«یک فعال صنفی و فرهنگی باز نشسته»: خیابان انتخاب من است

چون :

_زیستن ناب را تجربه می کنم.
_ در آغوش فداکاری ، استقامت، شجاعت و خود آئینی، خویشتن را باز می یابم.
_ می توانم قدرت سرمایه زده و شب پرست یک درصدی ها را به چالش کشم.
_ سیستم نوچه پروری با سکوت من باز تولید می شود.

_ می‌بینم حاکمیت نوچه های عربده کشِ خود، چون کیهان و جوان و مشرق نیوز را علیه حق طلبی به میدانی نابرابر فرا خوانده که یک طرف آن معلمان (عقلانیت) قرار دارند و طرف دیگر، قدرت با همه‌ی ساز و کارش( خشونت).
_ حاکمیت به گفت و گو ، عقلانیت ، نقد و پرسشگری هیچ اعتقادی ندارد.
_ قدرت، خود را پاسخگوی هیچ چیز و هیچ کس نمی داند.
تشکل و باهم بودن را دشمن ذاتی خود
می داند.
حقیقت را ملک طلق خود می داند و دیگران را بی بهره از ذره ای حقیقت.

_ اسماعیل هایم را می خواهم( عبدی و گرامی)
_ ملاقات زندانیان را می خواهم.
_ رسول را که ناجوانمردانه به بندش گرفتار کردید ، می خواهم .
_ می خواهم مرهمی بر زخم کودکان کار
باشم که سیستم پولی کردن آموزش آنان را به جای کلاس، بر زباله دانها نشانده.
آی خیابان ،محمل حق طلبی و هویت بخشی ، تورا می جویم.

وعده ی ما پنج شنبه ۲ دیماه ۱۴۰۰
همزمان با فراخوان شورای هماهنگی تشکل صنفی فرهنگیان ایران.