اخطار جدّی در فشارهای اقتصادی طاقت فرسا بر مردم اکبر دانش سرارودی

اینکه اوضاع اقتصادی و درآمدهای کشور بسیار وخیم است و ثمرهٔ تقابل های کشدار ایدئولوژیکِ، کمر مردم را شکسته یکطرف قصه است و اینکه نااهلان بنا گذاشته اند تا کارِ دشمنان را تکمیل، و با سیاستگذاری‌های غلط و سوء مدیریت شان بکلّی نابودمان کنند بحث دیگری است که هرچه به برنامه‌ریزی‌های اقتصادی دولت و مجلس نگاه می‌کنیم جز تحیّر و بُهت از این همه نادانی وحماقت چیزی نمی ماند.

اینکه مسئولین با حقوق های نجومی، مزایا، امکانات و رانت های آنچنانی اصلاً درد اکثریت فقیر و تحقیر شده را نمی فهمند درست، ولی ایکاش به جهت شعارهای انقلاب و ادعای مسلمانی هم که شده توجه میکردند و با اینگونه بودجه نویسی و ریل گذاریهای اقتصادی غیرعلمی، تتمه هر آنچه باقی مانده را به آتش نمی کشیدند.

وقتی به بودجه پیشنهادی ۱۴۰۱ نگاه می‌کنیم همهٔ فشارها بر طبقه متوسط و ضعیف جامعه متمرکز شده و به جای صرفه جویی در هزینه های دولت و انقباضی کردن بودجهٔ متولیّان! حتی حاضر به تقسیم فشارها بین همگان نیستند و حدود ۲۰ هزار میلیارد تومان به نهادها و دستگاه‌های فرهنگی «بی خاصیتی» داده اند که «انگل وار» فقط مشغول خوردن و فربه شدن اند!

یا ۱۲ هزار میلیارد تومان! برای «طرح افزایش موالید و جوانی جمعیت!» قرار داده‌اند! در حالیکه تحریم ها و سیاستگذاری‌های اقتصادی چنان شرایط اسف انگیزی بوجود آورده که نه «فرزندآوری!» که «تشکیل اولیه زندگی» برای جوانان را نیز ناممکن نموده و اینگونه طرح ها با بودجه های نجومی فقط فرصت بخور بخور بیشتر برای عده‌ای و فشار مضاعف بر گُرده اکثریت است.

همچنانکه اختصاص چند هزار میلیارد تومان برای تولید محتوا! و سامان بخشی به طرح باصطلاح صیانت از فضای مجازی و تولید دروغ و مهندسی افکار عمومی به دستگاه های مختلف نیز محملی برای فشار بیشتر بر مردم و ارتزاق گسترده تر انگل های وابسته به حاکمیت است.

با توجه به سیاست تقابلی و اصرار بر پیشبرد شعارهای نابودگر منافع ملی، شرایط درآمدی کشور بگونه ای است که بقول آقای جهانگیری، سال گذشته با هزار و یک بدبختی توانسته ایم فقط حدود ۱۰ میلیارد دلار درآمد نفتی داشته باشیم که کمتر از ۵ میلیاردش به دولت رسیده و حدود ۵۵ درصد دیگرش را دولت پنهانِ ولایت فقیه خرج اهداف ایدئولوژیکی کرده که بنا دارد تمام کشور و مردم ایران را فدای اهداف فاجعه باری نماید که بقول مجید انصاری عضو «مجمع تشخیص» عدم تصویب FATF و قفل تمام مبادلات بانکی نیز برای کمک به حزب‌الله لبنان، حوثی های یمن، حشدالشعبی عراق و سایر مداخلات منطقه ای بوده و مردم ایران نیز هیچ جایگاهی در معادلات و محاسبات مسئولین ندارند.

اینکه هر ساله بودجهٔ نهادهای امنیتی، شورای نگهبان، صداوسیما، حوزه‌های علمیه و مراکز تبلیغاتی و سازمان‌های وابسته به حاکمیت را بی توجه به شرایط اقتصادی و بحرانهای موجود، انبساطی و گسترده‌تر میکنند و در شرایطی که مردم جهت فرار از تنگناهای کُشنده، با رنگ باختن تمام صبغه های فرهنگی دینی و انسانی به جان هم افتاده اند در نهایت بیشرمی موضوعاتی چون افزایش مجدد قیمت بنزین را زمزمه می کنند و بودجه دستگاه‌های حاکمیتی را بدون هر ملاحظه ای مرتباً توسعه می‌دهند و برای جبران کسری هایشان باز هم بنا دارند با حذف دلار ۴۲۰۰ تومانی که بخشی از نیازهای ضروری و دارویی مردم را تامین می‌کرد تنگناهای بیشتری را تحمیل کنند از آنگونه سفاهت هایی است که دود از سرمان بلند میکند.

ایکاش همگی گم میشدند و میگذاشتند نفسی بکشیم چرا که وجودشان، ویروس سرطانی بدخیمی است که فقط سبب بدبختی و آزار روزافزون مردم شده است.

جالب است در مملکتی که تمام هزینه‌های مردم به دلار است و درآمدها به ریال پِهن شدهٔ بی ارزشی است که هر روز ضعیف ترش میکنند وقتی سخن از افزایش حقوق طبقات فرودست میشود فریادشان بلند است که نیست و نداریم، ولی در همان حال حقوق های نجومی از ما بهترانی مطرح است که همچون اعضای شورای نگهبان و مشابهین شان حاضر نیستند حتی علیرغم الزام قانونی، حقوق کارکنان شان را در سامانه ثبت حقوق و مزایای کارکنان دستگاه‌های اجرایی وارد نموده و بگویند حقوق و درآمدهای نجومی شان چقدر است؟

خدایا از دست این جماعت دین پناهِ فقهاء حکومتی بی همه چیز به کی پناه ببریم؟
از دست این شرورترین، فاسدترین، بی تقواترین، بیسوادترین، بی لیاقت ترین و کثیف ترین حاکمانِ خودشیفته ای که ادعای پاکی و شایستگی‌های شان گوش فلک را کر کرده به کجا پناه بریم؟

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»