جنبش بازنشستگان چند روز پیش مجدد مطالبات اساسی اش را کف خیابان فریاد زد و باز خواهد آمد ، جنبش سازمان یافته ترِ معلمان چندی قبل از آنها آمده بود و مصمم اند تا حق شان را نگیرند خیابان را رها نکنند.
کارگران فولاد در خیابان گام های حق خواهی بر زمین کوبیدند و “اتحاد ” کارمزدی را فریاد زدند ، و کارگران در صنایع و معادن و شهرداری ها کماکان علیه حقارت مُزدها و زندگی به گرو گرفته شده همین امروزشان دارند جدال میکنند.
به یک معنا خیابان حلقه اتصال فرودستان و برجسته ترین نماد اعتصاب، تجمع و اعتراض در نپذیرفتن این وضعیت نفرت انگیز است !
آدرسِ مسببان این وضعیت هم سر راست و آشکار در هر قلمرو کار و زندگی قابل مشاهده اند ، ” شمشیر از رو بسته اند” و علنن از منفعت ها و موقعیت های قدرت شان ” میگویند .هارترین وضعیت را سامان داده اند و فجایع به اسم بحران را ، خودشان بر سر مردم آوار کرده اند.
ثروت و منابع و قدرت و آب و نان مردم در دستان اینهاست، رانت و اختلاس ها و غارت ها از صفوف خودشان است و هر دوره یک دولت و نهاد و منصبی بر منابع بازنشستگان خیمه زدند و برده اند. حریصانه به تقسیم “غنائم” از کول هم بالا میروند و حاشا هم نمیکنند.
سرمایه و دولت و حکومتی که با تصاحب همه خدمات ، امکانات و ظرفیتهای یک جامعه بزرگ دارند از ما نیروی کارمزدی “بی در و پیکر”کار می کشند و سودشان را میبرند، حاضر نیستند حتی برای بازتولید تجدید قوای انرژی و نیروی کار و بقاعمان در میان همه تولیدات و امکاناتی که خود خلق کرده ایم، حداقل نیازهای معیشتی زندگی با معیارهای امروزی را برآورده کنند.
ادامه این وضعیت ممکن و قابل قبول نیست نمیتوانیم از پایه ای ترین حقوق انسانی و مطالبات کارمزدی و گروکشی نان مان بگذریم و رو به آسمان شویم ، حتی اگر هر روز قشون سرمان بریزند.
بیش از چهار دهه نپذیرفتن ها و جدال های طبقه کارمزدی و تلاش مردم برای زندگی ، جنبش های مطالباتی کارگران و معلمان و بازنشستگان ، همه نیروی کارمزدی را به مکان بالاتری ارتقا داده است ، اما در این مکان نمیتوان بسنده کرد، مطالبات را همین امروز باید گرفت!
دولت، مجالس متعدد ، سیستم قضا و سایر نهادهای حکومتی و همه ذینفع های این وضعیت نه تنها اراده ای در حل و پرداخت مطالبات جنبش های کارمزدی را نشان نمیدهند که هدف شان یا وعده های پوچ و تکراری برای فرصت سوزی و فریب کاری ست یا سر راست میگویند برای شما نداریم ، نمیشود و باید تحمل کنید!
مبلغ ناچیزی “عیدی ” داده اند تا تحقیرمان کنند و بگویند این تعریف سطح زندگی شماست و این “تصویر” از ما را به شناسنامه کارگر و معلم و بازنشسته الصاق کنند.
این وضعیت نه تنها قابل قبول و تحمل نیست ، که صفوف ما با اتکا به ظرفیت و پتانسیل موجودش میتواند بهبود و تغییرش دهد. مطالبات را همین امروز میتوان و باید گرفت!
برای قوی تر شدن و دستیابی سریعتر به مطالبات باید قدرت جداگانه جنبش هایمان به هم بپیوندند ، منفعت هایمان یکی ست و پایه ای ترین مطالبات کارگر و معلم و بازنشسته و سایر مزدبگیران و بیکاران مشترک و درهم تنیده است. بازنشستگان همسانسازی شان را بگیرند ، معلمان رتبه بندی شان را بی خدشه خواهند گرفت! هر درجه از پیشروی در کسب مطالبات به همه ما تعلق دارد. هیچ انسانی نباید کمتر از هزینه های واقعی نیازهایش مطابق شاخص های زندگی امروزی برخوردار شود.
با عمل متحدانه ی چشمگیر و هماهنگ ، اعتراضاتمان را به میدان بیاوریم. خود حکومت نشان داده است که تنها در خیابان صدایمان را میشنود و قدرتمان را میبیند! این ساز و کار تنها پاسخ مناسب و ضروری برای موجودیت دادن به قسمتی از ظرفیت و پتانسیل واقعی جنبش های ما معلمان و کارگران و بازنشستگان بر متن مطالبات پایه ای و مشترک است.
شورای بازنشستگان ایران