شاهد گسستی عمیق میان حکومت و ملت هستیم
بدترین وضعیت برای هر کشوری، جدایی ملت_حاکمیت است به زبان ساده حاکمیت و مردم هر کدام راه خود را بپیمایند.
این وضعیت، بیشتر در کشورهایی رخ می دهد که حاکمان بواسطه اقتصاد نفتی، خود را بینیاز از مردم بدانند و مزید بر علت، پشتوانه مردمی نداشته باشند. مردم نیز بواسطه بی اعتمادی به نظام سیاسی، منتظر تحلیل و برداشت حکومت نشده و خود، مستقلانه برداشت خود را مطرح و راه خود را طی میکنند. خطرناک بودن این گسست نیاز به بیان ندارد.
در بحران میان روسیه و اوکراین، آدم حیران میماند که چرا مقامات ایران و رسانههای وابسته و طیفی که خود را جهادی _ انقلابی لقب دادهاند، از حمله روسیه به یک کشور مستقل تلویحا حمایت میکنند. تا جایی که یکی از مدیران شاغل در خبرگزاری مهر که قبلا در خبرگزاری سپاه کار میکرد، با اشاره به شلیک موشک سپاه به هواپیمای اوکراینی که بیش از ۱۷۰ نفر کشته شدند، با حالت تمسخر نوشت:” الان غرامت هواپیمای اوکراینی را به کی باید بدیم؟”
آینده مشخص نیست اما با این دست و فرمان روسیه در نقطه عزیمت به سوی ضعف و انزوا قرار گرفته است. با این وضعیت آیا معلوم است نظام ایران چه چشم اندازی را تصور کرده که خود که منزوی و در وضعیت ابر بحرانها به سر میبرد، از روسها دفاع میکند؟!
در این برهه زمانی وقتی که گشتی در فضای مجازی و مردم بزنیم، گسستی عمیق میان حکومت و ملت را شاهد هستیم. نوع جامعه نگاه بسیار بدی به روسها دارند در حالی که نظام سیاسی به دلایل مبرهن، مجبور است خود را وامدار روسها کند. روسها هم جز تمسخر و بیوفایی، همراهی ما با آنان را در عمل پاسخ نخواهند داد.
اگر قرار بر این است که خود را بندال قدرت خارجی کنیم و شعارهای استقلال پوچ و بیمایه است، آیا اروپا و آمریکا از هر لحاظ اقتصادی، سیاست، و آبرویشان بر روسها نمیچربند؟!