از فرهنگ «رسالت‌گرایی» پرهیز کنیم! داریوش بی‌نیاز

نهادهای مدنی و صنفی، نمادِ فرهنگِ غیررسالتی است

فرهنگِ «رسالتی»، آن فرهنگی است که فرد حاملِ آن برای خود رسالتِ جهانی، رسالتِ تغییر جهان و رسالت فرافردی قایل است. این فرهنگ، یک فرهنگِ دینی است که ریشۀ اصلی آن در مسیحیت نهفته است: فرهنگِ میسونری. فرهنگِ میسونری یا رسالت‌گرایی نه در یهودیت وجود داشت و نه در دین زرتشتی و نه بودیسم. اگرچه آشوکا (304 تا 232 پیش از میلاد) می‌خواست این فرهنگ رسالتی را در بودیسم جا بیندازد ولی با شکست روبرو شد.

فرهنگِ میسونری در اروپا و آمریکا جای خود را به تدریج به فرهنگِ بورژوایی داد در حالی که در جهان مسیحیت ارتدوکس و جهان اسلام که ادامه فرهنگِ مسیحیت است به قوت خود باقی ماند. فرهنگِ رسالت‌گرایی که به عنوان میراث مسیحیتِ به اسلام رسیده در فرهنگِ شیعه به اوج خود می‌رسد. و از این رو در جهان اسلام، پیروان شیعه، نمونه افراطی این فرهنگِ رسالت‌گرایی است.

فرهنگِ رسالتی، فرهنگِ شهروندستیز است؛ فرهنگی است که شهروند را از مسایل و مشکلاتِ روزانه و عاجل دور می‌کند و او را به «رسالتی» سوق می‌دهد که در توان فردِ شهروند نیست.

خوشبختانه در ایران در دهه اخیر این فرهنگِ رسالتی از طریق تمرکز روی وظایف شهروندی شدیداً تضعیف شده است و این خود بهترین دستاوردی است که مبارزات اخیر شهروندان ایرانی بدان نایل شده است. نهادهای مدنی و نهادهای صنفی، نمادِ فرهنگِ غیررسالتی است که شهروندان فرا می‌گیرند نیروی خود را دقیقاً آنجایی متمرکز کنند که منافع بلاواسطه و ملموس آن‌ها قرار دارد.

از فیسبوک نویسنده

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»