راستی آزمایی کنیم!
مصادف با جنگ جهانی اول در فاصله سالهای ۱۲۹۸- ۱۲۹۶ شمسی (۱۹۱۷ الی ۱۹۱۹ میلادی) قحطی بزرگی در سراسر کشور حاکم شد که سبب تلفات جانی زیادی گشت و بالغ بر یک سوم از ده میلیون مردم ایران به قتلگاه رفتند. دلایلی برای بوجود آمدن کشتار ناشی از قحطی گفته شده، از جمله «ورود ویروس آنفلوانزای اسپانیایی توسط نیروهای نظامی دولتهای متخاصم روسیه و انگلیس در جنگ جهانی اول، و به موازات آن شیوع انواع بیماری های همه گیر از جمله؛ وبا، طاعون و تیفوس در سراسر کشور بود».
اشغال کشور توسط دول انگلیس و روسیه مصادف با جنگ جهانی اول است. اگرچه ایران در جنگ اعلام بی طرفی کرده بود اما نیاز کشورهای اشغالگر وقت در خرید یا تصاحب مواد غذایی برای نیروهای نظامی خود موجب شد تا گرسنگی و سوء تغذیه و قحطی بر سراسر کشور وسعت یابد. البته فراگیری قحطی دارای علل متعددی است.
از طرفی ذخیره غلات جنوب شرق استان سیستان و بلوچستان فعلی با قیمت چند برابری به نظامیان انگلیس فروخته شد. در طرف دیگر شمال شرق و استان خراسان فعلی، نظامیان روسی همه راهها را بستند و از انتقال گندم به جز برای ارتش روسیه اجتناب کردند. و چارپایان که حامل مواد غذایی در راههای ترابری آن تاریخ بودند، به اختیار صنعت نفت در خوزستان، و ارتش روسیه و انگلیس در شبکه حمل و نقل کشور درآمدند. که حاصل آن برای مردم فقیر بیش از پیش مخوف بود. دولتهای درگیر در جنگ حتی اجازه ندادند تا از آمریکا برای کشور قحطی زده ایران غلات وارد شود!
ایران که در طول تاریخ با مجموعه ای از خشکسالی ها زیست داشت، در ۱۹۱۶ میلادی و مصادف با ساختار معیوب و ناکارآمد حکومت مرکزی، و همراه با گسل های فوق مواجه شد با کاهش شدید ذخایر محصولات کشاورزی! و جامعه وارد بافتار فرهنگی جدیدی گشت. در اوایل ۱۹۱۸ خشکسالی همه جای کشور گسترده شد. مردم در شهرهای بزرگ و کوچک هراسان از زیست خود به دو رویه رخ نشان دادند. از طرفی به ناسازگاری با کشورهای اشغالگر و دولت مرکزی روی آوردند؛
در غرب شهر کرمانشاه گزارش شد که درگیری با نیروهای نظامی پیش آمد و کثیری از مردم آسیب دیده اند. در تهران به خاطر احتکار و فروش استقراضی و کیفیت پائین و قیمت گزاف نان بای مشتریان، مردم فقیر و درمانده عصبانی شدند و اعتراضات خیابانی شکل گرفت. حتی صنف تازه تاسیس نقاشان اعتراضاتی سامان داد و از دولت خواستند تا با نظارت بر کیفیت، توزیع و تثبیت فروش مواد غذایی تدبیر کند. که حاصل آن معلوم نشد. از طرف دیگر مردم در تنگنا بودند و «شروع به غارت نانوایی ها و فروشگاههای مواد غذایی و سیلوهای غلات نمودند».
طرفه آنکه در میان دول متخاصم و مردم فقیر دسته سومی بودند که به مصادره گسترده مواد غذایی برای پر کردن جیب خود روی آوردند. واسطه گرهایی که در این هنگامه با احتکار به مشکلات معیشتی و قحطی مردم می افزودند. جالب است بدانیم که از جمله کسانی که در احتکار مواد غذایی دست بالایی داشت «احمد شاه قاجار» پادشاه مملکت بود. که حتی به درخواست رئیس الوزرای خود «برای خرید مقادیر منصفانه گندم و جو از ایشان که در انبارها ذخیره کرده بود» تن نمی داد. و در برابر پیشنهادات صدراعظم می گفت؛ «جز به قیمت روز به صورت دیگری حاضر به فروش نیستم!». و این در شرایطی بود که مردم به دلیل نیاز شدید به مواد غذایی به خوردن مردار روی آوردند. در گزارشات تاریخی «نمونه هایی از آدم خواری» به ثبت رسیده است!
حال سوال خود را دوباره پی می گیریم؛ چرا مردم ایران حافظه تاریخی ضعیفی دارند؟ آیا ناکارآمدی دولت مرکزی در شرایط امروز مردم ایران تفاوت چندانی با نقش دولت «احمد شاه قاجار» در ۱۳۰ سال قبل دارد؟ آیا تنها راه رهایی از وضع امروز کشور در «اعتراضات فراگیر و حرکتهای میدانی و همبستگی ملی» پوشیده است؟ پاسخ را به مخاطبین می سپاریم.