نامه ای از طرف جامعه معلمان ایران به همه ایرانیان، حجت اله سرلک

حتماً این روزها نه از طریق صدا و سیما بلکه از طریق شبکه‌های مجازی درباره #اعتراضات_سراسری_معلمان شنیده اید و خوانده اید و احتمالا فکر کرده‌اید که جامعه فرهنگیان فقط پیگیر مسایل معیشتی خود به هر قیمتی هستند در حالی که حقیقت فراتر از این مباحث هست و قطعا همه ما باید به نسبت به این موضوع توجه ویژه‌ای داشته باشیم چون مطالبات امروز فرهنگیان مربوط به رفع موانعی است که امروز ایران ما را به این همه ظرفیت خدادادی و نیروی انسانی به چنین شرایط بحرانی سوق داده است.

هموطنان عزیز و خصوصاً دانش آموزان و اولیای گرامی همانطور که می دانید اصلی ترین عامل رشد و توسعه هر کشور، نظام آموزش و پرورش متعالی است و یک بررسی اجمالی از کشورها و جوامع توسعه یافته به خوبی نقش و تاثیر و اهمیت توجه به آموزش و پرورش را به نشان می‌دهد. در واقع نظام آموزش متعالی اصلی ترین منبع تغذیه و قلب تپنده همه ابعاد مهم توسعه اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، ورزشی، هنری و… محسوب می شود. این جایگاه و این اهمیت باعث شده است که دولت ها نگاه ویژه‌ای به نظام آموزشی خود داشته باشند.

در ایران ما نیز اهمیت و جایگاه آموزش و پرورش به خوبی در قانون اساسی دیده شده است اما شوربختانه در چندین دهه پس از انقلاب اسلامی کم‌ترین توجه و اهمیت چه از طرف مجموعه حاکمیت و چه دولت ها و ادوار مختلف مجالس به آموزش و پرورش معطوف شده است.

حاکمیت خواسته یا ناخواسته با مجموعه ای از اقدامات، تصمیم گیری ها و وضع قوانین غیرکارشناسی در طول این سالها خسارات جبران ناپذیری به شرح زیر به بار آورده اند:
۱. تضعیف بعد آموزش رایگان و دولتی عادلانه (طبق قانون اساسی) از طریق توسعه مدارس غیردولتی و غیرانتفاعی و مافیای کنکور که عملاً باعث شده است که هدف نهایی آموزش و پرورش قبولی در آزمونی باشد که تنها کسانی موفق می شوند که به شکل ناعادلانه ای و به دلیل سطح رفاهی یا طبقه اجتماعی خاص در آن موفق شوند و مابقی دانش آموزانی که در مدارس دولتی مشغول به تحصیل هستند بازنده اصلی این کارزار ناعادلانه محسوب می شوند. مافیای کنکور مانند یک غده سرطانی آموزش و پرورش را فلج کرده است و این سیاست عامل اصلی ایجاد تبعیض و بی عدالتی در جامعه و حکومت مدعی عدالت خواهی و عدالت طلبی است.

۲. سیستم آموزشی غیرکاربردی که مبتنی بر نیازهای زندگی امروزی انسان نیست و در آن همه دانش آموزان ایرانی به اجبار در چندین رشته محدود و مشخص مجبور به ادامه تحصیل می شوند در حالی که در نظام های آموزشی متعالی بعد آموزش مبتنی بر استعدادها و علایق متنوع دانش آموزان شامل طیف گسترده ای از رشته‌ها ها و مهارت هاست.

۳. به حاشیه راندن و حذف بعد پرورشی که نیاز اصلی یک انسان در مرحله یادگیری است. آموزش مهارتهای ساده اما کاربردی برای افزایش کیفیت زندگی فردی و اجتماعی کوچکترین جایگاهی در نظام آموزش و پرورش ایران ندارد و این خود به تنهایی باعث بروز بحران های اجتماعی و فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و زیست محیطی روزافزون شده است.

۴. تضعیف شأن و منزلت اجتماعی معلمان از طریق پرداخت حقوق ناچیز و زیر خط فقر به شکلی که امروز برای اکثر معلمان ایرانی، معلمی به شغل دوم و سوم و حاشیه ای تبدیل شده است و معلمی که نتواند از پس نیازهای اولیه مادی اولیه خانواده برنمی‌آید نمی تواند یک معلم به معنای واقعی کلمه باشد. علاوه بر بی عدالتی در نظام پرداخت در طول سالیان گذشته تمامی مزایای معلمان از قبیل حق مسکن، ایاب و ذهاب و غیره از فیش حقوقی معلمان حذف شده و حتی صندوق ذخیره فرهنگیان که از واریزی حقوق فرهنگیان هست و هدف آن تقویت بعد رفاهی و مادی زندگی فرهنگیان محسوب می شود از دست درازی مسئولین در امان نمانده است. در این مسیر حاکمیت در طول سالیان متمادی و از طریق رسانه ملی بارها و به دروغ اخباری را در باره افزایش حقوق معلمان در جامعه پخش کرده و سعی کرده در این جدال نابرابر جامعه را همراه خود روبروی معلمان قرار دهد.

۵. عدم اجرای درست رتبه بندی معلمان طبق سند تحول بنیادین در طول ده سال گذشته و در نهایت تصویب لایحه ای ناقص و ناقض رتبه بندی اصلی و اصل رتبه بندی در مجلس به صورت کاملاً غیرکارشناسی و غیر قانونی و غیرانسانی. قانون رتبه بندی که هدف اصلی آن ارتقاء کیفیت آموزش از طریق ایجاد انگیزه برای معلمان در جهت افزایش کیفیت تدریس و تلاش آنها در جهت ارتقای مستمر صلاحیت های علمی و حرفه ای و بهره مندی مادی از قرار گرفتن در رتبه های بالاتر بود آنچنان ناقص تدوین و وضع شده است که همان اندک انگیزه ها را نیز از بین برده است.

۶. عدم توجه به بعد پژوهش مستمر، کیفیت زندگی کلاسی، توسعه و تجهیز مدارس (تنها تفاوت مدارس امروز نسبت به سی سال پیش جایگزینی تخته سفید و ماژیک به جای تخته سیاه گچ است)، مشاوره، فعالیت های گروهی و ….

۷. عدم توسعه تفکر مبتنی بر آزاد اندیشی و اندیشه‌های آزاد آن هم از طریق ترویج تفکری ایدئولوژیک و البته تفسیر و ارایه غیرکاربردی و ضد ارزشی از مفاهیم والای دین مبین اسلام و برخورد سیاسی و امنیتی با مطالبات کاملاً صنفی و بر حق جامعه فرهنگیان

لذا ما معلمان ایران زمین در این برهه حساس تاریخی و در این میدان نابرابر در دل تاریک شب های بی عدالتی و بی کفایتی چراغ آگاهی و آگاهی بخشی برافروخته ایم تا پیام آور فردایی روشن برای آینده ایران و فرزندان ایران زمین باشیم و از همه ایرانیانی که دل در گرو آینده میهن دارند استدعا می کنیم که از این جنبش اصیل، مترقی، عدالت خواه، صلح طلب، آگاهی بخش و توسعه محور معلمان ایرانی حمایت کنید تا آموزش و پرورش به ساحل آرامش برسد و موتور متوقف شده قطار توسعه همه جانبه کشور دوباره روشن شود و رو به سوی فردایی روشن حرکت کند.
ان الله لا یغیر و ما بقوم حتی یغیرو ما بانفسهم

 

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»