با گذشت دو دهه از جنبش صنفی معلمان و در رأس آنها تشکل ها و کانونهای صنفی که می توان آنرا جنبش دمکراتیک فرهنگیان کشور بر اساس اصول قانون اساسی دانست یکی از چالش های این حرکت مدنی فارغ از مسائل خاص جامعه ایرانی نظیر فرهنگ مذهب اقتصاد سیاست جامعه شناسی و بعضا روانشناسی اجتماعی و… که متغیرهای اثر گذار در آن به شمار می روند عدم اتحاد ، انسجام و همبستگی در بدنه فرهنگیان دست یابی به اهداف صنفی از طریق مجاری قانونی نظیر کنش میدانی، تحصن و قدرت چانه زنی و لابی گری با مسئولان زیر بط را تا حد نسبتا قابل تأملی دور از انتظار کرده است. کاستی های حرکت با عدم حضور اکثریتی معلمان در مشارکت مطالبه گری صنفی گاها زحمات معلمان و تشکل ها را در نطفه عقیم می ساخت.
پرهیز کادر اداری، مدیران مدارس و معلمان محافظه کار بیشترین نقش را در کمرنگ نشان دادن این اکسیونیسم صنفی داشته است. نقطه عطف حرکت های میدانی اخیر معلمان حضور پر رنگ همکاران زن و تا حدودی مدیران مدارس و کادر اداری در میان معلمان بود. پر واضح است جایگاه زن در جوامع مدنی امروز بیشتر از آنچه می نمایاند می باشد و این مطالبه گری و تلاش برای برابری اجتماعی تا حد بسیار زیادی به تغییر اندیشه جهان بینی و عملکرد خود زنان به عنوان بخش لاینفک و جدایی ناپذیر و یکی از دو رکن اجتماعی بستگی دارد. تجمعات اعتراضی معلمان کردستان بویژه سنندج گواه این مدعا می باشد که زنان جامعه بویژه همکاران فرهنگی پیش قراول رفع تبعیض های جنسیتی و زدودن آخرین پس مانده های نظام اجتماعی مرد سالارانه و در کل کمک به پروسه دمکراسی در جامعه است. در برابر این عظمت وصف ناپذیر سر تعظیم و ستایش فرو می آوریم.
با سپاس از همراهی پرشور همکاران گرانقدرمان در سنندج و سایر شهرهای کردستان
شورای هماهنگی تشکلهای فرهنگی ایران