یکشنبه ۲۶ دی ماه، همچون همه ی یکشنبه های اعتراضی، ما بازنشستگان بار دیگر در مقابل مجلس میدان بهارستان و همزمان در دیگر شهر ها مقابل سازمان تامین اجتماعی دست به تجمع اعتراضی زدیم و تمام مطالباتی را که از سال ۹۹ پیگیر بودیم، مجددا باز هم مطالبه کردیم.
بطوری که بیشتر خواسته ها و مطالباتمان بر روی تراکت ها و بنرها به وضوح مشخص است و ما عهد کرده ایم تا زمانی که تمامی مطالباتمان تحقق نیابد به این تجمعات در سراسر کشور ادامه خواهیم داد .لذا این حق مسلم ماست که پس از پرداخت سی سال حق بیمه مستمر و مالیات، در دوران میانسالی و کهنسالی از آسایش و آرامش و حداقل های زندگی برخوردار باشیم”. این بخشی از بیانیه مشترک تعدادی از تشکلهای مستقل بازنشستگان و در حقیقت حرف همه بازنشستگان است.
درست است که تجمعات بازنشستگان در تهران با تلاش اتحادیه پیشکسوتان کارگری وابسته به خانه کارگر، همزمان با افزایش نارضایتیها برای «مصادره» و «هدایت» اعتراضات، در مقابل مجلس فراخوانده شده بود. اما خطاست اگر از نقش و حضور هزاران نفر بدنه بازنشسته غفلت کرده و بصورت یکطرفه و سخاوتمندانه نقش خانه کارگر یا کانون بازنشستگان را در این تجمع برجسته کرده و به آنان نقش مصادره و هدایت کننده داده شود.
خروجی این تجمع همان بود که در شعار ها مشخص شده بود. تجمع روز یکشنبه بازنشستگان در جلوی مجلس نشانه قوت و قدرت جنبش بازنشستگان است و نه نقطه قوت خانه کارگر . جنبشی که در دو سه سال اخیر موجب شد چنین تجمعی همپای سایر شهرها و با همان مضمون در تهران نیز صورت گیرد.
توزیع پلاکاردهای رنگین و یکدست توسط جامعه پیشکسوتان خانه کارگر در بین بازنشستگان حاضر، سطحی تر از آنست که ظرفیت ها و قدرت قوام گرفته این جنبش سراسری را به آنان منتسب کنیم.
چنین جنبش معیشتی قدرتمندی که طی سالهای اخیر خیابانها را از آن خود کرده است آنقدر قوی شده است که هژمونی مطالبات خود را بر هر تجمعی اعمال کند و این جنبش و مطالباتش را برای هر جناح حکومتی غیرقابل تصرف نماید.
شورای بازنشستگان ایران
دوشنبه ۲۷ دیماه ۱۴۰۰