تاثیر کیفی مقاومت مردم اوکراین بر معادلات جهانی
۷۷ سال پیش جنگ جهانی دوم در پهنه جهانی آن زمان,باعث تحولاتی گردید. تغییراتی در مرزهای برخی کشورها بوجود آمد و جهان وارد بلوک بندیهایی جدید شد. پیامدهای این بلوک بندی در تاریخ منعکس است. منافع و ضرر و زیان آن در این بحث مورد نظر نیست. بعد از جنگ جهانی دوم تقسیم بندی متفاوتی در جهان به وقوع پیوست. در سال ۱۹۹۱ با فروریختن دیوار معروف برلین نظمی دیگر در جهان ظاهر شد. بعد از آن دو واقعه, اتفاق بزرگ و تاریخ سازی حداقل به آن اهمیت رخ نداده بود.تا اینکه :
در ساعت ۵.۵۰ دقیقه صبح پنجشنبه, ۵ اسفند ۱۴۰۰ برابر با ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ صدای زنگ جنگ جدیدی جهان را غافلگیر کرد. روسیه حملات سنگین خود علیه اوکراین را آغاز نمود. شاید فرض پوتین و سایر کشورهای درگیر حتی رژیم ایران، در مسئله اوکراین این بود که روسیه در ۲۴ ساعت اوکراین را اشغال و حکومت مورد دلخواهش را جایگزین حکومت زلنسکی رئیس جمهور فعلی اوکراین خواهد کرد.
پیشینه حمله روسیه:
” اوکراین پس از روسیه پهناورترین کشور اروپاست. با ذخیره وسوسه انگیزی از معادن فلزی ارزشمند. نیمی از آهن و فولاد کل شوروی از اوکراین بدست میآمد. چهل درصد از کل سنگ منگنز دنیا در دوران شوروی از اوکراین صادر میشد. به این فهرست، منابع زغالسنگ، جیوه، تیتانیوم و نیکل را هم باید افزود. اوکراین یکی از مهمترین کشورهای معدنی دنیاست که هم از نظر تنوع و هم حجم ذخایر در دنیا کمنظیر است. گفته میشود ۸۰۰۰ معدن از ۹۰ کانی ارزشمند در سراسر خاک اوکراین وجود دارد اوکراین صاحب نوع بسیار حاصلخیزی از خاک هم هست. این خاک که بنام خاک سیاه (یا سرزمین سیاه) معروف است حاصلخیزترین خاک کره زمین است و در روسیه و کانادا نیز یافت میشود. اوکراین صاحب یک چهارم از خاک سیاه کره زمین است. این خاک استثنایی و حاصلخیز، یکی از سرمایههای ملی اوکراین است. کشاورزی در این خاک بدون کود انجام میشود. کشاورزان میگویند سربازان نازی در جنگ جهانی دوم این خاک را با خود به آلمان میبردند” (اطلاعات برگرفته از اینترنت) . البته باید در نظر داشت این داراییهای ملی اوکراین شامل “شبه جزیره کریمه “هم میشود. شبه جزیره کریمه در شمال دریای سیاه و در جنوب اوکراین قرار دارد. تقریباً کل این ناحیه به وسیله دریای آزوف و دریای سیاه احاطه شده است.
در روز ۲۶ فوریه ۲۰۱۴ روسها حدود ۱۵۰ هزار نفر از نیروهای خود را برای یک رزمایش در طول مرزهای اوکراین مستقر کردند. یک روز بعد نظامیان مسلح با نقاب و بدون یونیفرم ساختمانهای مهم کریمه و فرودگاهها و ایستگاههای مهم را به تصرف خود درآوردند. اشغال شبه جزیره کریمه درواقع مقدمه حمله کنونی به اوکراین به حساب آورده می شود. شاید اولین دلیل اشغال و تصرف کریمه که واکنش قابل توجهی در آن زمان از جامعه جهانی دیده نشد تنها راه ورودی روسیه به دریای سیاه باشد. این داده ها و شرایط ژئوپلتیک اوکراین وسوسه حمله روسیه به آن کشور, طبق فرمان ولادیمیر پوتین را فراهم کرد.
مواضع رژیم ولایت فقیه در ایران:
رژیم جمهوری اسلامی ایران از همان اول تشکیل شدنش توسط خمینی, خط و استراتژی قابل تکیه ای نداشته است. لذا در قبال هیچ رویدادی موضع ثابت و در جهت منافع مردم ایران نشان نداده است.
