جنبشهای مطالباتی معلمان، کارگران و بازنشستگان راهکاری جز عمل متحدانه ندارند!

ایران اگر تنها جائی نباشد قطعا نادر سرزمینی ست که جنبش کارگری، معلمان، بازنشستگان و سایر جنبش‌های اجتماعی برای مینیمم مطالبات و حتی بعضا “قانونی” که با تاریخ جدال های گذشته شان رسمیت اش داده اند را هم مدام باید بجنگند تا بگیرند. معلم در اینجا “کولبری ” هم میکند و بسیارِ دست فروشان معلم اند و بازنشستگانش به جبرِ نان به دنبال کارند و کارگران گله ای اخراج می‌شوند و کُرور کرور بیکارند.

همین چند روز پیش معلم و کارگری به شرمندگی از سُفره نانِ خانوار و کودکان شان خود را به آتش فقر سوزاندند و این حکومت و دولت و سهم بّران این وضعیت حتی نگاه هم نکردند ، درحقیقت میگویند : ” خود بسوزانید اما آتش به خِرمن منافع و موقعیت ما نزنید”!
چند دهه فریب وعده های پوچِ ” انشااله لایحه رتبه بندی ، همسان سازی و…. در دست بررسی ست”، را باید خورد و باز برایش جنگید و زندانی داد ؟ چند کارگر و معلم و بازنشسته در جدال و انتظار مُردند و در فقرشان رفتند؟

اگر دولت های قبلی وعده الکی می‌دادند و با ساختارهای بگیر و ببند هماهنگ می‌شدند، این دولت از اول خودش سر راست این کاره است و اساسا سازمانش داده اند و جلو فرستاده اند تا بگوید: که ” برای معلمان و کارگران و بازنشستگان و….پول نداریم ، نمی‌شود، باید بسازند و تحمل کنند” !

هر دولتی آمد “سهمش را عین کیک ” از صندوق ها و منابع بازنشستگی بردند و خرج اموراتشان کردند.

صف مقابل نیروی کارمزدی برای حفظ موقعیت و سودشان و کاستن از تبعات بحران هائی که خود ساخته اند با دست بردن به جیب و سفره کارگر و معلم و بازنشسته حل می‌کنند ، چهل سال است دارند این کار را می‌کنند. استادِ این کارند.

اما صفوف ما هم دیگر در موقعیت گذشته نیست. خیابانها و صحنه اجتماعی برای طرح و پیگیری مطالباتمان تسخیر شده اند چون ادامه این وضع دیگر قابل قبول و تحمل نیست.

برای قوی تر شدن و دستیابی سریعتر به مطالبات باید قدرت جداگانه جنبش ها بهم بپیوندد. منافع هر بخش از جنبش های معیشتی به حمایت و پشتیبانی بخش دیگری گره خورده است. این دفاع از حقوق و حق زندگی اجتماعی در شرایط امروز است ،صحبت “دسیسه “و حرفهای درِ گوشی نیست. این همبستگی ضرورت دارد و نیاز مبرم است.

منفعت هایمان یکی ست و همه را این حکومت خودش به هم پیوند زده است. پایه ای ترین مطالبات کارگر و معلم و بازنشسته و.. مشترک و درهم تنیده است.

مُزد حقارت به کارگر می‌دهند تا معاش معلمان را به برده گی ارزان عادت دهند. و سرنوشت این دو، هم اکنون در نکبتِ زندگی از فقرِ بازنشستگان جاریست!

در تحلیل نهائی ،هر درجه توان اقتصادی و سطح رفاه و خوشبختی کارگران، معلمان، پرستاران، بازنشستگان و سایرین در مناسبات موجود ، تابعی از مکان اقتصادی/ اجتماعی و درجه رفاه و خوشبختی نیروی کار بطور کلی ست.

در وضعیت موجود ، جنبش مطالباتی کارگران، معلمان و بازنشستگان فقط با همسویی اعتراضات و عمل متحدانه چشمگیر و هماهنگ، با ارتباط منظم مجامع و تشکل ها و شوراهای مستقل شان حول پایه ای ترین مطالبات و خواست های مشترک (حق تشکل و اعتصاب و درمان و تحصیل رایگان و حداقل مزدهای بالای خط فقر ، تا رتبه بندی و همسان سازی و باز پس گیری صندوق ها و آزادی زندانیان و….) قادر خواهند شد این حکومت و دولت و کارفرماهایشان را به تمکین خواسته هایشان عقب برانند!

شورای بازنشستگان ایران