رهبر جمهوری اسلامی در سخنرانی تازهاش (۱۹ دی ۱۴۰۰) مقداری مقدمهچینی کرد تا برسد به اصل سخن؛ در جایی گفت «برخی تلاش و تبلیغ میکنند که غیرت دینی را «بیمنطقی و خشونت» بنامند اما حقیقت این است که غیرت دینی همراه با عقلانیت و برخاسته از بصیرت است و بصیرت نیز شعبه و مظهری از عقلانیت است ضمن اینکه در عمل نیز در اغلب موارد، غیرت دینی با عقلانیت همراه بوده است»، و درست هم گفت!
«در اغلب موارد» غیرت دینی مد نظر او با «عقلانیت» همراه بوده است. نمونه؟
سرکوب و حذف روشنفکران و نویسندگان، با اسم رمز «مقابله با تهاجم فرهنگی» یا «ناتوی فرهنگی»؛ حمله به کوی دانشگاه؛ تقلب در انتخابات ۸۸ و به خاک و خون کشیدن معترضان؛ حمله به سفارت انگلیس و عربستان؛ جنایت آبان ۹۸؛ سرکوب خوزستان و اصفهان، ممنوعیت واردات واکسن و دست به کار شدنِ فرزندان مومن و انقلابی او در مافیاهای نظامی برای تولید واکسن بومی… باز هم نمونه؟
این نمونهها و دهها و صدها نظیر آن، کافی است برای این نتیجهگیری که الحق و الانصاف «در اغلب موارد» به مقتضای عقلانیت عمل شده است. گیرم که در این میان، صدها و هزاران انسان از بین رفتند و خانوادههای بیشماری عزادار شدند؛ گیرم که صدها جوان این کشور، چون پویا بختیاری و ابراهیم کتابدار، کشته شدند؛ گیرم که هزاران جان مثل نوید افکاری و عادل کیانپور و بکتاش آبتین از دست رفت. به درک! «سر خم مِی سلامت»! افقهای بلندی پیش روی نظام اسلامی هست که به این هزینههای مختصر (!) میارزد.
البته جانب انصاف را فرو نباید گذاشت. در برخی موارد اندک، «مقداری» انحراف از عقلانیت هم مشاهده میشد که معظمله بلافاصله و به جد جلوی آن را میگرفت. در کوی دانشگاه قلب ایشان چنان جریحهدار شد که در نهایت سرعت و دقت بالاخره آن ریشتراش مسروقه و سارق نابکار کشف شد. در ماجرای سفارت عربستان هم همینطور. ایشان گفت که از آن اتفاق «بنده بدم آمد». خیلی هم بدش آمد؛ آنقدر بدش آمد که گفت «اصلاً هیچ قابل قبول نیست اینجور عملیّات؛ این عملیّات عملیّات بسیار بدی است، به ضرر کشور و به ضرر اسلام و به ضرر همه است». ولی همزمان تذکر داد که «این را بهانه قرار ندهند برای اینکه جوانهای انقلابی ما را مورد تهاجم قرار بدهند؛ این هم یک مسئله است»!
اصل سخن امروز او اما تک جملهای بود که در میانهی سخنرانیاش به زبان آورد: «اینکه در مقطعی با دشمن مذاکره، صحبت و تعامل شود به معنای تسلیم شدن در مقابل آن نیست، همچنانکه تا کنون تسلیم نشده و از این پس نیز نخواهیم شد». تصور کنید مردمان این کشور سه سال و نیم با فقر و تورم و رکود و بیدارویی دست و پنجه نرم کرده و به انحاء مختلف، عمر و سلامتی و امید و جان و مال از دست دادند تا سرانجام رهبر «فرزانه» جمهوری اسلامی برسد به این جملهی سادهای که هر دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی در سالهای اول تحصیلش یاد میگیرد؛ اینکه «مذاکره، صحبت و تعامل» به معنای «تسلیم شدن» نیست.
چنین رهبری نه دیپلمات است و نه انقلابی؛ رییس یک کارتل مافیایی است که دست بر قضا یک سرزمین تحت سلطهی اوست و مردمانش گروگان توهمات پارانوئیک او.
کانال تلگرام کلمه