خامنه ای در نخستین موضع گیری سه شنبه اول مارس در مورد جنگ روسیه علیه اوکراین گفت: ” اوکراین قربانی سیاست امریکا است”. او همچنین ۱۰ اسفند ۱۴۰۰ با وارونه گویی بی شرمانه گفت: ” اگر مردم وارد میدان می شدند در اوکراین وضع دولت اوکراین و مردم اوکراین این جوری نمی شد. مردم وارد میدان نبودند چون دولت را قبول نداشتند”.
رئیسی نیز در دومین روز حمله به اوکراین با پوتین تماس تلفنی گرفت و به تبعیت از او گفت:” گسترش ناتو به سمت شرق تنشزا است و ادامه داد که : امیدوارم که آنچه اتفاق می افتد، به نفع ملتها و منطقه تمام شود ” ( سایت حکومتی جهان نیوز ۵ اسفند ۱۴۰۰.) امیر عبداللهیان وزیر خارجه خامنه ای نیز ۵ اسفند ۱۴۰۰ گفت: ” بحران اوکراین ریشه در اقدامات تحریک آمیز ناتو دارد”.
معادلات سیاسی در جهان برخلاف فرضیات کشورهای دخیل در بحران جنگ اوکراین که ۲۴ ساعته اوکراین تصرف و قضیه تمام میشود تغییر یافت. علت اصلی این تغییر معادله نیز چیزی جز مقاومت ستایش انگیز مردم و مقامات حاکم بر آن کشور و مشخصا شخص زلنسکی رئیس جمهور اوکراین نبود.
با ورود معادله مقاومت زلنسکی و مردم اوکراین و استمرار مقاومت آنها تا کنون , تعادل قوای منطقه ای و بین المللی بسود اوکراین تمام شد و مواضع کلامی سردمداران حکومت ولایی ایران نیز تغییر یافت. بنحوی که خامنه ای در سخنرانی بعدی خود از جمله گفت:” ما البته در اوکراین خواستار توقف جنگ هستیم”. رئیسی هم موضع مشابه خامنه ای را گرفت بدون اینکه حمله روسیه را محکوم نمایند و ….
موضعگیریهای متناقض حکومت کنندگان در ایران درواقع ناشی از ادامه مقاومت مردمی در اوکراین است. اما مقامات و رسانه های رژیم در وحشت از کلمه مقاومت مردمی , سعی می کنند آن را هیچ یا کم اهمیت نشان دهند.
بدنبال دروغ آشکار خامنه ای علیه مردم اوکراین که “..,مردم در اوکراین وارد میدان نشدند… “، روزنامه کیهان در سرمقاله ۱۱ شهریور خود به قلم حسین شریعتمداری با توهین بیشرمانه ای علیه مردم اوکراین نوشت: ” “وقتی به کشوری حمله نظامی میشود، اگر مردمان آن کشور به اندازه یک مترسک هم اَدای مقاومت را در بیاورند، میتوانند دشمن را شکست دهند. وقتی کشوری ظرف تنها ۴۸ساعت شهرهایش را از دست میدهد و «صف فرار از کشور» طولانیتر از «صف شرکت در جبهههای جنگ» میشود یعنی، مردمان آن کشور مقاومت را بلد نیستند حتی به اندازه آن مترسک! “. این توهین آشکار علیه مقاومت مردمی اوکراین در صورتی است که حالا بیشتر از یک هفته است مردم اوکراین مقاومت خودشان را ادامه می دهند.
بدنبال حمایت آشکار حکومتیان در ایران از روسیه، تمامی شواهد نشان می دهند که اکثریت عظیم مردم ایران مخالف حمایت آشکار سیستم ولایت فقیه از روسیه در جنگ اوکراین هستند. این مخالفت مردمی باعث تشدید تضادهای درونی رژیم گردیده است برای مثال:
در شرایط حاضر، مقصریابی ما در قبال بحران اوکراین بیشباهت به راه رفتن روی یک طناب باریک نیست و قطعاً بازی ما در هر یک از جبهه ناتو و یا مسکو، به معنای بازی دو سر باخت خواهد بود و بهترین استراتژی برای ما استراتژی بیطرفی است و نیاز به موجسواری بر بحران اوکراین نیست» (روزنامه حکومتی جهان صنعت هفت اسفند ۱۴۰۰ )
در نتیجه با تحسین مقاومت شجاعانه مردم اوکراین باید گفت: این مقاومت مردمی حتما در شکلگیری جدید جهانی بعداز جنگ سرنوشت اوکراین تاثیرات کیفی خود را نشان خواهد داد. دنیا از قانونمندیهای قبل از حمله به اوکراین بطور نسبی فاصله خواهد گرفت که بقیه ابعاد آن بتدریج آشکار خواهد شد.