها قبل هم موضوع بالا بودن نیترات محصولات کشاورزی به دلیل استفاده از کودهای شیمیایی و گاهی آبیاری برخی محصولات با فاضلاب، نگرانی های در سطح جامعه ایجاد کرده بود. اما حالا با اقدام کشورهای دیگر، این نگرانی تبدیل به یقین شده و عملا در بحث غذایی هم امنیت بخشی از آن زیر سوال رفته و برای مردم این سوال پیش آمده که آیا نظارتی بر روی شیوه کاشت و بهره برداری از محصولات کشاورزی در ایران نیست؟

در حوزه ماده حیاتی دیگر، آب، هم در بحث کشاورزی و هم تامین آشامیدن، به دلیل سال ها ناکارآمدی در شیوه مدیریت و برداشت و استفاده بی رویه از آن، عملا امروز ۸۰ درصد آب های زیر زمینی ما در چهار دهه گذشته مصرف و بسیاری از دریاچه ها و رودخانه ها نیز به خشکی گرائیده است. طوری که در سال های گذشته مردم روستاها و شهرها را به دلیل حق آبه، رودرروی هم و حاکمیت قرار داده که نمونه آن را از اصفهان تا خوزستان شاهد هستیم. اصرار به ادامه این شیوه غلط، در کنار چشم انداز ناگوار از وضعیت بارش ها و بروز خشکسالی، یک دل‌نگرانی و یاس بزرگتر در مردم را دامن زده که گوشه ای از نتایج این فاجعه و ناامنی آبی را در سیل مهاجرت از روستاها به شهر و از نواحی جنوبی و مرکزی کشور به مناطق شمالی کشور، شاهد هستیم.

به جز موارد بالا، در بحث اقتصادی، به دلیل سال ها تحریم و انزوای بین المللی، در کنار ناکارآمدی ساختار اقتصادی، در این سال ها شاهد رشد بالای قیمت دلار و سقوط ارزش پول ملی بوده ایم. سقوطی که در کنار تعطیلی تولید و خروج سرمایه ها از کشور، منجر به کاهش قدرت خرید مردم و بی ارزش شدن پس اندازه‌ای آن ها شده است. تلاش مردم برای پیش خرید خودرو، خرید سکه، ارز و … در جهت حفظ ارزش بخشی از دارایی های خود صورت گرفته که خود باعث تقاضای بیشتر و خلق تورم بالاتر را موجب شده است. در این سال ها وضعیت ناگوار اقتصادی خود باعث سقوط دو سوم مردم ایران به زیر خط فقر شده است.

حال امروز که در هنگامه گفتگوهای هسته ای هستیم، مردم ناامید از بورس که سرمایه های آن ها را تبخیر کرده، منتظر و در حال ارزیابی هر خبری از شهر وین اتریش هستند تا متناسب با آن دست به خرید یا فروش زده و سرمایه های خود را حفظ کنند. خوب این خود گویاست که ناامنی اقتصادی چه بر سر مردم ایران آورده و بیش از پیش نگاه ها را به امر سیاست و تحولات جهانی گره زده است.

مثال های بالا، نمود بارزی از مواجهه مردم ایران با انواع ناامنی هاست که نتیجه آن را در؛ کاهش ازدواج و فرزندآوری، مهاجرت جوانان و نخبگان به خارج کشور، خروج سرمایه ها از ایران، فراگیری سایه یاس و نامیدی از آینده کشور و رواج انواع بحران های اجتماعی چون اعتیاد و بزهکاری‌ها و … شاهد هستیم.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»