جایی به نام خیابان، تقی رحمانی

رسم است که روشنفکران ایرانی هر پدیده اجتماعی را در قالب مدل های ترجمه ای می برند در عمل بر مشکل تبیین حوادث در ایران می افزایند.این که ما از تجربه خود تئوری مناسب خلق کنیم چندان مرسوم نیست.

خیابان بعد از بن بست اصلاحات خود را به ما نشان داد. از دیماه ۱۳۹۶ و آبان ۹۸ و ۱۴۰۰ شاهد حضور انفجاری اعتراضی و مطالباتی در خیابان هستیم.

غافل گیری روشنفکران سیاسی و احزاب سرکوب شده از این حضور امری خوبی نیست اما مهم تر تحلیل نفی و مذمت حضور در خیابان است که از سوی اینان انجام می گیرد انگار اراده ما می تواند واقعیتی را نفی کند.

از زببا کلام تا تاج زاده خیابان را منع می کنند. روشنفکران دیگری هم در عمل سکوت کرده اند. احزاب مطرح هم در عمل چیزی برای ارائه ندارند.در عمل آچمز شده اند. حتی نهضت آزادی از اصلاحات جامعه محور می گوید اما خیابان را ضروری نمی داند.

اما زمانی که اتفاقی در خیابان می افتد با نگاه تحلیلی بعد از واقعه موضوع را بررسی می کنند بدون چشم اندازی در آینده. به عبارتی مسئولیت پذیری خیابان باور ندارند. این آچمز طبیعی است اما مهم به رسمیت و قبول کردن این آچمز است تا آدمی از ان بیرون بیایید.

امروز روشنفکران و احزاب اصلاح طلب حفاظت از خود را با آزادی مردم اشتباه گرفته اند. ایشان به واسطه بن بست اصلاحات بیشتر سنگ موقعیت یا تحلیل خود را به سینه می زنند.

پس اگر با خیابان مخالف هستند برای این است که جای برای خویش در این خیابان تعریف نکرده اند اما با نصیحت به رهبری و زبان اوری و کلام مدام به مخاطب خود را به خود می خوانند . توجه کنید به میزان زبان اوری نصیحت گونه به حکومت که تاثیر زیادی هم ندارد.
این ویژگی حفظ خود و موقعیت خویش را برابر با آزادی مردم می دانند در صورتی فاصله اقشار اجتماعی با هم فاصله روشنفکران و این احزاب با مردم بیشتر شده است.

این فاصله را هم با عدم برخورد درست بیشتر می کنند زمانی هم که اگر خیابان سرکوب شود از موضع عقل کل می گویند دیدید که گفتیم اما توجه ندارند که همان بلایی سرشان می آید که بعد از خرداد ۱۳۴۲ بر سر جبهه ملی ایران آمد.

اما با خیابان چه باید کرد؟ تا مانند خرداد ۴۲ وارد مرحله ناشناخته جدیدی نشویم که عواقب ان را در بهمن ۵۷ دیدیم که نامیمون بود.
بی گمان راهبرد کلانی که نیرو ها را به خط کند در دسترس نیست.

سپهر سازی های راهبردی هنوز به جائی نرسیده است که راهبرد عملی بزرگ خلق کند .اما مردم منتظر نمی مانند شکم گرسنه تئوری سازی سرش نمی شود.انکار روشنفکر هم مشکل را حل نمی کند. خیابان خود نشان داده است از سال ۱۳۹۶ شورش اعتراض و مطالبه در جریان است.

خلا اصلی این است که سمت خیابان باید کدام سو باشد آیا رهبری راهبردی باید کدام طرف در اختیار بگیرد؟ ۱- شورش و اعتراض یا ۲- اعتراض مطالباتی این دو با هم فرق دارند،برای تجمع بزرگ برای تغییر مشخص.

جامعه ما به سامان دهی جامعه در خودش نیز دارد این یعنی نهادهای مدنی که لیدرهایی متکی به صنف و نهاد خود خواهند داشت که می تواند هر رهبری یا رهبران را کنترل یا جهت دهند و رابطه نامیمون یک طرفه رهبری با مردم تعاملی کنند. تاریخ ما سرشار از این رابطه سامان بر باد ده یک طرفه است.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»