برجام به عصر مصالحه قدرت های بزرگ تعلق داشت، هادی خسروشاهین

برجام جزئی از مارپیچ تند در نظام بین‌الملل

بیایید با هم به سال ۲۰۱۵ بازگردیم؛ سالی که برجام امضا شد.در ان سال هنوز میان قدرت های بزرگ صلح جریان داشت و دامنه تعارضات محدود بود.در چنین زمانه ای روس ها چند سال قبل از امضای توافق حتی به قطعنامه های شورای امنیت رای مثبت می دادند و از این مساله نگرانی داشتند که هسته ای شدن ایران از پتانسیل تغییر موازنه در آسیای مرکزی و قفقاز برخوردار است.

موضوع توافق میان قدرت های بزرگ، برنامه هسته ای ایران و متمایل کردن ایران به خودداری از برنامه هسته ای خود در ازای رفع تحریم ها و برخی امتیازات اقتصادی بود.اما امروز درست در نقطه مقابل سال ۲۰۱۵ قرار داریم.قدرت های بزرگ بویژه روسیه و آمریکا وارد یک تنازع بی سابقه شده اند. این وضعیت تقریبا شبیه قرار گرفتن در یک مارپیچ با شیب تند است که انتخاب های یک قدرت بزرگ در تعارض با انتخاب های قدرت بزرگ دیگر قرار می گیرد.این وضعیت در تاریخ روابط بین‌الملل پس از جنگ بین‌الملل دوم بی سابقه است.

حتی در طول جنگ سرد قدرت های بزرگ این تجربه را پشت سر نگذاشته بودند؛ روابط شوروی و امریکا از سال ۱۹۴۵ تا ۱۹۹۱ حداکثر در شرایط مارپیچ با شیب کند قرار داشت و دو قدرت می توانستند در حوزه های محدود و خاص با یکدیگر همکاری کنند و یا از رویارویی در نقاط حساس و نقض خطوط قرمز طرف مقابل خودداری کنند.اما جنگ اوکراین در حال سوق یافتن به مارپیچ با تند شیب است که عواقب آن برای هر دو طرف ویرانگر است و بطور کلی از این ظرفیت برخوردار است که ساختار نظام بین‌الملل را با تکانه های شدید روبرو کند.

در چنین چارچوبی بسیار طبیعی خواهد بود که برجام دیگر برجام گذشته نباشد.به عبارت بهتر برجام دیگر نه از مصالحه قدرت های بزرگ برخوردار است و‌ نه در عرصه عمل صرفا به برنامه هسته ای ایران محدود می شود.ارزش برجام اکنون برای امریکا دیگر به برنامه هسته ای محدود نمی شود بلکه باید فشارها را بر ایران افزایش داد تا با امضای سریع آن و چشم پوشیدن بر نقاط ضعف باقی مانده هر چه زودتر به بازار انرژی بازگردد.

برجام در صورت احیا در پاییز ۲۰۲۳با اولین چالش بزرگ مواجه می شد؛چرا که در این تاریخ کنگره آمریکا می بایست قوانین تحریمی را لغو کند و مجلس ایران نیز به پروتکل الحاقی رای دهد.با از دست رفتن احتمالی تسلط دموکرات ها بر یکی از مجلسین امریکا در نوامبر ۲۰۲۲ بسیار بعید به نظر می رسد که جمهوریخواهان چنین کنند.دولت اوباما در سال ۲۰۱۵ این بازه زمانی را از آن جهت در نظر گرفته بود که تصور می کرد پس از هشت سال روابط تهران و واشنگتن به یک آرام و قرار نسبی دست خواهد یافت.اما این ارام و‌قرار نه تنها بدست نیامد که واشنگتن در می ۲۰۱۸ تصمیم گرفت از برنامه جامع اقدام مشترک خارج شود.

در چنین شرایطی و بدون اعطای تضمین های موثر از سوی واشنگتن شرکتها و بانک های بین المللی یا از سرمایه گذاری در ایران خودداری خواهند کرد یا به سمت تنظیم قراردادهای کوتاه مدت می روند.بنابراین تمایل آمریکا به احیای برجام بدلیل نیاز مبرم به انرژی البته بدون گارانتی موثر اولین فشار بر بازگشت به برنامه جامع اقدام مشترک است.

فشار بعدی از سوی دومین قدرت بزرگ یعنی روسیه است؛ بازیگری که در دور هفتم مذاکرات و قبل از ورود روابط غرب و شرق به مارپیچ با شیب تند ناجی گفتگوها بود و در قالب نقش بالاسر عمل می کرد.حال همین روسیه منافع خود را در یک بازی تعلیقی می بیند تا فشار انرژی بر غرب حفظ شود و فشار امنیتی به سایر محیط ها سرایت کند.

حال برای خروج از این وضعیت یک راهکار دم دستی و ناواقع بینانه وجود دارد.یعنی روسیه را از کمیسیون مشترک برجام حذف کرد.اما این فقط یک راهکار روی کاغذ است؛ چراکه روسیه در اینجا می تواند به مکانیزم اسنپ بک رجوع کند و کل بازی را برهم بریزد؛ اگر در این تلاش خود نیز موفق نشود ،مشخص نیست در نبود روسیه، چین نیز تمایل داشته باشد در برجام باقی بماند.اگر چین و روسیه نیز نباشند، تردیدهای جدی در مورد تداوم حضور ایران در برجام با طرف غربی وجود دارد.

واقعیت این است که برجام متعلق به عصر مصالحه و توافق قدرت های بزرگ بود ولی اکنون خود به جزئی از مارپیچ با تند شیب در نظام بین الملل تبدیل شده است و تنها راه برای نجات آن این است که قدرت های بزرگ در حوزه اوکراین و اروپا به یک توافق پایدار دست یابند.در غیر اینصورت این مارپیچ تند هم برجام را با خود خواهد برد و هم تکانه های عظیمی بر ساختار روابط بین‌الملل، محیط های امنیتی، کنش ها و واکنش ها، ادراکات و انگاره های بازیگران منطقه ای و بین المللی وارد خواهد کرد./مطالعات ایران

 

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»