روز شنبه هفته جاری با همکاری مقامات زندان تهران بزرگ(یا سازمان زندانها و یا مقامات قضایی و شاید هم مقامات امنیتی و شاید هم…. هنوز نمیدانیم افتخار کارگردانی این نمایش تاریخی نصیب چه کسانی شده است) اتفاقی در شعبه ۱۰۱ جزائی دادگاه عمومی و انقلاب فشافویه افتاد که میتوان آن را در تاریخ زندان و زندانیان سیاسی در صدسال اخیر بینظیر دانست.
پیش از شرح اتفاق روز شنبه یادآور شوم که شاپور احسانیراد فعال حقوق کارگران ۶۳ ساله، اسماعیل گرامی فعال حقوق بازنشستگان ۶۸ به همراه هفت زندانی سیاسی دیگر از جمله پویا قبادی، اکبر باقری، علیرضا فرشی و اکبر فراجی، مدتها با مسولین بند و مقامات زندان بر سر حضور شخصی به نام غلامرضا برزگر مشهور به غلام سگی( پیکر پهن، اخلاق تند و سابقه سالها حضور در زندان بهدلیل جرائم خطرناک این لقب را برای وی به ارمغان آورده بود)بحث و مذاکرات اعتراضآمیز داشتند، شخصی که با وجود سوابق متعدد شرارت، زورگیری و…به بند زندانیان سیاسی( بند ۱۰ تیپ دو) منتقل شده و با هماهنگی وکیلبند( متهمی مالی به نام مجید.ه) اقدام به توزیع مواد مخدر و داروهای روانگردان بین زندانیان سیاسی عموما جوان میکردند. نتیجه این اعتراضها هجوم از پیش برنامهریزی شده غلام به این زندانیان و ضربوجرح شدید آنها در عصر روز جمعه ۱۶ مهرماه ۱۴۰۰ بود؛ این هجوم که با استفاده از تیزی و…انجام گرفت منجر به اعزام دو تن از زندانیان سیاسی(پویا قبادی و اکبر باقری) به بهداری و زدن بیش از ۱۵ بخیه به زخمهای عمیق سر و بدن ایشان شد، ضمن اینکه سر و صورت دیگر مضروبین در این حملات از آسیب در امان نماند.
پس از انعکاس خبر این هجوم سنگدلانه و به خصوص هتک حرمت عمو شاپور و عمو اسماعیل دو پیرمرد مبارز و فعال خستگیناپذیر حقوق کارگران و بازنشستگان، رئیس وقت سازمان زندانها با گفتن این جمله که:” زندان محفل فرهیختگان نیست و جای مجرمان است.” به ظاهر از خودش و سازمان تحت امرش سلب مسولیت کرد. غلام در حضور رئیس تیپ دو زندان، تیزی به دست و عربدهکشان خواهان انتقال زندانیان مضروب به بند دیگری شد و در نهایت نیز نه زندانی مضروب به سالن دربسته “یک” در تیپ دو منتقل شدند و تا روز شنبه اول این هفته بیش از سه ماه است که در آن زندان ایام حبسشان را میگذرانند، و با وجود شرایط نامناسب این بند از آنجایی که دستکم جانشان در خطر چاقو و تیزی “غلام” نبود شرایط بند جدید را تحمل کردند.
غلام و دوستانش نیز با هدایت برخی نهادها از اتهام موجود در پرونده دو تن از زندانیان سیاسی مضروب( پویا قبادی و اکبر باقری که به ارتباط با سازمان مجاهدین خلق متهم شده بودند) سواستفاده کرده و با انتشار اعلامیههایی حمله خونین خود را به دلیل اختلاف با این دو تن بر سر فعالیت آنها در تبلیغ مرام فرقه رجوی در بین زندانیان سیاسی جوان عنوان کردند!!( گوئی غلام سگی ناگهان در قامت تقی شهرام یا احمد رضایی و…ظاهر شده و با اعلام پایان جنگ ایدئولوژیک به نبرد مسلحانه روی آورده بود!!) ورای مضحک بودن این ادعا از سوی شخصی چون غلام برزگر و دوستانش، این اتهام برای همبندیهای پویا و اکبر به قدری پوچ و زننده بود که حتی نیاز ندیدند نسبت به آن واکنش نشان دهند، من خود در مدت سه ماهی که با پویا قبادی همبند بودم، شاهد بودم که هیچگاه با دیگر زندانیان از عقاید و باورهایش صحبت نمیکند.
در نهایت نیز چریک مبارز این ماجرا “غلام سگی” نیز دو ماه پس از آن هجوم خونین با درخواست خودش از بند زندانیان سیاسی به نزد دوستانش در بند زندانیان جرائم دیگر منتقل شد.
اما متاسفانه این پایان ماجرا نبود، و نمایشنامه آقایان تازه به اوج خود میرسد. روز شنبه شش زندانی مضروب شده به دست غلام سگی و دوستانش( از جمله شاپور احسانیراد و اسماعیل گرامی) را بدون اطلاع قبلی با دستبند و پابند به شعبه ۱۰۱ جزائی دادگاه فشافویه برده و قاضی آنها را به اتهام نقش داشتن در ماجرای ۱۶مهر با عنوان “شورش در زندان” و اخلال در نظم زندان و عناوینی از این دست مورد محاکمه قرار داده و در برابر چشمان حیرت زده این فعالان مدنی دربند هرکدام را با قرار یکصد میلیون تومان موقتا آزاد! و به زندان تهران بزرگ بازمیگرداند!!
در طی این دادگاه نمایشی، فعالان زندانی تاکید کردهاند که با بررسی دوربینهای سالن ده که طبق آئیننامه سازمان زندانها باید کار میکردهاند، به سادگی روشن میشود که چه کسانی مرتکب حمله با سلاح سرد و اخلال در نظم زندان شدهاند.
حالا فعالان مدنی دربند، خانواده و دوستانشان منتظرند تا ببینند که: “آیا این نمایش کمدی و تراژدیک به محکوم کردن زندانیان سیاسی مضروب و “کتک خورده” منتهی میشود!؟