طرح تجربه‌ای به بهانه بیست‌ودومین سال زندان، نامه سعید ماسوری زندان رجایی شهر کرج

در بیست‌ودومین سال زندان، روزهای اول را به یاد دارم که وقتی از سلول کناری پرسیدم: “چه مدت است که در زندان هستی؟” ۲ ماه و ۳ ماه برایم عمری می‌نمود … مشت‌ها می‌کوبیدم بر در و پنجه‌ها می‌سابیدم به دیوار …. از همان روزهای اول به تقلید از فیلم‌ها … روزها را با خط کشیدن به دیوار سلول شماره می‌کردم … تا تعداد روزها را بدانم … ولی اکنون دیگر به سختی حتی برخی وقایع زندان را بخاطر میآورم که در ۱۰ سال اول زندان بود یا ۱۰ سال دوم و حال سومین دهه هم به آن افزوده شده … تا جائی‌که اکنون حتی در خواب و رؤیا هم چیزی به جز زندان نمی‌بینم … خاطرات بیرون از زندان به تمامی از ذهنم محو گشته و زیباترین خواب و رؤیای شبانه هم چیزی نیست جز داشتن یک سلول بهتر یا پنجره‌ای با نرده‌های کمتر و از این قبیل.

آری، اولین کار ویژه زندان منقطع کردن افراد از واقعیت بیرون است؛ محصور نگه داشتن آنها در یک چاردیواری محدود و به تنگ آوردن افراد از همه چیز! و این یعنی فرو بردن افراد در دنیای محدود خود و غرقه کردن آنها در تخیلات و توهمات و آنگاه که انسانها در خود فرو می‌روند، روابط انسانی هم به همان میزان فرو می‌کاهد و این خود آغاز فروپاشی خلق‌وخوی انسانی‌ست.

اراده و استقامت در زندان یعنی “هر لحظه و ساعت و روز انتخاب کردن” تا از این فروپاشی در امان بمانیم. برای کسانی که شهامت داشتن آرمان و رؤیاهای بلندپروازانه ندارند این چاردیواری محدود و منحوس به قبرستان آرمان‌ها و اراده‌ها تبدیل می‌گردد … و اینجاست که سودوزیان‌های کوچک و دم‌دستی به مسائلی بزرگ و لاینحل مبدل می‌گردند.این مکانیزم عملکرد چاردیواری‌ی محدود‌کننده‌ی زندان است؛ زندانی‌ی عادی و سیاسی هم فرقی ندارد چون تفاوت این دو در ابتدا “داشتن و نداشتن” آرمان بود. فلذا در فقدان آن، مسائل به یک شکل بروز می‌کنند. در بدو ورود به زندان، علت زندانی شدن مطالبه حقوق و آزادی‌های مردم و یا آرمان عدالت.خواهی و از این قبیل بود و به طبع مشخصه و ویژگی زندانی سیاسی در “نداشتن منافع شخصی بود” … و چنان‌چه “زندان” کسی را از این آرمان‌ها دور کند، مسائل پیش‌پاافتاده جای آرمان‌ها و رؤیاهای بزرگ می‌نشینند و زندانی، دیگر نمی‌تواند بقیه زندانیان را “هم‌بند” تلقی کند بلکه آنها را رقیبانی می‌داند که در صدد به یغما بردن حقوق و آزادی‌های او هستند و تنها کارشان آزار و اذیت (مفهوم زندان در زندان).

این ویژگی‌ی ذاتی و جوهری زندان است که زندانی را وادار می‌کند به سطح مسائل کوچک و دم‌دستی فروبکاهد … و آن‌گاه که این فروکاستن با برخی خصلت‌های ناپسند و غیرقابل‌قبول فردی ممزوج می‌شوند، به معجونی پیچیده مبدل می‌گردد که تشخیص و حل و فصل آنها، تنها از عهده کسانی بر می‌آید که هر لحظه انتخاب کنند که در برابر فروپاشی مقاومت کنند و هر لحظه غفلت از آن تاوان و هزینه‌ای بعضا غیرقابل‌تحمل بر فرد و اطرافیان او تحمیل می‌کند. ”به تنگ آمدن” از زندان محصول این عملکرد است و خلاصه‌ی آن، دور شدن از رؤیاها و آرمان‌ها و اسیر شدن در شرایط ناگوار ”موجود” است و از قضا تلالو انسانیت در شرایط سخت و ناگوار پیرامون است که دیده می‌شود.آنجائی‌که این ملت آزاده (از معلمان شریف و آزاده، کارگران زحمتکش و کشاورزان و همه اقشار) در مطالبه‌ی آزادی و حقوق خود در کف خیابان ترس و منافع شخصی خود را کنار گذاشته‌اند و جوانان خود را هزار هزار فدیه‌ی این آزادی و آزادی‌خواهی می‌کنند هم‌صدا و هم‌دل نشدن با آنها همان گیر افتادن و محبوس شدن واقعی در دیوارهای زندان است. نتیجه این‌که هرگاه مسائل صنفی و روابط شخصی خود و افراد دیگر، در زندان تبدیل به معضل شده و عمده گردید باید دانست که از چه مسائلی دور افتاده و در چه مسائلی در غلطیده ایم.

سعید ماسوری / دیماه ۱۴۰۰ / زندان رجایی شهر کرج

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»