من احساس میکنم دو گرایش مخالف خیابان در جامعه ایران هست که یک گرایش سعی میکند با نصیحت و انذار حاکمان وظیفه خودش را انجام دهد، این گرایش از انقلاب و امثالهم یک تجربه دارد و منافعی ندارد، این گرایش انذار را میدهد و یک امیدی دارد،یک گرایشی هم هست که موقعیت و منافعی دارد اگر بازی زیاد به هم بخورد این گرایش هم خیابان را خطر قرمز میداند، البته من بین این دو تا گرایش تفکیک قائل میشوم. اما به هر دو نقد دارم.
نصیحت به ملوک و حاکمان در ایران ریشه دار است ولی نصیحت ها هم با هم فرق دارند،نصیحت یک موقع نصیحت خواجه نظام الملک طوسی است و سیاست نامه میشود یعنی خودش عامل است، یک موقع هم نصیحت آن دسته از کسانی که الآن در حکومت هستند و حاکمیت را نصیحت میکنند که اصلاً قدرتی ندارند حتی احضار شده اند و به آنها گفته شده است که شما حرف بزنید و خیابان خط قرمز ماست، به نوعی این را ابراز نمیکنند ولی در مواضعشان این را میگویند، من اتهام خاصی به آنها نمی زنم بعضی از آنها دیدگاهشان اینگونه است.
ما در دوره اصلاحات به جای اینکه اصلاحات دوره مصدق را نقد کنیم انقلاب را نقد میکردیم، مثل اینکه مردم ایران قرار نبود آن موقع انقلاب کنند، الآن هم از خیابان یک پرهیزی داده میشود و خیابان را برابر با اغتشاش، شورش، خرابکاری شلیک و مرگ میدانند ما قبلاً بحث کردیم که حضور در خیابان شکلهای متفاوتی دارد.
بحث من با این دوستان این است که این نصیحةالملوک شما دیگر جوابگو نیست، در دوره اصلاحات نصیحة الملوک خاتمی به حکومت وجود داشت الآن نصیحت این دوستان به حاکمان استراتژی پیش برنده نیست؛ چون کارهای نیستند و اثری ندارند، دوستانی هم که بیرون از حاکمیت هستند یک تجربه و یکسری بحثهای انتزاعی مطرح میکنند که این کار را نکنید چون ایران به هم میخورد، یعنی یک توهمی از نقش خودشان دارند در صورتیکه در تصمیمگیریهای که حاکمیت ایران در حال حاضر انجام میدهد اصلاً اصلاح طلبانی که خیابان را منع میکنند بازیگر و چاره کارش نیستند.
اینجاست که یک نکتهای برای من پیش میآید، نصیحه الملوک در یک ساختاری که آن نصیحت کننده در جایگاه خواجه نظام الملک طوسی مینشست تأثیر دارد مثلاً یک زمان آقای خاتمی در نسبت با آقای خامنهای مقام و پستی داشت و تأثیری داشت ولی دوستان متوجه نیستند که آنها نه در مجلس هستند و نه در تصمیمگیریهای دولتی و نه در رسانه های قدرتمند، ولی همچنان همان رویه نصیحت کردن را ادامه میدهند که شاید حکومت یک روز به بنبست برسد و به آنها مراجعه کنند.
اصلاح طلبی که میگوید من مسئولیت خون مردم را نمیپذیرم، اما رادیکال زبانی است مدام توئیت بر نقد خامنه ای به شکل انذار می کند.اما مسئولیت اسقاط شدن مردم را که باید بپذیرید. شما که برای کشور نسخه میپیچید و میگویید آقای خامنه ای باید این کار را بکند و فلان کار را نکند، بگویید با چه قدرتی میخواهید آن را انجام دهید. اتفاقاً کار شما مسئولیت ناپذیری است، شما به عنوان یک فعال سیاسی و روشنفکر وظیفه دارید نوعی موضعگیری کنید نمیتوانید شانه خالی کنید، شانه خالی کردن جوابگو نیست. بعضیها زرنگ هستند، میگذارند اتفاق بیفتد بعد میآیند سوار میشوند ولی در اخلاق خیلیها نیست که سوار قضیه شوند. من در جلسات قبل گفتم که ما باید مدلی از خیابان را تعریف کنی مکه هزینه کمی داشته باشد و مدنی باشد، یعنی لیدرها با صنفشان آرام آرام بیرون بیایند که اگر یک روز رهبری هم به وجود آمد این لیدرها بتوانند رفتار رهبری را کنترل کنند. چون در دوره اصلاحات، جنبش سبز و به خصوص در انقلاب سرما کلاه رفت یک رهبر آمد رابطه یکطرفه برقرار کرد و ما نتوانستیم حرف خود را به کرسی بنشانیم.
حالا همه این رهبران هم آدم قدرتطلبی نبودند بلکه روابط درست نبود. پس باید به این فرهنگسازی حضور در خیابان در ایران با هر حاکمیتی پرداخته شود، اتفاقاً یکی از بیت های دموکراسی است اگر خیابان ، رسانه و نهاد مدنی باهم وارد تقابل و تعامل با حاکمیت شوند.این¬ها بحث کلی من بود که خیلی از دوستان خیلی انذار میدهند و حکومت را مدام نصیحت میکنند، و یکسری دوستان هم فکر می¬کنند الآن که مردم به خیابان ریختند کار حکومت تمام است، خیر شما به یک فرهنگسازی، زمینه سازی، حمایت، تشویق به حضور در خیابان لیدرسازی و یک نوع مطالبه گری مستمر با تعیین تکلیف با هر حاکمیت به عنوان بیت دموکراسی نیاز دارید و این هم گام به گام صورت میگیرد حرف آخر را هم اول نمیزنند. من معتقد هستم که کسانی که میگویند الان که در اصفهان اعتراض شد کار حکومت تمام است با آن اصلاحطلبی که میگوید خیابان یعنی نابودی دوتایی دارند یک چیزی را کوک میکنند یعنی ترساندن حضور مدنیتر مردم در خیابان. درحالیکه ما باید اتفاقاً این حضور را تشویق و به سوی ارتقایش تلاش کنیم.ضمن اینکه به خاطر شرایط سخت مردم آن اعتراضات شورشی هم اتفاق خواهد افتاد و ما ( روشنفکران، فعالان سیاسی، لیدرهای جامعه مدنی ) باید با فرهنگسازی مدنی در خیابان به یک مدیریت و استراتژی برسیم که حضور در خیابان حق است و این حضور باید تأمین شود در عین حال این حضور در خیابان باید چارچوبهای خودش را توضیح دهد.