نگاه من بعنوان تحولخواهِ خواهان گذار از جمهوری-اسلامی
نه بحث مذاکره مستقیم چیز جدیدی است و نه رویکرد سیاست خارجی ضد منافع ملیِ ج.ا تغییری کرده است. قبلا هم مذاکره مستقیم کردهاند. آقای خامنهای هم از این زیگزاگها زیاد داشته است.
جمله مهمتر و کلیدی عبداللهیان این است که میگوید مذاکرات فنی تمام شده و حالا باید تصمیم گیری سیاسی بکنیم.
مشکل ج.ا همین جاست. چون باید در باره چیزی شبیه برجام و حتی ضعیف تر از آن، تصمیم بگیرند، در حالیکه سالها علیهاش حرف زدهاند. در این مورد اختلاف نظر هم وجود دارد.
برخی رسانههای ولایی توافق «کم در برابر کم» را «تله جدید آمریکا» میدانند و میگویند هم سرعت رشد هستهای ما (= نزدیک شدن به بمب اتم)، را کم میکند و هم نباید مسیر موفق «خنثی سازی» تحریمها (به جای «لغو» آنها) را دوباره به خطر بیندازیم.
حال آقای خامنهای (که ظاهرا نمیخواهد بدون بمب اتم سر بر زمین بگذارد)، در مرحله یک تصمیم گیری اساسی است.
با یک عینک دو چشمی به صحنه مینگرم: یک چشم از دید یک ایرانی معتقد به منافع ملت ایران و تحولخواه خواهان گذار از ج.ا و چشم دیگر از دید دول غربی به خصوص آمریکا.
از دید غربیها اولویت اول جلوگیری از نزدیک شدن ج.ا به بمب اتمی است. اولویتهای بعدی را مسائل منطقهای و موشکی و منافع اقتصادیشان تشکیل میدهد. مشکلات مردم ایران و یا تغییر حکومت برای آنها اولویتی ندارد. حقوق بشر که در اولویت دهم هم نیست!
اگر از چشم غربیها نگاه کنیم؛ سیاست فشار حداکثری آقای ترامپ به بنبست رسیده بود: (نه تنها ج.ا به میز مذاکره نیامد بلکه) درصد غنیسازی بالاتر رفته (از سه و شش دهم به بیست و حتی شصت درصد)، ذخایر اورانیوم بیشتر شده، نسل پیشرفتهتری از سانتریفیوژها به کار افتاده و فاصله یکی، دو ساله ج.ا تا سلاح اتمی به چند هفته رسیده است.
روسیه و چین مخالف دستیابی ج.ا به سلاح اتمی و گزینه نظامیاند، اما خواهان تحت فشار اقتصادی ماندن ج.ا هستند تا بتوانند منافع خودشان را پیش ببرند.
آقای خامنهای بین کاهش سرعت اتمی کردن ج.ا و کاهش تحریمهایی که بیشتر ملت ایران را ضعیف کرده، باید انتخاب کند. ضمن اینکه دولت دست پرورده او نیز زیر فشار اعتراضات مردمی قرار دارد.
در مسئله «تحریم»ها بین رویکرد تحولخواهی گذارطلب و رویکرد سرنگونیطلبی که بدنبال تضعیف ج.ا از هر طریق، بدون توجه به زندگی (و سفره) مردم است، تفاوت برخورد وجود دارد. رفع تحریمها هم به نفع ملت ایران و هم به نفع روند دموکراتیزاسیون است. برخورد با مذاکرات هستهای و مسئله تحریمها: «بمیر و بدم!».