بيش از ١٠ميليون جوان بيكار و بزودی مستهلکند
وقتی مصاحبه اخیر یکی از استادان برجسته فیزیک کشورمان را خواندم (دکتر رضا منصوری استاد دانشگاه شریف) دود از سرم بلند شد. او می گوید پافشاری ما بر «صنعت هستهای» باعث شده است که ما از «علم هستهای» روز دنیا عقب بمانیم.
میگوید آنچه ما اکنون داریم نه علم هستهای بلکه یک صنعت قدیمی هستهای با فناوری مربوط به ۸۰ سال پیش است. او میگوید ما اکنون هیچ دانشمند هستهای نداریم و از مرزهای علم هستهای دنیا بسیار عقبماندهایم. میگوید با پولی که صرف صنعت هستهای کردیم میتوانستیم ۵۰ شتابگر ذرات بنیادی بسازیم و خود را در مرز جهانی علوم هستهای نگهداریم و صنایع مدرن بسیاری را پیرامون این علم گسترش بدهیم؛ بدون آنکه این همه هزینه بر کشور تحمیل کنیم.
در کتاب اقتصاد سیاسی مناقشه اتمی گفتهام که اگر ده سال غنیسازی را به طور داوطلبانه متوقف کنیم برای ما کمهزینهتر از ادامه غنیسازی است؛ اما اکنون می گویم اگر آنچه دکتر منصوری میگوید درست باشد، در مذاکرات احیای برجام در وین، اگر برای سی سال هم به غرب تضمین بدهیم که غنیسازی نخواهیم کرد و به سرعت خودمان را از بازی اتمی خارج کنیم، جلوی خسارت بیشتر را گرفتهایم. مثل این است که به غرب تضمین بدهیم که کارخانه سایپا برای سی سال پراید تولید نخواهد کرد، معلوم است که به نفع کشور است.
در همان کتاب در چند جا نشان دادهام (بویژه با نظریه بازیها) که ماندن در بازی مناقشه اتمی به هر شکلی (چه موفق به غنیسازی بشویم یا نشویم)، بازی در میدان غربیهاست و نهایتاً به سود غرب و به زیان ماست. من آن زمان فقط از منظر اقتصادی تحلیل کردهام و اکنون بعد از ۱۴ سال از ارسال آن نامه، یک دانشمند فیزیک آن حرف را از منظر علم فیزیک تکرار میکند.
اکنون فرصت های این نسل به سرعت در حال سوختن و پنجره جمعیتی کشور به سرعت در حال بسته شدن و مغزها و سرمایههای فکری و سرمایه های انسانی ما به سرعت در حال تخلیه یا فرسوده شدن است؛ این ها اصلیترین سرمایههای ماست که باید تضمین کنیم ماندگاریشان را. پافشاری بر غنیسازی اتمی، توان و فرصتهای ما برا ی غنیسازی خودمان را بیش از این میستاند.
هماکنون غنیسازیِ چند نسل از دانشآموختگان و جوانان و مادران و کودکان متوقف مانده است. اینها هستند که انرژی بنیادین برای جهش یک ملت به سوی توسعه را فراهم می کنند؛ که در شرایط کنونی کاملا فراموش شدهاند.
کاهش رشد جمعیت هیچ خطری برای آینده توسعه ایران ندارد، چون تحولات فناوری مشکل را حل می کند. این از همان جنس ترسهای مالتوسی است که اول قرن بیستم نیز دامن جهان را گرفته بود. آن وقت از انفجار جمعیت وحشت داشتند و حالا ما از کمبود جمعیت نگرانیم.
این ترس مال کسانی است که تحولات فناوری را خطی و ایستا میبینند. امروز خطر اصلی، از دست رفتن فرصت شکوفایی این همه استعداد جوانان دانشآموخته و متخصص است که بخش بزرگی از منابع کشور را صرف رشد و آموزش آنها کرده ایم و اکنون بیش از ده میلیون نفر از آنها بیکارند و به سرعت دارند در دریای ناامیدی و خستگی و فرسودگی مستهلک میشوند (رقم ده میلیون دقیق و حداقل است و بر اساس محاسبه به دست آمده است، گرچه آمار رسمی حرف دیگری میزند). اگر این نسل را دریافتیم و غنیسازی کردیم، آینده کشور قابل بازسازی است؛ اگر این نسل را فراموش کردیم باید هم از آینده ایران بترسیم.
برگرفته از کانال نویسنده