بی شک کمتر نشانه و نمادی از استکبار جهانی! در اندازه «دلار» وجود دارد که اینگونه بر ما نفوذ و ارتباط ایجاد کرده باشد. در هنگامه ای که بحث احیای برجام داغ و خبرها از نزدیکی وقوع امضای آن هست، همگی نیم خیز منتظر آن هستیم تا ببینیم با این دلار لعنتی چه بکنیم! اگر توافق امضا شود، متعاقب آن دلار پایین آمده؛ در نتیجه باید از دلار و طلا تا ملک و اجناس را فروخت و فعلا از خرید دست کشید! اما اگر توافق امضا نشود، بایستی پول ها را تبدیل به دلار کرد و تا قیمت ها افزایشی نشده فقط خرید و از فروش امتناع کرد.
این شرح حال زندگی ما ایرانیان، مخصوصا در یک دهه گذشته شده است. همین دلار لعنتی، در همین هنگامه های بالا رفتن، بسیار ی را زمین زده و ارزش پس انداز و داریی های نقدی مردم را تبخیر کرده و در مقابل عده ای را که دارای ملک و اجناس قابل توجهی بوده اند، به عرش ثروت و دارایی رسانده است.
در این سال ها، با اینکه تحریم زمینه ساز اصلی بالا رفتن قیمت دلار شده، ولی همین برای عده ای انحصار و کاسبی بزرگی فراهم کرده و ضمن رواج دلالی، تولید را از رونق انداخته. افرادی بابت ارزهای ترجیحی، مثل ارز ۴۲۰۰ تومنی، کلی دلار از دولت و بانک مرکزی دریافت تا با واردات محصولات، با قیمت پایینتر از دلار آزاد دست مردم برسانند. ولی یا بخشی و حتی گاهی تمام آن را در بازار آزاد فروخته و به جیب زدند و یا واردات انجام و با قیمت بالاتر و حتی صادرات به کشورهای همسایه، برای خود و خاندانشان، ثروت کلانی فراهم کرده اند!
از سویی از بابت تحریم، امکان صادرات، ورود گردشگر و … نبود تا بتوانیم ارز و دلار کافی در دسترس داشته باشیم. در نتیجه عده ای را مأمور دور زدن تحریم ها از مسیرهای غیرمعمول کردیم. نامشان را جهادگران عرصه تحریم گذاشته و چون نظارت و دسترسی کافی به اطلاعات و شفافیت نبود، برخی چون بابک زنجانی و رفقا جهاد در راه منافع خود را برگزیده و آنگونه اموال مردم را غارت کردند.
از سوی دیگر، برای جبران نبود دلار و در جهت پشت کردن به این نماد و ابزار استکبار! مبادله کالا به کالا راه انداختیم. از مغولستان پشم، از هندوستان ادویه، از پاکستان برنج و از چین جنس بنجل وارد کردیم و البته این هم خود برای واردکنندگان انحصاری و دولت، از بابت فروش به قیمت بالاتر درآمد مضاعفی ایجاد کرد.
در طول این چند دهه، اگر دلار برای ما مردم عادی نفعی نداشت، حداقل همه ما را یک پا آگاه به امورات جهان و سیاستمدار بار آورد! چون مجبور بودیم کوچکترین تصمیمات سیاسی و اقتصادی در دولت آمریکا را دنبال کنیم و از بابت آن تصمیم بگیریم؛ آیا نصف شب بریزیم بازار و ماست و پوشک بخریم یا خرید را عقب بیاندازیم؟ در این سال ها ما مو به موی سیاست ها و اقدامات استکبار جهانی را بالاتر از خبرهای خود ایران دنبال کردیم. حتی بهتر از خود آمریکایی ها آرای الکترال و تاثیر آن را مطلع شدیم. حتی فهمیدیم شیعیان ایالت میشیگان! چه قدرتی داشتند و برای رای نیاوردن ترامپ کلی نذر و نیاز عاید امامزاده های خود کردیم. البته که در این راه با دعاهای خود، نذر و دعای مسیولین برای رای آوری ترامپ را خنثی کردیم!
آری، سال هاست سردمدار مبارزه با استکبار و مشخصا آمریکا بودیم. قرار بود در این راه الگو و امید مستضعفان به مبارزه با استکبار و آیادی آن باشیم. ولی آنچه رخ داد، مردم ایران را مستضعف کردیم و اتفاقا با تاثیرپذیری و خسارات سنگینی که از بابت تحریم و سرشاخ شدن با استکبار نصیب ما شد، عبرتی برای دیگران گشتیم تا به جای مبارزه، راه تعامل و گفتگو را پیش گیرند.
با این وضعیت، آنچه نصیب مردم شد، از دست رفتن سرمایه های مالی و انسانی بود. پس اندازههایی که با بالا رفتن دلار ناچیز شد و سرمایه هایی انسانی که با ناامیدی راه مهاجرت پیش گرفت. در مقابل، برای برخی تحریم نعمت شد. غنیمتی که همین دلار لعنتی برایشان فراهم کرد و نشان داد بی خود نبود از تحریم استقبال کرده و آن را نعمت می پنداشتند.
نتیجه؛ امروز که قرار بود در دولت جدید، سفره مردم به تحریم گره نخورد، حتی با شایعه ای از رسیدن به توافق یا شکست، دلهره و آتشی به جان مردم افکنده و فراتر از گره، خود سفره مردم می شود. مردمی که همواره، آماده باش، منتظرند متناسب با هر نشانه ای، نسبت به این نماد استکبار ، دلار، واکنش نشان دهند تا خود با اقداماتشان، در زمانه ای که امیدی به دولت نیست، حداقل سرمایه های خود را از نابودی بیشتر حفظ کنند.
پس کمی به خود آمده و واقعیت را درک کنیم. قرار بود به محو استکبار برخاسته و نماد و ابزارهای آن را بی اثر و خرد کنیم. ولی نه تنها این را نکردیم، بلکه با تمام وجود استکبار و نمادهای آن را بر خود مسلط کردیم!