چنین روشنفکرانی با انقلاب اسلامی همراه نشدند .
انقلاب مشروطه را روشنفکران مستقل ایرانی بر پا داشتند و چند آخوند نیز به قول مخبرالسلطنه ” در خطرات و خاطرات” جایی روی قالیچه مشروطه پیدا کردند که به باور دکتر آجودانی در کتاب “مشروطه ایرانی” بیشتر به این جهت بود که شرع نبی در قانون اساسی مشروطه محفوظ باشد.
انقلاب مشروطیت توسط روشنفکران مستقلی به توده های کم سواد ان دوران عرضه شد که دنبال تجدد و برقراری و حکومت قانون و فاصله از سنت و شرع نبی بودند .
انقلاب اسلامی دستاورد همراهی دو گروه روشنفکر سنت گرا و وابسته به اسلام سیاسی و مارکسیست بود.
مارکسیست ها تجددگرا بودند اما مارکس را خاتم الفلاسفه! و مارکسیسم لنینیسم را رهاننده بشر می دانستند. آزادی و دموکراسی را دست آورد لیبرالیسم و به دیکتاتوری از نوع پرولتاریا باور داشتند.و در دوران انقلاب سقوط شاه به عنوان سگ زنجیری امپریالیسم به هر قیمتی غایت آرزویشان بود.
بدون شک مارکسیست ها در سراسر جهان منادی تجدد بودند و به برابری زن و مرد معتقد، اما نوع ایرانی ان چنان سقوط شاه را اصل پنداشته بود که اکثریتشان اقدامات ارتجاعی باند اسلام سیاسی را به رهبری خمینی براحتی تحمل می کردند و با بهانه حالا وقت این حرفها نیست و یا با امریکائی خطاب کردن مخالفین، به حرکت افتادن چرخه ارتجاع کمک کردند.
آیت الله خمینی در اولین حرکت به جنگ قوه قضائیه مدرن رفت و با گماردن دو آخوند در راس دادگستری و اعدام فرخ رو پارسا اولین زن وزیر ، نشان داد که قصدش برگرداندن ایران به دوران پیش از مشروطیت و شرعی کردن دادگستری و آموزش و پرورش است.
اسدالله مبشری وزیر دادگستری بازرگان در میان سکوت همه گروه های سیاسی با لغو قانون حمایت خانواده که حاصل مبارزات زنان ایران بود نشان داد کراواتی های اسلام سیاسی و عمامه بر سران بر سر اجرای شریعت باهم متحدند و قانون شرع و اسلام و تشیع را رهاننده بشر و رهسپار کننده بهشت موعود می دانند.
اسلام سیاسی همان روزهای اول با سخت گیری بر دیگر مذاهب نشان داد که چه می خواهد و ماجرای تعهد را در مقابل تخصص علم کرد تا چون دوران مشروطه یک ارمنی وطن پرست چون یپرم خان به ریاست شهربانی کشور برگزیده نشود و زردشتی شهردار نگردد.
با این همه بازهم روشنفکران مستقل ایران بودند که به مبارزه با اسلام سیاسی برخاستند و فریفته عوام نشدند…درود بفرستیم به یاد و خاطره مهشید امیرشاهی ،مصطفی رحیمی ،و برادران عنایت و مهدی بهار و نادر نادر پور و چندین روشنفکر دیگر که با انقلاب از نوع اسلامی همراه نشدند…